با وجود افزایش قیمتها و بیثباتی در فضای اقتصادی کشور، تصمیمگیری پیشروی بازیگران اقتصادی، از خانوار گرفته تا بنگاههای اقتصادی، روزبهروز سختتر میشود. در نتیجه چنین فضای ابهامآمیزی که امکان تصمیمگیری وجود ندارد، اقتصاد با افت مواجه شده و رکود شدید، تشدید فقر و افزایش اختلاف طبقاتی، محصولی است که در این محیط به بار میآید.
در این یادداشت تلاش میکنم نکاتی را از منظر جامعهشناختی مطرح کرده و با تکیه بر تحلیل ساختاری، تصویری از شرایط کنونی ارائه کنم. یکی از محورهای اصلی یادداشت ناظر بر این مساله است که آیا سیاستهای جاری دولت، که ظاهرا به نفع طبقات فرودست و به زیان طبقات مرفه جامعه طراحی شدهاند، واقعا کارآمد هستند؟ آیا این سیاستها میتوانند بهطور مؤثر مشکلات طبقات کمدرآمد را کاهش دهند یا اینکه بیشتر ماهیتی نمایشی، نمادین و پوششی دارند؟
بهواقع عدم ثبات و آینده مبهم اقتصاد و بازار امروز ایران باعث تاریکی و لغزندگی مسیر برای فعالان بازار و اقتصاد شهروندان شده که فرصتی برای حرکت و برنامهریزی مطمئن باقی نگذاشته است.