اقتصاد جهان در حالی با پیامدهای جنگ در خلیجفارس روبهرو میشود که کمترین مواجهه را با آن دارد. سطح بالای بدهی دولتها دست آنها را برای مقابله با پیامدهای اقتصادی جنگ بسته است. از سوی دیگر، ناتوانی دولتهای جنوب خلیجفارس در فروش نفت، موجب شده تا چرخه پترودلار با چالشهای جدیدی مواجه شود که پیشتر تجربه نشده بود.
اینکه نتیجه جنگ در خاورمیانه چه خواهد شد هنوز روشن نیست، اما شوک نفتی ناشی از آن یک آسیبپذیری تازه را در اقتصاد جهانی آشکار کرده است. هرگز پیش از این، جهان با هیچ بحرانی در شرایطی وارد نشده بود که تا این اندازه با کسری بودجه و سطح بالای بدهی مواجه باشد. این بار سنگین، توان دولتها را برای کاهش آثار افزایش قیمت انرژی محدود خواهد کرد.
چرخهای که در آن آمریکا در ازای آنکه کشورهای حوزه خلیج فارس درآمدهای دلاری خود را در اوراق خزانهداری ایالات متحده سرمایهگذاری کنند، ثبات خاورمیانه را تضمین میکرد، اکنون از هم فروپاشیده است. ریشه این تفاهم به سال ۱۹۷۴ بازمیگردد؛ زمانی که هنری کیسینجر یکی از مهمترین توافقهای مالی تاریخ معاصر را رقم زد. براساس این توافق، عربستان سعودی نفت خود را به دلار قیمتگذاری میکرد و مازاد درآمدش را عمدتا در داراییهای آمریکایی، بهویژه اوراق خزانهداری، نگه میداشت. دیگر کشورهای خلیج فارس نیز از این الگو پیروی کردند. در مقابل، آمریکا تضمینهای امنیتی و نظمی باثبات در سطح جهانی فراهم میکرد.