نهادها را میتوان الگوهای منظم فعالیتهای انسانی و هنجارها، دیدگاههای عامیانه، فهمها و توجیهات همراه آنها تعریف کرد. رویکرد نهادگرایی قدیم به مطالعه اقتصادها از این مشاهده ناشی شد که فعالیتهای انسانی بهصورت نامعمولی تغییر نمیکنند، بلکه در الگوهای منظم در طول زمان و مکان شکل میگیرند. این…
جمعیت زندانیان در کشورها همگام با توسعه اقتصادی افزایش می یابد
دیردره مککلاسکی، اقتصاددان، افزایش عظیم استانداردهای زندگی را که از ۲۰۰ سال پیش آغاز شد، «واقعیت شگرف» مینامد. با نگریستن به نمودار چوب هاکی شکلِ تولید ناخالص داخلی جهان در گذر زمان، اهمیت این پدیده بر کسی پوشیده نیست. ثروت مادی امروز به مراتب بیشتر از گذشته است و چنان به سرعت حاصل شد که باید در…
آدام اسمیت، که بهطور گسترده بهعنوان نخستین نظریهپرداز بزرگ سرمایهداری شناخته میشود، از نهاد بردهداری بیزار بود. او در سال ۱۷۷۶ نوشت: «هر کاری که یک برده انجام میدهد… فقط با زور از او گرفته میشود و نه به دلیل هیچ منفعت شخصی خودش.» او پیشتر در یک سخنرانی قوانینی را که «اقتدار اربابان را تقویت و بردهها را به اطاعتی مطلق فرو میکاهد» نکوهش کرده بود. نظام مزارع بزرگ که در مرکز این اقتصاد قرار داشت، بازار رقابتی نبود؛ مالکان مزارع با اتکا به «انحصاری مورد تایید دولت در برابر کل جهان» توانسته بودند «به واسطه سودهای گزاف خود، هزینههای گزاف و شیوه ناکارآمد کشتوکارشان را جبران کنند.» اسمیت بهطور خاص از خشونت استثنایی در مستعمرات بریتانیا، بهویژه «جامائیکا و باربادوس، جایی که بردهها بسیارند و موضوع سوءظناند و مجازاتها حتی برای خطاهای کوچک نیز بسیار شوکآور است»، سخن گفت.
اگر بخش مالیاتی بودجه ۱۴۰۵ را بتوان نقشه محدودیت دولت در اخذ مالیات دانست و بخش تامین مالی را تصویر محدودیت دولت در استقراض، بخش «الزامات حقوق ورودی» را باید نقشه مواجهه دولت با تجارت خارجی، الگوی مصرف و فشارهای ارزی خواند. اینجا دولت نه صرفا به دنبال حداکثرسازی درآمد است، نه فقط در نقش حامی تولید ظاهر میشود و نه تنها نگران پیامدهای مصرفی است؛ بلکه میکوشد میان این سه، در شرایط محدودیت ارزی و حساسیت اجتماعی، نوعی تعادل ناپایدار اما قابل مدیریت برقرار کند.
تبارشناسی یکی از ایدههای سیاسی رو به رشد بررسی شد
در محافل سیاسیِ بانفوذ، شنیدن اصطلاح «پستلیبرالیسم» روزبهروز رایجتر میشود. مانند بسیاری از برچسبهای سیاسی دیگر، مانند لیبرالیسم، فاشیسم، سوسیالیسم و دموکراسی، پستلیبرالیسم نیز به اندازهای گسترده شده که اکنون مجموعهای از ایدهها و جنبشهای گاه حتی متناقض را دربرمیگیرد. هرچند این اصطلاح نخست در محافل الهیاتی پروتستان مطرح شد، اما در گفتوگوهای سیاسی امروز، معمولا یا به جنبش وسیع «راست نو» مرتبط با افرادی چون تاکر کارلسن اشاره دارد که در پی تضعیف «اجماع لیبرال پس از جنگ» هستند، یا مشخصا به جنبشی مربوط میشود که توسط روشنفکران کاتولیکی مانند آدریان ورمول از دانشکده حقوق هاروارد و پاتریک دینین از دانشگاه نوتردام ترویج میشود. معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، از این نظر منحصربهفرد است که در هر دو دنیای پستلیبرال حضور دارد. پستلیبرالهای کاتولیک از تبار فکری قابلتوجهی برخوردارند.