1774369865872 copy

درحالی‌که بازار جهانی انرژی همواره به‌عنوان یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین اکوسیستم‌های اقتصادی شناخته می‌شود، تنش‌های اخیر در خاورمیانه بار دیگر نشان داده که این بازار تا چه اندازه در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک آسیب‌پذیر است. در کانون این تحولات، تنگه هرمز(یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان) قرار دارد؛ گذرگاهی که نه‌تنها بخش قابل‌توجهی از نفت خام، بلکه سهم عمده‌ای از فرآورده‌های پالایش‌شده نظیر سوخت جت از آن عبور می‌کند.

اکنون با انسداد موثر این تنگه در پی تنش‌های نظامی، پیامدهایی فراتر از بازار نفت خام در حال آشکار شدن است؛ پیامدهایی که مستقیما صنعت هوانوردی جهانی را هدف گرفته و زنجیره تامین سوخت جت را با اختلالی بی‌سابقه مواجه کرده است. در واقع، آنچه در حال شکل‌گیری است صرفا یک شوک قیمتی مقطعی نیست، بلکه یک بحران چندلایه در سطح زیرساخت، لجستیک و برنامه‌ریزی عملیاتی شرکت‌های هواپیمایی است که می‌تواند الگوهای پروازی، ساختار هزینه‌ها و حتی رفتار مصرف‌کنندگان را در مقیاس جهانی دگرگون کند. اهمیت این موضوع زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم حمل‌ونقل هوایی ستون فقرات اقتصاد جهانی‌شده امروز است و هرگونه اختلال در آن، به‌سرعت به زنجیره‌های تامین، گردشگری، تجارت و سرمایه‌گذاری سرایت می‌کند.

هشدارهای اخیر نهادهای صنعت هوانوردی اروپا نشان می‌دهد که اگر مسیر عبور از تنگه هرمز طی سه هفته آینده به‌طور کامل و پایدار بازگشایی نشود، اروپا با کمبود «سیستماتیک» سوخت جت مواجه خواهد شد. این هشدار که از سوی انجمن فرودگاه‌های اروپا (ACI Europe) مطرح شده، بیانگر آن است که ذخایر سوخت در حال کاهش بوده و همزمان، تاثیر فعالیت‌های نظامی بر الگوهای تقاضا، فشار مضاعفی بر عرضه وارد کرده است. در نامه‌ای که به کمیسیون حمل‌ونقل اتحادیه اروپا ارسال شده، صراحتا به نبود یک سیستم جامع پایش و ارزیابی در سطح اتحادیه اشاره شده؛ خلائی که می‌تواند توان واکنش هماهنگ به بحران را به‌شدت تضعیف کند.

واردات سوخت اروپا

برای درک ابعاد این بحران، باید به نقش کلیدی تنگه هرمز در تامین سوخت هوانوردی توجه کرد. برآوردها نشان می‌دهد که حدود ۴۰ درصد از عرضه جهانی سوخت جت از این مسیر عبور می‌کند، درحالی‌که نزدیک به نیمی از واردات سوخت جت اروپا از منطقه خلیج فارس تامین می‌شود. پالایشگاه‌های بزرگ منطقه، از جمله تاسیسات عظیم الزور در کویت که به‌تنهایی حدود ۱۰ درصد از واردات سوخت جت اروپا را تامین می‌کند، نقش حیاتی در این زنجیره دارند. بنابراین، هرگونه اختلال در این مسیر، به‌سرعت به کمبود در بازارهای مصرفی منتقل می‌شود. نشانه‌های اولیه این بحران هم‌اکنون قابل مشاهده است.

قیمت سوخت جت در شمال‌غرب اروپا از حدود ۷۵۰ دلار در هر تن پیش از آغاز درگیری‌ها، به بیش از ۱۵۷۰ دلار رسیده و حتی در مقاطعی رکورد ۱۸۳۸ دلار را نیز ثبت کرده است. این افزایش بیش از دو برابری، فشار شدیدی بر ساختار هزینه‌ای شرکت‌های هواپیمایی وارد کرده، چرا که سوخت معمولا بین ۲۰ تا ۴۰درصد از هزینه‌های عملیاتی آنها را تشکیل می‌دهد. در سطح عملیاتی، پیامدهای این افزایش قیمت و نگرانی از کمبود عرضه، به‌سرعت در حال بروز است. شرکت‌های هواپیمایی در سراسر جهان، از آمریکا تا آسیا و اروپا، اقدام به کاهش ظرفیت پروازی، لغو برخی مسیرها و افزایش قیمت بلیت کرده‌اند. برای مثال، شرکت Delta Air Lines اعلام کرده که ظرفیت پروازی خود را حدود 3.5 درصد کاهش خواهد داد و انتظار دارد تنها در بازه سه‌ماهه، با ۲‌میلیارد دلار هزینه اضافی سوخت مواجه شود. این شرکت همچنین در حال بازنگری در پروازهای کم‌بازده، به‌ویژه پروازهای شبانه و میان‌هفته است.

در منطقه آسیا-اقیانوسیه، شرکت Air New Zealand برخی پروازهای خود به و از شهرهای اصلی مانند اوکلند و ولینگتون را لغو و اعلام کرده که قیمت سوخت جت به بیش از دو برابر سطح معمول رسیده است. Air India نیز ساختار هزینه‌های سوخت خود را باز طراحی کرده و عوارض سوخت را بر اساس مسافت پرواز تنظیم کرده است. در اروپا، شرکت LOT لهستان برخی مسیرهای کم‌تقاضا را حذف کرده و سایر شرکت‌ها نیز در حال بررسی افزایش تعرفه‌ها هستند. حتی در ایالات متحده که از نظر تولید داخلی سوخت جت وضعیت بهتری دارد، نگرانی‌ها رو به افزایش است. مدیرعامل United Airlines هشدار داده که ممکن است این شرکت ناچار به کاهش پروازهای خود به آسیا شود، درحالی‌که Lufthansa آلمان نیز در حال تدوین سناریوهای اضطراری، از جمله زمین‌گیر کردن بخشی از ناوگان خود است.

کمبود فیزیکی سوخت

در کنار افزایش قیمت، مساله کمبود فیزیکی سوخت نیز به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یک تهدید واقعی است. در ایتالیا، چهار فرودگاه به‌دلیل اختلال در تامین سوخت، محدودیت‌هایی را اعمال کرده‌اند. در آسیا، کشورهایی مانند ویتنام به سهمیه‌بندی سوخت جت روی آورده‌اند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که اگر روند فعلی ادامه یابد، این کمبودها می‌تواند به‌صورت گسترده‌تری در اروپا و سایر مناطق بروز کند. یکی از نکات کلیدی در این بحران، همزمانی آن با فصل اوج سفرهای تابستانی است. در اروپا، صنعت گردشگری به‌شدت به حمل‌ونقل هوایی وابسته و هرگونه اختلال در این بخش می‌تواند اثرات زنجیره‌ای گسترده‌ای بر اقتصاد داشته باشد. کاهش پروازها نه‌تنها درآمد شرکت‌های هواپیمایی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه هتل‌ها، رستوران‌ها و سایر بخش‌های مرتبط با گردشگری را نیز با کاهش تقاضا مواجه می‌کند.

از منظر تحلیلی، آنچه این بحران را پیچیده‌تر می‌کند، محدود بودن ظرفیت جایگزینی است. برخلاف نفت خام که می‌توان آن را از منابع مختلف تامین کرد، سوخت جت نیازمند زیرساخت‌های پالایشی خاص و زنجیره توزیع پیچیده‌ای است. کاهش صادرات از خاورمیانه در شرایطی رخ می‌دهد که صادرات جهانی سوخت جت به پایین‌ترین سطح در چهار سال اخیر رسیده است. این بدان معناست که حتی در صورت وجود تقاضای پایدار برای سفر، عرضه سوخت ممکن است پاسخگوی آن نباشد. در چنین شرایطی، شرکت‌های هواپیمایی ناچار به اتخاذ استراتژی‌های تدافعی هستند: افزایش قیمت بلیت، کاهش پروازهای کم‌بازده، افزایش هزینه‌های جانبی مانند بارو در برخی موارد، بازنگری در برنامه‌های توسعه ناوگان. این اقدامات، اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند به حفظ نقدینگی کمک کند، اما در بلندمدت ممکن است به کاهش رقابت‌پذیری و نارضایتی مشتریان منجر شود.

بحران فعلی نشان می‌دهد که صنعت هوانوردی جهانی تا چه اندازه به ثبات ژئوپلیتیک در نقاط کلیدی مانند تنگه هرمز وابسته است. انسداد این گذرگاه، نه‌تنها بازار نفت، بلکه کل زنجیره ارزش انرژی(از پالایش تا مصرف نهایی) را تحت تاثیر قرار داده است. اگر این وضعیت تداوم یابد، احتمال بروز یک اختلال سیستماتیک در عرضه سوخت جت و در نتیجه، کاهش قابل‌توجه در ظرفیت حمل‌ونقل هوایی وجود دارد. در عین حال، این بحران می‌تواند به‌عنوان نقطه عطفی در بازاندیشی سیاست‌های انرژی و حمل‌ونقل تلقی شود؛ جایی که دولت‌ها و شرکت‌ها ناگزیر خواهند بود به سمت تنوع‌بخشی به منابع تامین، افزایش ذخایر استراتژیک سوخت، و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های جایگزین حرکت کنند.

همچنین، احتمال می‌رود که این وضعیت به تسریع روندهایی مانند بهینه‌سازی مصرف سوخت، توسعه سوخت‌های پایدار هوانوردی (SAF) و بازطراحی شبکه‌های پروازی منجر شود. این بحران را باید به‌عنوان هشداری جدی برای سیاستگذاران و فعالان صنعت تلقی کرد: وابستگی بیش از حد به مسیرهای محدود تامین انرژی، ریسک‌هایی را به همراه دارد که در شرایط بحرانی می‌تواند به‌سرعت به اختلالات گسترده اقتصادی تبدیل شود. آینده صنعت هوانوردی، بیش از هر زمان دیگری، به توانایی آن در مدیریت این ریسک‌ها، افزایش تاب‌آوری عملیاتی و تطبیق با واقعیت‌های جدید ژئوپلیتیک وابسته است؛ واقعیت‌هایی که نشان می‌دهد یک گلوگاه باریک دریایی می‌تواند سرنوشت یکی از حیاتی‌ترین صنایع جهان را تحت تاثیر قرار دهد.