متفاوت‌ترین شوک انرژی تاریخ

در اوج این بحران، بیش از ۱۲‌ میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی نفت از بازار حذف شده است؛ رقمی معادل حدود ۱۲ درصد تقاضای جهانی. این در حالی است که در بحران‌های تاریخی مانند تحریم نفتی عربی در سال‌های ۱۹۷۳-۱۹۷۴، حداکثر کاهش عرضه حدود ۴.۵‌میلیون بشکه در روز بود و در انقلاب ایران در سال‌های ۱۹۷۸-۱۹۷۹ این رقم به ۵.۶‌میلیون بشکه در روز می‌رسید. حتی جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نیز با کاهش حدود ۴.۳‌میلیون بشکه در روز، فاصله قابل‌توجهی با بحران فعلی دارد. به بیان ساده، از منظر شدت روزانه، جهان هرگز با چنین افتی در عرضه مواجه نبوده است. اما تفاوت این بحران صرفا به اعداد محدود نمی‌شود. شوک کنونی، برخلاف شوک‌های دهه‌های گذشته، یک «شوک چندلایه» است. درحالی‌که بحران‌های پیشین عمدتا بازار نفت خام را هدف قرار می‌دادند، جنگ خاورمیانه به‌طور همزمان عرضه نفت، گاز طبیعی، فرآورده‌های پالایشی و حتی کودهای شیمیایی را مختل کرده است. این گستردگی نشان‌دهنده تغییر ساختار بازار انرژی جهانی در دهه‌های اخیر است؛ بازاری که به‌واسطه رشد تقاضا، پیچیده‌تر شدن زنجیره‌های تامین و نقش پررنگ‌تر خاورمیانه در تولید محصولات نهایی، آسیب‌پذیرتر از گذشته شده است.

 عدم وابستگی به LNG

برای مثال، صنعت گاز طبیعی مایع (LNG) که در دهه ۱۹۷۰ عملا وجود نداشت، امروز یکی از ارکان اصلی تامین انرژی جهان است. در بحران فعلی، حدود یک‌پنجم تولید جهانی(LNGعمدتا در قطر) دچار اختلال شده است. این موضوع به‌ویژه برای کشورهای آسیایی و اروپایی که وابستگی بالایی به واردات گاز دارند، تبعاتی جدی به همراه داشته است. در مقابل، در بحران‌های پیشین، چنین سطحی از وابستگی به گاز وجود نداشت و بازار انرژی بیشتر حول محور نفت خام می‌چرخید. از سوی دیگر، نقش پالایشگاه‌های خاورمیانه نیز در این بحران برجسته است. طی دهه‌های اخیر، سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در ساخت پالایشگاه‌های پیشرفته در منطقه انجام شده که اکنون بخش مهمی از سوخت‌های مصرفی جهان(از گازوئیل تا سوخت جت) را تامین می‌کنند.

حملات و اختلالات ناشی از جنگ، تولید و صادرات این فرآورده‌ها را نیز به‌شدت کاهش داده و باعث کمبود سوخت در بازارهای آفریقا، اروپا و آسیا شده است. این در حالی است که در شوک‌های گذشته، چنین وابستگی گسترده‌ای به فرآورده‌های تولیدشده در خاورمیانه وجود نداشت. با وجود شدت بالای این بحران در هر روز، اگر به مجموع اثر آن نگاه کنیم، تصویر کمی متفاوت می‌شود. در حدود ۵۲ روز گذشته، نزدیک به ۶۲۴‌میلیون بشکه نفت از بازار حذف شده است. این رقم تقریبا هم‌سطح تحریم نفتی عربی در دهه ۱۹۷۰ است، اما هنوز با بحران  به وجود آمده پس از انقلاب ایران فاصله دارد؛ بحرانی که طی چند سال، بیش از ۴‌میلیارد بشکه از تولید نفت را کاهش داد.

 اثر تجمعی

این تفاوت نشان می‌دهد که اگرچه شوک فعلی از نظر شدت بی‌سابقه است، اما در صورت کوتاه بودن مدت زمان آن، ممکن است از نظر اثر تجمعی به برخی بحران‌های تاریخی نرسد. با این حال، تحلیلگران هشدار می‌دهند که حتی در صورت دستیابی سریع به توافق سیاسی، بازگشت کامل عرضه به بازار ممکن است ماه‌ها(و در مورد گاز حتی سال‌ها) به طول بینجامد. بنابراین، اثر نهایی این بحران هنوز مشخص نیست و می‌تواند به‌مراتب گسترده‌تر شود.

یکی دیگر از تفاوت‌های کلیدی این بحران، ناتوانی تولیدکنندگان بزرگ در جبران کمبود عرضه است. در بحران‌های گذشته، کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی با افزایش تولید توانستند بخشی از کاهش عرضه را جبران کنند. اما در بحران فعلی، این کشورها نیز به‌دلیل اختلال در حمل‌ونقل از طریق تنگه هرمز، با محدودیت مواجه شده‌اند. به عبارت دیگر، در بحران اخیر یک گلوگاه لجستیک(و نه صرفا ظرفیت تولید بالا) به عامل تعیین‌کننده تبدیل شده است. از منظر جغرافیایی نیز الگوی تاثیرگذاری این بحران تغییر کرده است. در تحریم نفتی دهه ۱۹۷۰، ایالات متحده یکی از اصلی‌ترین قربانیان بود و شهروندان آمریکایی با صف‌های طولانی بنزین مواجه شدند. اما در بحران کنونی، بیشترین فشار بر آسیا و آفریقا وارد شده است؛ مناطقی که وابستگی بالایی به واردات انرژی از خلیج فارس دارند و اکنون با کمبود عرضه و افزایش قیمت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

 انعطاف‌پذیری بازار انرژی

در این میان، تجربه بحران‌های اخیر مانند جنگ اوکراین نیز نشان می‌دهد که بازار انرژی جهانی نسبت به گذشته انعطاف‌پذیرتر شده است. پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، تولید نفت روسیه تنها حدود ۹ درصد کاهش یافت و این کشور توانست با تغییر مسیر صادرات، بخشی از اثر تحریم‌ها را خنثی کند. اما در بحران اخیر، ماهیت اختلال(یعنی انسداد یک مسیر حیاتی انتقال انرژی) امکان چنین سازگاری سریعی را محدود کرده است. در واکنش به این بحران، آژانس بین‌المللی انرژی اقدام به آزادسازی بی‌سابقه ۴۰۰‌میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک کرده است؛ اقدامی که نشان‌دهنده عمق نگرانی‌ها درباره کمبود عرضه است. این نهاد که پس از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ تاسیس شد، اکنون بار دیگر در مرکز مدیریت بحران انرژی قرار گرفته، اما حتی این مداخله نیز نتوانسته به‌طور کامل اثرات شوک را خنثی کند.

در جمع‌بندی، شوک نفتی ناشی از جنگ  خاورمیانه را نمی‌توان صرفا ادامه‌ای بر بحران‌های گذشته دانست. این بحران، ترکیبی از شدت بی‌سابقه، گستردگی چندبخشی و پیچیدگی ژئوپلیتیک است که آن را به پدیده‌ای متفاوت تبدیل کرده است. اگر شوک‌های دهه ۱۹۷۰ بازار نفت را متحول کردند، بحران کنونی می‌تواند کل معماری امنیت انرژی جهان را بازتعریف کند؛ از مسیرهای انتقال گرفته تا الگوی مصرف و حتی سرعت گذار به انرژی‌های جایگزین. اما شاید مهم‌تر از همه، این بحران نشان می‌دهد که جهان وارد مرحله‌ای شده که در آن «ریسک‌های سیستمی» جایگزین شوک‌های مقطعی شده‌اند؛ مرحله‌ای که در آن یک گلوگاه جغرافیایی می‌تواند زنجیره‌ای از اختلالات هم‌زمان در بازارهای نفت، گاز، حمل‌ونقل و حتی امنیت غذایی ایجاد کند.

در چنین شرایطی، دیگر صرف افزایش تولید یا آزادسازی ذخایر استراتژیک کافی نیست، بلکه کشورها ناگزیرند درک خود از امنیت انرژی را بازتعریف کنند؛ از تنوع‌بخشی واقعی به منابع و مسیرها گرفته تا سرمایه‌گذاری در تاب‌آوری زیرساخت‌ها و کاهش وابستگی ساختاری به نقاط پرریسک. نشانه‌های این تغییر از هم‌اکنون قابل مشاهده است: رقابت برای کنترل مسیرهای جایگزین انتقال انرژی تشدید شده، قراردادهای بلندمدت گاز و نفت بار دیگر اهمیت یافته‌ و دولت‌ها با شتاب بیشتری به سمت توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و فناوری‌های ذخیره‌سازی حرکت می‌کنند. با این حال، گذار به نظم جدید نه سریع خواهد بود و نه بدون هزینه؛ بلکه با دوره‌ای از بی‌ثباتی، قیمت‌های بالا و بازآرایی اتحادهای ژئوپلیتیک همراه خواهد شد. در نهایت، اگر دهه ۱۹۷۰ آغاز عصر جدیدی در بازار نفت بود، بحران کنونی می‌تواند نقطه عطفی برای پایان آن باشد؛ لحظه‌ای که در آن انرژی نه‌فقط یک کالای اقتصادی، بلکه به‌طور کامل به یک متغیر راهبردی در معادلات قدرت جهانی تبدیل می‌شود.