خرید دلار با هر قیمت!

بازارهای دارایی در ایران روز گذشته بار دیگر شاهد افزایشی کم‌سابقه در قیمت ارز و طلا بودند؛ افزایشی که نه‌تنها سقف‌های قیمتی جدیدی را به ثبت رساند، بلکه نشانه‌های پررنگ‌تری از تشدید انتظارات تورمی و افزایش نگرانی فعالان اقتصادی نسبت به آینده را آشکار کرد. دلار آزاد با افزایش ۷هزارتومانی از مرز ۱۵۰هزار تومان عبور کرد و در سطح ۱۵۷هزار تومان ایستاد. همزمان، بازار طلا و سکه نیز از این موج صعودی بی‌نصیب نماند؛ به‌طوری که سکه امامی با افزایش ۱۴‌میلیون و ۵۲۰هزارتومانی به سطح بی‌سابقه ۲۰۰‌میلیون تومان رسید و هر گرم طلای ۱۸عیار نیز با افزایش بیش از یک‌ونیم‌میلیون‌تومانی، در کانال ۱۹‌میلیون و ۷۵۰هزار تومان تثبیت شد.

این افزایش‌های پرشتاب در شرایطی رخ داده که بررسی‌های میدانی از بازار ارز تهران، تصویری فراتر از صرفا نوسان قیمتی ارائه می‌دهد. صف‌های شکل‌گرفته مقابل صرافی‌ها برای خرید ارز - تا سقف هزار دلار یا یورو برای هر فرد - به‌روشنی نشان می‌دهد که تقاضای احتیاطی و نگرانی از کاهش ارزش پول ملی، بار دیگر به رفتار غالب در میان متقاضیان تبدیل شده است. هرچند نرخ‌های اعلامی صرافی‌ها فاصله معناداری با قیمت‌های بازار آزاد نداشت و در بسیاری موارد ارز با قیمتی نزدیک به نرخ بازار معامله می‌شد، اما نفس تشکیل صف، سیگنالی مهم از فضای روانی حاکم بر بازار است؛ فضایی که بیش از آنکه متکی بر متغیرهای بنیادین کوتاه‌مدت باشد، از ترس و نااطمینانی نسبت به آینده تغذیه می‌کند.

صف؛ نشانه‌ای فراتر از کمبود عرضه

در ادبیات اقتصادی، شکل‌گیری صف در بازار ارز الزاما به معنای کمبود فیزیکی ارز نیست؛ بلکه اغلب نشانه‌ای از عدم تعادل در انتظارات و تشدید نااطمینانی نسبت به آینده است. زمانی که افراد برای تبدیل ریال به ارز شتاب می‌گیرند، این رفتار بیش از آنکه واکنشی به متغیرهای جاری بازار باشد، بازتابی از پیش‌بینی آنها نسبت به مسیر آتی اقتصاد و نرخ تورم تلقی می‌شود. در این چارچوب، صف‌های اخیر را می‌توان به‌مثابه دیدگاه منفی بازار به ثبات اقتصادی دانست؛ رأیی که در آن، خانوارها و سرمایه‌گذاران خرد می‌کوشند دارایی‌های نقدی خود را هرچه سریع‌تر به پناهگاه‌های امن منتقل کنند.

بررسی‌های میدانی از مقابل صرافی‌ها نیز این برداشت را تقویت می‌کند. در میان متقاضیانی که در صف‌های طولانی بیرون از صرافی‌ها ایستاده بودند، افرادی مشاهده می‌شدند که حتی اطلاع دقیقی از نرخ فروش ارز نداشتند و نمی‌دانستند هنگام ورود به صرافی با چه قیمتی امکان خرید خواهند داشت، اما صرفا برای «داشتن ارز» در صف مانده بودند. این رفتار را می‌توان نشانه‌ای روشن از تب تند خرید و غلبه ملاحظات روانی بر محاسبات عقلایی دانست؛ وضعیتی که در آن، خودِ خرید ارز به هدف تبدیل می‌شود، نه قیمت آن.

از سوی دیگر، نزدیک‌بودن نرخ صرافی‌ها به قیمت بازار آزاد را می‌توان نکته‌ای نسبتا امیدوارکننده ارزیابی کرد. این همگرایی قیمتی نشان می‌دهد که دست‌کم در مقطع فعلی، شکاف معناداری میان نرخ‌های رسمی و غیررسمی شکل نگرفته و بازار از منظر قیمتی دچار دوگانگی حاد نشده است. 

با این حال، همین مشاهدات میدانی نشان می‌دهد که در حاشیه بازار، برخی فروشندگان غیررسمی عملا تمایلی به انجام معامله نداشتند و قیمت‌هایی را پیشنهاد می‌دادند که به‌مراتب بالاتر از نرخ‌های صرافی‌ها بود؛ قیمت‌هایی که نه برای فروش، بلکه برای منصرف‌کردن خریداران مطرح می‌شد. این رفتار نیز خود گویای انتظارات صعودی شدید و انتظار افزایش بیشتر قیمت‌ها در میان فعالان غیررسمی بازار است. 

تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که تداوم فشارهای روانی، سیاسی و خبری می‌تواند این تعادل شکننده را به‌سرعت بر هم بزند و بازار را از وضعیت نیمه‌متعادل فعلی به سمت نوسانات شدیدتر سوق دهد؛ مسیری که مهار آن، بدون مدیریت انتظارات و کاهش نااطمینانی، بسیار پرهزینه خواهد بود.

اثر هم‌زمان ریسک‌های جهانی و داخلی

افزایش قیمت‌ها در بازار داخلی، هم‌زمان با افزایش قابل‌توجه طلای جهانی رخ داده است. در پی تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک در سطح بین‌الملل و افزایش ریسک‌های سیاسی، بهای هر اونس طلا در بازارهای جهانی به رکورد تازه ۵۲۵۰ دلار رسیده است. این رکوردشکنی، نشان‌دهنده افزایش تقاضا برای دارایی‌های امن در سطح جهان است؛ روندی که معمولا در دوره‌های بی‌ثباتی سیاسی، جنگ‌ها یا بحران‌های ژئوپلیتیک تشدید می‌شود.

برای بازار ایران، این افزایش جهانی طلا اثر دوگانه دارد. از یک سو، رشد قیمت اونس، به‌طور مستقیم ارزش ذاتی طلا و سکه را افزایش می‌دهد؛ و از سوی دیگر، هم‌زمانی این رشد با افزایش نرخ ارز، اثر تقویتی ایجاد می‌کند که نتیجه آن افزایش‌های چندمیلیونی در بازار سکه و طلاست. به بیان دیگر، بازار طلا در ایران این روزها از دو موتور هم‌زمان - دلار و طلای جهانی-   نیرو می‌گیرد.

انتظارات تورمی؛ متغیر کلیدی پنهان

با وجود تمامی عوامل یادشده، بسیاری از کارشناسان معتقدند متغیر کلیدی در پسِ این تحولات، همچنان انتظارات تورمی است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که حتی در دوره‌هایی که عرضه ارز افزایش یافته یا سیاست‌های کنترلی به‌طور مقطعی اجرا شده، اگر انتظارات تورمی مهار نشود، اثر این سیاست‌ها کوتاه‌مدت و ناپایدار خواهد بود. در شرایط فعلی، ترکیب نااطمینانی سیاسی، اخبار متناقض، محدودیت‌های ارتباطی و نبود چشم‌انداز شفاف اقتصادی، انتظارات تورمی را در سطح بالایی نگه داشته است.

در چنین فضایی، بازار ارز و طلا عملا به دماسنج انتظارات تبدیل می‌شود. هر خبر منفی - اعم از تشدید تنش‌های خارجی یا ابهام در سیاست‌های داخلی - می‌تواند به‌سرعت به افزایش تقاضای سفته‌بازانه و احتیاطی منجر شود. از این منظر، افزایش اخیر قیمت‌ها را باید نه صرفا یک نوسان مقطعی، بلکه بازتابی از بی‌اعتمادی عمیق‌تر به ثبات اقتصادی دانست.

چشم‌انداز پیش‌ رو

تداوم این روند به چند عامل کلیدی وابسته است: نخست، مسیر تحولات ژئوپلیتیک و میزان تشدید یا کاهش تنش‌های جهانی؛ دوم، نحوه مدیریت بازار ارز در داخل و توان سیاستگذار در کنترل انتظارات؛ و سوم، کیفیت و شفافیت اطلاع‌رسانی رسمی در برابر موج شایعات و اخبار غیررسمی. در صورتی که ریسک‌های سیاسی کاهش نیابد و انتظارات تورمی همچنان بالا باقی بماند، بازارها ممکن است با نوسانات شدیدتر و ثبت سقف‌های قیمتی جدید مواجه شوند.

در مقابل، هرگونه سیگنال معتبر از کاهش تنش‌ها یا بهبود چشم‌انداز سیاستی می‌تواند به تعدیل انتظارات و فروکش‌کردن هیجانات منجر شود. با این حال، تجربه نشان داده که بازگرداندن آرامش به بازاری که انتظارات در آن ملتهب شده، بسیار پرهزینه‌تر و زمان‌برتر از حفظ ثبات اولیه است. بنابراین، افزایش اخیر دلار، سکه و طلا را باید هشداری جدی تلقی کرد؛ هشداری که نشان می‌دهد اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به مدیریت انتظارات، شفافیت سیاستی و کاهش نااطمینانی‌های سیاسی نیاز دارد؛ در غیر این صورت، بازارها همچنان در مسیر پرنوسان و صعودی خود حرکت خواهند کرد.