روایت سنتی «دارایی امن» به چالش کشیده شد؛
سقوط طلا در میانه جنگ؛ تزلزل یک پناهگاه
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمدامین مکرمی؛ افت بیش از ۱۵ درصدی بهای این فلز گرانبها از زمان آغاز درگیریها، نهتنها خلاف انتظار بسیاری از سرمایهگذاران بوده، بلکه نشانهای از تغییر رفتار بازارها در شرایط تنشهای شدید است.
براساس گزارش فایننشال تایمز، طلا در روزهای ابتدایی جنگ، مطابق الگوی کلاسیک خود عمل کرد و توانست سطح قیمتی پیش از جنگ را حفظ کند؛ در حالی که بازارهای سهام و اوراق قرضه تحت فشار قرار گرفته بودند. اما این وضعیت دوام چندانی نداشت و از اواسط ماه مارس، طلا نیز به موج فروش گسترده داراییها پیوست؛ موجی که عمدتا از نیاز سرمایهگذاران به تأمین نقدینگی برای جبران زیانها در سایر بازارها ناشی میشد.
یکی از مهمترین عوامل سقوط قیمت طلا، پدیده «مارجینکال» در بازارهای مالی بوده است. در شرایطی که ارزش داراییهای ریسکی مانند سهام و اوراق قرضه کاهش مییابد، کارگزاران از سرمایهگذاران میخواهند وثایق بیشتری ارائه دهند. این موضوع، سرمایهگذاران را ناچار میکند تا داراییهای سودده خود، از جمله طلا، را به فروش برسانند.
از نگاه تحلیلگران، این رفتار نشان میدهد که در دورههای بحران شدید، حتی داراییهای امن نیز از فشار نقدینگی در امان نیستند. بهعبارت دیگر، طلا در چنین شرایطی نهتنها پناهگاه نیست، بلکه به منبعی برای تامین نقدینگی تبدیل میشود. دادهها نیز این روند را تایید میکند؛ خروج بیش از ۱۰ میلیارد دلار سرمایه از صندوقهای قابل معامله طلا از آغاز جنگ، نشانهای روشن از این تغییر رفتار است.
تغییر ساختار تقاضا
تحولات اخیر همچنین نشاندهنده تغییر در ترکیب بازیگران بازار طلا است. در سالهای اخیر، بهویژه از ابتدای ۲۰۲۴، ورود سرمایهگذاران سفتهباز و صندوقهای مالی به بازار طلا افزایش یافته و نقش تقاضای سنتی مانند جواهرات کمرنگتر شده است. این تغییر، ماهیت بازار طلا را از یک دارایی باثبات به بازاری نوسانیتر تبدیل کرده است.
در نتیجه، طلا بیش از گذشته به جریانهای سرمایه کوتاهمدت وابسته شده و حساسیت آن به شوکهای مالی افزایش یافته است. این موضوع توضیح میدهد که چرا در شرایط بحران، بهجای افزایش قیمت، شاهد افت آن هستیم.
عامل کلیدی دیگر در کاهش قیمت طلا، افزایش انتظارات نسبت به نرخهای بهره است. با تشدید فشارهای تورمی ناشی از جنگ، بانکهای مرکزی احتمالا سیاستهای انقباضیتری اتخاذ خواهند کرد. افزایش نرخ بهره بهطور مستقیم جذابیت طلا را کاهش میدهد، زیرا این فلز برخلاف اوراق قرضه، سودی نصیب سرمایهگذاران نمیکند.
در چنین شرایطی، سرمایهگذاران تمایل بیشتری به نگهداری داراییهای با بازدهی ثابت پیدا میکنند. به همین دلیل، افزایش بازده اوراق قرضه بهعنوان یک رقیب جدی برای طلا عمل کرده و فشار مضاعفی بر قیمت آن وارد کرده است.
در کنار این عوامل، برخی گمانهزنیها درباره احتمال فروش ذخایر طلا توسط بانکهای مرکزی نیز بر بازار سایه انداخته است. هرچند این موضوع هنوز در دادههای رسمی منعکس نشده، اما اظهارات برخی مقامات، از جمله احتمال استفاده از ذخایر طلا برای تأمین هزینههای دفاعی، انتظارات بازار را تحت تاثیر قرار داده است.
افزایش قیمت نفت، ریسکهای ژئوپلیتیک و سطح بالای قیمت طلا، همگی عواملی هستند که میتوانند انگیزه فروش از سوی بخش رسمی را تقویت کنند؛ عاملی که در صورت تحقق، فشار نزولی بیشتری بر بازار وارد خواهد کرد.
پایان یک افسانه؟
مجموع این عوامل باعث شده است نقش سنتی طلا بهعنوان ابزار پوشش ریسک و تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاری، تا حدی تضعیف شود. نوسانات شدید هفتههای اخیر نشان میدهد که این فلز دیگر همان پناهگاه باثبات گذشته نیست و بیش از پیش تحت تاثیر متغیرهای مالی کوتاهمدت قرار دارد.
با این حال، همه تحلیلگران دیدگاه بدبینانه ندارند. تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ نشان میدهد که طلا در فاز اولیه شوک ممکن است افت کند، اما در ادامه و با تثبیت شرایط، دوباره بهعنوان دارایی امن مورد توجه قرار میگیرد. بر همین اساس، برخی موسسات پیشبینی میکنند که با بازگشت اشتهای ریسک به بازارها، قیمت طلا بخش قابلتوجهی از افت اخیر خود را جبران کند.
تحولات اخیر را میتوان نه پایان نقش طلا، بلکه بازتعریف آن دانست؛ داراییای که همچنان میتواند در بلندمدت پناهگاه باشد، اما در کوتاهمدت، بیش از هر زمان دیگری در معرض نوسانات و فشارهای ساختاری بازارهای مالی قرار دارد.