تنگه شرودینگر
همانطور که وبلاگ آلفاویل (Alphaville) در اوایل ماه جاری اشاره کرد، میزان قابلتوجهی خسارت فیزیکی به زیرساختهای مختلف انرژی در خاورمیانه وارد شده است و تعمیر برخی از آنها زمان خواهد برد. همچنین، کمبود ظرفیت نفتکشِ آماده در خلیج فارس و پیچیدگیهای مرتبط با راهاندازی مجدد چاههای نفتی که مجبور به تعطیلی شدهاند، از دیگر مشکلات هستند.
در نتیجه، به گفته دآن استرویوِن (Daan Struyven)، رئیس مشترک تحقیقات کالاهای گلدمن ساکس، جهان در ماه آوریل روزانه حدود ۱۴.۵میلیون بشکه نفت خلیج فارس را از دست داده است. با این حال، با فرض عدم وقوع حملات جدید به تاسیسات نفتی و بازگشایی ایمن تنگه هرمز در آیندهای نزدیک، استرویوِن معتقد است که این بشکههای نفت میتوانند به سرعت دوباره جریان یابند:
ما سه دلیل میبینیم که چرا تولید خلیج فارس احتمالا ظرف چند ماه پس از بازگشایی کامل و ایمن تنگه، عمدتا احیا خواهد شد:
اول، شواهد گزارششده عمومی در مورد خسارت فیزیکی به میادین نفتی، در مقایسه با داراییهای LNG، همچنان محدود است.
دوم، اظهارات رئیسجمهور و مدیرعامل آرامکو عربستان در ماه مارس نشان داد که تولید عربستان احتمالا نسبتا سریع افزایش مییابد.
و سوم، سابقه اختلالات عرضه نشان میدهد که عربستان سعودی و امارات متحده عربی احتمالا از ظرفیت مازاد در دسترس خود برای تثبیت بازارها استفاده خواهند کرد.
متاسفانه، گلدمن ساکس تا حدودی از کنار خسارات وارده به تاسیسات گاز طبیعی مایع (LNG) در قطر و ایران که برای بسیاری از کشورهای وابسته به LNG آنها (مانند کرهجنوبی، هند و ژاپن) اهمیت زیادی دارند، به سادگی عبور کرده است.
برای مثال، جیپی مورگان در اوایل ماه جاری هشدار داد که تعمیر مجتمع عظیم راس لفان قطر «ممکن است سالها طول بکشد» تا تخمین ۱۷ درصد از تولید از دسترفته ناشی از حملات جبران شود. از دست دادن کمتر از یکپنجم تولید LNG شاید فاجعهبار به نظر نرسد، اما راس لفان بزرگترین تاسیسات صادرات LNG در جهان است و در یک بازار فشرده انرژی، این موضوع دردناک خواهد بود.
علاوه بر این، حتی اگر فقط به نفت نگاه کنیم، اگر تنگه به زودی بازگشایی نشود، چشمانداز از خوب به وخیم تغییر میکند.
نقلقولی از آرامکو عربستان که تحلیلگران گلدمن برجسته کردهاند که در ۱۰ مارس بیان شد مهم است: «ما میتوانیم ظرف چند روز تولید را افزایش دهیم، نه چند هفته، قطعا.» بدیهی است که از آن زمان تاکنون اتفاقات زیادی افتاده است.
مساله اصلی این است که به دلایل فنی ریز و پیچیدهای که از حوصله آلفاویل خارج است، چاههای نفت را نمیتوان مانند یک کلید برق خاموش و روشن کرد. و همانطور که استرویوِن از گلدمن هشدار میدهد، هرچه تردد نفتکشها مدت بیشتری خفه شود و تولید متوقف بماند، راهاندازی مجدد پرمخاطرهتر میگردد. و همچنین خطر حملات بیشتر به زیرساختهای انرژی وجود دارد.
در حقیقت، گلدمن ساکس استدلال میکند که «خطرات قابلتوجهی وجود دارد که آخرین بخش از روند احیا بسیار بیشتر طول بکشد و ممکن است به طور کامل محقق نشود، به ویژه اگر تنگه برای مدت بسیار طولانیتری بسته بماند» آن هم عمدتا به سه دلیل:
اول، تفاوتهای بزرگی وجود دارد در این میان؛ میادین خلیج فارس از نظر ویژگیهای مخزنی، پیچیدگی زیرساختها، نگهداری و ریسکهای تحریم (مثلا ایران) تفاوت دارند. برای نمونه، سهم تولید کشوری که فشار مخزن نسبتا پایینی دارد، در ایران و عراق بیش از سایر نقاط خلیج فارس برآورد میشود. همچنین دورههای تاریخی از نظر سرعت و دامنه احیای تولید نیز متفاوت است (که تا حدی بازتابدهنده تفاوتها در علل کاهش تولید است، ضمن اذعان به اینکه شوک امروزی بیسابقه است).
دوم، میانگین پیشبینیهای خارجی از تولید خلیج فارس (از جمله از سوی اداره اطلاعات انرژی آمریکا و آژانس بینالمللی انرژی) نرخ احیا را به عنوان درصدی از تولید ازدسترفته، ۷۰درصد پس از ۳ ماه از بازگشایی و ۸۸درصد پس از ۶ ماه نشان میدهد.
و سوم، هرچند سناریوی پایه ما نیست، اما خطر وارد آمدن زخمهای عمیق به ظرفیت تولید نفت در صورت از سرگیری درگیریها میتواند افزایش یابد.
به عبارت دیگر، بسیاری از آن بشکهها میتوانند به زودی بازگردند، اما بازار نفت احتمالا زخمهای جنگ را برای مدتی طولانی با خود حمل خواهد کرد، حتی اگر این جنگ ناگهان پایان یابد.
* فایننشالتایمز