بازارهای مالی پر از افرادی است که ادعا میکنند با آگاهی کامل نسبت به وقایع سیاسی و اقتصادی، میتوانند در نقاط مناسب سرمایهگذاری کنند و در زمان صحیح به فروش دارایی اقدام کنند. پیشگوها معتقدند هر اتفاقی را که رخ داده پیشبینی کردند و از قبل آن را میدانستند و نسبت به تمام اتفاقات در آینده آگاهی دارند. مدام در حال دادن سیگنال خرید و یک چشمانداز نسبت به آینده کلاسهای دارایی هستند.
پیش از بررسی مسائل مطرحشده، لازم است در مورد «پیشبینی»، نکات و صورتبندی مشخصی ارائه شود. به نظر میرسد پیشبینی کردن در صورتی که با سه شرط «شناخت بستر پیشبینی»، «پایبندی به روشی یکپارچه برای مدلسازی» و «انعطاف و عدم ستیز با حقایق» همراه باشد،
شبکههای اجتماعی از همان لحظه آغاز معاملات، حس و بوی پیشبینی را با خود دارند. تیتر اخبار صبحگاهی بازار همیشه نوید پیشبینی میدهد؛ تیترهایی که فریاد میزنند: «طلا تا دهمیلیون یا پانزدهمیلیون میرسد!» و در کانالهای تلگرامی، سیگنالها یکی پس از دیگری منتشر میشوند.
بازارهای مالی، بیش از هر عرصه دیگری، درگیر وسوسه دانستن آیندهاند. هر روز انبوهی از تحلیلگران، سیگنالفروشها و چهرههای رسانهای با اعتمادبهنفس اعلام میکنند که مسیر قیمتها را میدانند؛ که میتوانند از دل پیچیدگیها نظم بیرون بکشند و «نقطه ورود و خروج درست» را بیابند. این میل جمعی به پیشبینی، ریشه در روان انسان دارد، در ترسی که از ابهام، تصادف و نادانی درون ما میجوشد.