رشد اقتصادی، توامان که عامل پیشرفت یک مملکت و موتور محرکه توسعه کشورهاست، همزمان معیاری برای سنجش فشار بر طبیعت نیز هست. تجربه جهانی نشان میدهد هر چه دامنه فعالیتهای اقتصادی گستردهتر میشود، تابآوری اکوسیستمها کاهش مییابد و منابع طبیعی در برابر بهرهبرداری فزاینده انسان آسیبپذیرتر میشوند.
ایران با یکی از پیچیدهترین بحرانهای آبی خود روبهروست؛ کاهش بارش، خشکسالیهای متوالی و افت منابع زیرزمینی، امنیت آب را به مسالهای ملی و راهبردی تبدیل کرده است.
بعد از بروز کسری و ناترازی مستمر برق در کشور و از طرف دیگر مشکلات زیستمحیطی با منشأ سوختهای نامساعد در نیروگاهها، خورشید انرژیهای تجدیدپذیر و بهخصوص نیروگاه خورشیدی در کشور ما طلوع کرده است.
احتمالا بارها از خود پرسیدهاید که بین این بههمریختگیهای چند سال اخیر در عرصه اقتصاد، سیاست، جامعه و حتی محیطزیست آیا ارتباطی وجود دارد؟ واقعیت این است که این حوزهها نه بهصورت جداگانه، بلکه همچون اجزای یک سیستم بههمپیوسته عمل میکنند هرگونه تنش و تصمیمگیری ناپایدار، پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی بر عرصههای دیگر میگذارد.
شهرهای ایران در چند دهه گذشته شاهد سرعتی نامتوازن در رشد خود بودهاند؛ جمعیت فشردهشده در کلانشهرها، توسعه فیزیکی بیقاعده و اولویتبندی توسعه اقتصادی کوتاهمدت، همگی ترکیبی ساختهاند که نهفقط کیفیت زندگی شهری را تضعیف کرده، بلکه پایههای زیستی شهرها را نیز بهسرعت فرسوده میکند.