بازارها منتظر نتایج مذاکرات تهران و واشنگتن
فضای ابهام در بازار کالا
منگنه تورم و نااطمینانیها
بازارهای جهانی در هفته گذشته، تحت تاثیر همزمان ریسکهای ژئوپلیتیک، نوسانات انرژی و دادههای تورمی، رفتاری دوگانه اما متمایل به بهبود نشان دادند. مهمترین محرک بازارها، تحول در تنش میان آمریکا و ایران و اعلام آتشبس موقت بود که باعث تغییر جهت سریع انتظارات سرمایهگذاران شد. این تحول به یک آرامش موقت در بازارهای سهام منجر شد؛ بهطوریکه شاخصهای اصلی آمریکا رشد قابلتوجهی ثبت کردند. نزدک با رشد حدود ۴.۷درصد و S&P۵۰۰ با بازدهی حدود ۳.۶درصد در هفته گذشته، اعداد قابلتوجهی را به نمایش درآوردند.
در بازار انرژی، نفت که در هفتههای قبل تحت تاثیر اختلال در تنگه هرمز جهش شدیدی را تجربه کرده بود، در این هفته با یکی از بزرگترین افتهای چندسال اخیر مواجه شد؛ قیمت برنت و WTI بیش از ۱۲درصد کاهش یافت. این افت ناشی از امید به بازگشایی مسیرهای عرضه و کاهش ریسک جنگ بود؛ هرچند سطح قیمتها همچنان بالا باقی ماند و نشاندهنده تداوم نااطمینانی ساختاری در عرضه انرژی است. این کاهش قیمت نفت بهطور مستقیم فشار تورمی کوتاهمدت را تعدیل و به بهبود احساس ریسک در بازارهای مالی کمک کرد.
در بازارهای کالایی، طلا رفتار متعادلی داشت و با وجود کاهش تقاضای پناهگاه امن در پی کاهش تنشها، همچنان تحت حمایت تورم بالا باقی ماند و در سطوح نسبتا بالا تثبیت شد. در مقابل، گاز طبیعی به دلیل عوامل فصلی و افزایش عرضه روند نزولی مشخصی را تجربه کرد.
از منظر کلان، دادههای تورمی آمریکا (CPI) نشان دادند که فشارهای قیمتی همچنان بالا هستند و رشد سالانه به حدود ۳.۳درصد رسیده است که عمدتا ناشی از انرژی بوده است. این موضوع باعث شد بازار اوراق با نوسان همراه شود، هرچند کاهش بازدهیها در پایان هفته نشاندهنده افزایش انتظارات برای سیاستهای پولی انبساطیتر بود
بازارهای جهانی وارد فاز خوشبینی شدهاند. اما این خوشبینی به صورت محتاطانهای به نمایش درآمده است. بهطوریکه کاهش تنشهای ژئوپلیتیک و افت قیمت نفت محرک رشد داراییهای ریسکی بود، اما تداوم ریسکهای سیاسی و فشارهای تورمی مانع از شکلگیری یک روند پایدار صعودی شد.
تورم بازار آهن
بازار فلزات و مصالح ساختمانی در بورس کالای ایران طی روز گذشته همچنان در وضعیت پرتحرک و عمدتا تورمی قرار داشت. نشانههای تداوم فشار تقاضا در کنار محدودیت عرضه در برخی محصولات کلیدی بهوضوح مشاهده شد. در بخش مقاطع فولادی، عرضه شمش، میلگرد و بهویژه تیرآهن با استقبال قابلتوجه خریداران روبهرو شد. مهمترین عامل اثرگذار بر بازار تیرآهن، تداوم محدودیت در تامین مواد اولیه و تمرکز بالای تولید در شرکت ذوبآهن اصفهان بهعنوان بازیگر اصلی این محصول بود. این ساختار شبهانحصاری در کنار محدودیت عرضه، باعث شد رقابت قیمتی شدیدی در معاملات شکل بگیرد و بهطور متوسط هر تن تیرآهن با حدود ۳۳درصد رقابت نسبت به قیمت پایه معامله شود. ارزش معاملات تیرآهن در اندازههای مختلف نیز به حدود ۱۶۰میلیارد تومان رسید که نشاندهنده عمق مناسب تقاضا در این بخش از بازار ساختمانی است. سطح قیمتی تیرآهن در معاملات روز گذشته در بازه تقریبی ۷۷ تا ۸۸میلیون تومان به ازای هر تن ثبت شد که همچنان در سطوح بالای تاریخی خود قرار دارد و بیانگر استمرار فشار هزینه در زنجیره ساختوساز است. همچنین گزارشهای میدانی از بازار آهن تهران نشان میدهد که بازار همچنان نیمه تعطیل است؛ بهطوریکه قیمتها همچنان شفاف نیست.
در بازار آزاد قیمت ورق و تیرآهن و میلگرد بسیار بالاتر از آن قیمتها در بورس کالاست. به طوری که شنیده میشود هر تن قوطی آهن تا قبل از عید در بازار آزاد حدود ۷۴۰ تا ۸۰میلیون معامله میشده، اکنون به بیش از ۱۲۰میلیون تومان به ازای هر تن رسیده است. همچنان اهالی بازار فولاد و آهن همانند سایر بازارها منتظر نتیجه مذاکرات احتمالی میان ایران و آمریکا هستند.
در تالار سیمان، شرایط نسبتا متعادلتری حاکم بود. شرکتهایی مانند سیمان شاهرود، سیمان ایلام و سیمان تهران محصولات خود را در محدوده قیمتی ۱.۸ تا ۲میلیون تومان به ازای هر تن بدون رقابت شدید و عمدتا با نرخهای نزدیک به قیمت پایه به فروش رساندند. این وضعیت نشان میدهد که برخلاف بازار فولاد، در بخش سیمان هنوز مازاد عرضه نسبی وجود دارد و رقابت قیمتی گستردهای شکل نگرفته است. ثبات نسبی در تقاضای پروژههای عمرانی و همچنین کنترل طرف عرضه، باعث شده بازار سیمان در مقایسه با سایر مصالح ساختمانی آرامتر و کمنوسانتر عمل کند.
در بخش شمش فولادی نیز حدود ۱۰ هزار تن محصول وارد تالار نقرهای بورس کالا شد. در این میان، فولاد غدیر نیریز توانست شمشهای خود را با رقابت ۱۲ درصدی و در سطح قیمتی حدود ۴۹میلیون تومان به ازای هر تن به فروش برساند. این میزان رقابت نشاندهنده تداوم تقاضای پایدار در زنجیره فولاد، بهویژه از سمت تولیدکنندگان پاییندستی مانند میلگردسازان است. در مجموع، بازار شمش همچنان از توازن نسبی میان عرضه و تقاضا برخوردار است، اما جهتگیری قیمتها به سمت سطوح بالاتر متمایل شده است.
در بازار گواهیهای کالایی نیز روندی عمدتا صعودی مشاهده شد. گواهی سپرده کاتد مس با رشد حدود ۲درصدی به یکمیلیون و ۵۹۰هزار تومان رسید که همسو با روندهای جهانی فلزات پایه و انتظارات تورمی داخلی ارزیابی میشود. گواهی سپرده میلگرد نیز با نوسانی بیش از ۳ درصد به حدود ۵۷ هزار تومان رسید که نشاندهنده افزایش انتظارات قیمتی در بازار نقدی فولاد است. همچنین در بازار گواهی سپرده شمش روی، هر گواهی با رشد ۲درصدی به ۳۶۷هزار تومان رسید و بیانگر تقویت نسبی تقاضا در فلزات غیرآهنی بود. در مقابل، گروه گندله سنگ آهن تنها با نوسانات مثبت محدود مواجه شد که میتواند ناشی از ثبات نسبی در سمت عرضه و نبود محرک قوی تقاضا باشد.
از سوی دیگر، بازار قیر تحت تاثیر مستقیم کاهش قیمت جهانی نفت با فشار فروش قابلتوجهی مواجه شد و حدود ۱۰درصد افت قیمت را تجربه کرد. این افت نشان میدهد که همبستگی بالای بازار قیر با نفت خام همچنان عامل تعیینکننده اصلی در روند قیمتی آن است. در مجموع، بازار کالایی ایران در این دوره با ترکیبی از رشد در فلزات پایه و فولاد، ثبات در سیمان و ضعف در فرآوردههای نفتی همراه بوده و تصویری ناهمگن اما فعال از وضعیت بازارهای فیزیکی و مالی کالایی ارائه میدهد.
طلا عقب نشست
با اعلام خبر آغاز مذاکرات میان ایران و آمریکا و شکلگیری انتظارات مثبت در فضای سیاسی و اقتصادی، بازار ارز و داراییهای مبتنی بر فلزات گرانبها با واکنش سریع و قابلتوجهی مواجه شد. در بازار ارز، قیمت دلار که طی روزهای گذشته در سطوح بالای ۱۵۶هزار تومان در نوسان بود، با افزایش عرضه و کاهش تقاضای احتیاطی و سفتهبازانه، وارد کانال ۱۵۳هزار تومان شد. این کاهش نشاندهنده حساسیت بالای بازار به اخبار سیاسی و نقش پررنگ ریسکهای ژئوپلیتیک در تعیین انتظارات کوتاهمدت فعالان اقتصادی است. بهطور معمول، در چنین شرایطی بخشی از تقاضای محافظهکارانه از بازار خارج میشود و همین موضوع میتواند به تعدیل سریع قیمتها منجر شود.
در بازار طلا نیز همزمان با افت نرخ ارز و کاهش انتظارات تورمی، روند اصلاحی قابلتوجهی مشاهده شد. هر گواهی سپرده شمش طلا بدون افت قیمتی به سطح ۲میلیون و ۳۵۰هزار تومان رسید. این در حالی است که ارزش ذاتی این گواهی در شرایط فعلی حدود ۲میلیون و ۳۶۴هزار تومان برآورد میشود. قرار گرفتن قیمت بازار پایینتر از ارزش ذاتی نشاندهنده شکلگیری حباب منفی است که معمولا به دلیل کاهش تقاضا، افزایش احتیاط سرمایهگذاران و انتظار برای شفافتر شدن نتایج مذاکرات رخ میدهد. در واقع بازار در وضعیت «انتظار و تردید» قرار گرفته و ترجیح میدهد تا مشخص شدن مسیر سیاست خارجی، از ورود پرریسک به موقعیتهای خرید خودداری کند.
در بازار نقره نیز شرایط مشابهی حاکم بود، با این تفاوت که شدت نوسانات اندکی بیشتر گزارش شد. گواهی سپرده نقره با کاهش حدود ۰.۲۳درصدی به سطح ۴۰۹هزار تومان رسید. با این حال، ارزش ذاتی این گواهی در حدود ۳۷۷هزار تومان برآورد میشود که نشاندهنده وجود حباب مثبت در این بازار است. این اختلاف بیانگر آن است که علیرغم فشار اصلاحی اخیر، همچنان بخشی از تقاضای سفتهبازانه یا انتظارات افزایشی در بازار نقره فعال است. با این وجود، فاصله قابلتوجه میان قیمت بازار و ارزش ذاتی میتواند در کوتاهمدت زمینهساز فشار فروش بیشتر و اصلاح قیمتی عمیقتر شود، بهویژه اگر سیگنالهای سیاسی به سمت کاهش تنشها و ثبات بیشتر حرکت کند.