اثر نوسان قیمت در میلگرد، سیمان و محصولات پلیمری بررسی شد
غلبه تقاضا در بورسکالا
علی قاسمی: در روزهایی که سایه تنش نظامی میان ایران و آمریکا بر منطقه پرتلاطم خاورمیانه سنگینی میکند، سیگنالهای ناخوشایندی از بورس کالای ایران مخابره میشود؛ روایت معاملات تالار نقرهای حکایت از فشار تورمی در بازار مواد اولیه دارد. بررسی نسبت تقاضا به عرضه در بازار فیزیکی، بهویژه در دو تالار سیمان و صنعتی نشان میدهد که در برخی کالاهای کلیدی، موجی از تقاضای فزاینده شکل گرفته است. در مواردی، تقاضا تا بیش از دو تا سهبرابر عرضه افزایش یافته است؛ این عطش خرید بیش از هر چیز، نشاندهنده شکلگیری انتظارات تورمی و چشمانداز مبهم بازارهای کالایی است. وقتی فعالان اقتصادی در بحبوحه نااطمینانی سیاسی، حاضر میشوند مواد اولیه را با رقابت شدید و بالاتر از نیاز کوتاهمدت خود خریداری کنند، در واقع در حال «پیشخرید تورم» هستند. به عبارت دیگر بازار مواد اولیه به یک شاخص پیشنگر برای تورم تبدیل میشود. همزمان، شوکهای جهانی ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک، از اختلال در زنجیره تامین گرفته تا نوسان قیمت انرژی، این سیگنال داخلی را تقویت کردهاند. هنوز این ابهام در میان اهالی بازار مطرح است که افزایش تقاضا، آغاز یک موج جدید تورمی در اقتصاد ایران است یا صرفا واکنشی موقت به شرایط جنگی ؟
پیشلرزههای بازار مسکن
بررسی عرضه و تقاضای محصولات در یک ماه اخیر حکایت از آن دارند که اغلب محصولات با افزایش محسوس تقاضا مواجه شدهاند. بهویژه در برخی از انواع محصولات سیمانی، نسبت تقاضا به عرضه به سطوحی نزدیک یا حتی بالاتر از 1.7 تا 1.8 رسیده است. این میزان از تقاضا در بازار سیمان میتواند نشان از نگرانی هرچه بیشترسازندگان در بازار مسکن باشد. با توجه به احتمال وجود فشار تورمی و افزایش هزینههای ساخت مسکن، احتمالا فشار خریدار بر مصالح ساختمانی افزایش یافته است. سازندگان و پیمانکاران، در مواجهه با نااطمینانی نسبت به آینده قیمتها، ترجیح دادهاند مواد اولیه را زودتر و حتی با قیمت بالاتر تامین کنند. البته بازار مسکن تنها به قیمت سیمان وابسته نیست. اثر این رفتار، مستقیم و بیواسطه به بازار مسکن منتقل میشود. افزایش هزینه نهادههای ساختمانی، حتی اگر بلافاصله در قیمت فروش منعکس نشود، در قیمت تمامشده پروژهها ثبت میشود. در نتیجه یا قیمت مسکن در آینده افزایش مییابد یا عرضه ساختمان کاهش پیدا میکند و هر دو مسیر، در نهایت به تورم منجر میشوند.

سرایت تورم تالار صنعتی به اقتصاد
اگر تالار سیمان پیشلرزه بازار مسکن قلمداد شود، تالار صنعتی تصویر بزرگتری از اقتصاد ارائه میدهد. دادهها نشان میدهد در فروردین۱۴۰۵، برخی محصولات فولادی با جهش شدید تقاضا مواجه شدهاند. برای مثال، در میلگرد، نسبت تقاضا به عرضه به محدودهای فراتر از ۳۰۰درصد رسیده است. یعنی تقاضا بیش از چهار برابر عرضه بوده است. چنین سطحی از رقابت، تنها در شرایطی رخ میدهد که بازار انتظار افزایش قیمت جدی داشته باشد. در شمش بلوم نیز روند مشابهی دیده میشود؛ جایی که نسبت تقاضا از محدوده تعادلی ماههای قبل، ناگهان به بیش از ۲۰۰درصد رسیده است. این در حالی است که در برخی حلقههای بالادستی مانند گندله سنگآهن، کاهش تقاضا مشاهده میشود. تقاضای بالا در محصولات میانی و نهایی، لزوما به معنای رونق کل زنجیره نیست، بلکه میتواند ناشی از رفتار سفتهبازانه یا احتیاطی در بخشهایی از بازار باشد.
از تالار پتروشیمی تا سفره مردم
دادههای تالار پتروشیمی بورس کالا نشان میدهد اثرات افزایشهای ناگهانی برخی از محصولات پلیمری میتواند بهطور مستقیم سفره مردم را تحتتاثیر قرار دهد. برخلاف فولاد و سیمان که عمدتا به پروژههای عمرانی و ساختوساز مرتبط هستند، این دو محصول مستقیما به زنجیره تولید کالاهای مصرفی متصل هستند و کوچکترین تغییر قیمتی، سریع و بیواسطه به زندگی روزمره مردم منتقل میشود. بررسی روند معاملات در فروردین نشان میدهد نسبت تقاضا به عرضه در این گروهها، از سطح تعادل ماههای قبل فاصله گرفته و وارد محدوده رقابتی شده است. این یعنی تولیدکنندگان پاییندستی از صنایع بستهبندی گرفته تا تولیدکنندگان محصولات پلاستیکی در حال افزایش خرید هستند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که پلیاتیلن سبک و سنگین فیلم، ماده اولیه طیف وسیعی از کالاهای پرمصرف است.
از بستهبندی مواد غذایی، بطریها و کیسههای پلاستیکی گرفته تا لفاف محصولات بهداشتی همگی به این ماده حیاتی وابستگی دارند؛ بنابراین افزایش قیمت در این بخش، برخلاف فولاد که با تاخیر اثر میگذارد، میتواند در کوتاهمدت به افزایش قیمت کالاهای مصرفی منجر شود. به بیان سادهتر، اگر فولاد سیگنال تورم در بازار داراییها و ساختوساز باشد، پلیاتیلنها سیگنال تورم در سوپرمارکتها و سبد خانوار هستند. از منظر رفتاری نیز، این جهش تقاضا نشان میدهد بنگاهها در حال «پیشخرید تورم» هستند؛ آنها ترجیح میدهند امروز با قیمت بالاتر خرید کنند تا اینکه در آینده با کمبود یا جهش قیمتی مواجه شوند. در شرایطی که تنشهای ژئوپلیتیک و اختلال در زنجیره تامین جهانی افزایش یافته، این رفتار بیش از آنکه نشانه رونق باشد، بیانگر افزایش نااطمینانی و شکلگیری انتظارات تورمی است.

واکنش احتیاطی یا چرخه تورمی؟
تداوم یا فروکشکردن ریسکهای سیاسی میتواند نقش تعیینکنندهای داشته باشد؛ بهطوریکه کاهش تنشها احتمالا بخشی از تقاضای احتیاطی را تعدیل خواهد کرد. در سطح داخلی نیز، سیاستهای تنظیمی دولت از نحوه مدیریت عرضه گرفته تا سازوکارهای قیمتگذاری میتواند شدت این فشار تقاضا را کنترل یا تقویت کند. در کنار این دو، وضعیت نقدینگی در اقتصاد اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه تداوم ورود پول به بازار کالاها، میتواند این تقاضای فشرده را تثبیت کند. با این حال، حتی در سناریوهای خوشبینانه، دادههای موجود از یک تغییر مهم حکایت دارد. به نظر میرسد فعالان اقتصادی بیش از گذشته تصمیمات خود را بر مبنای پیشبینی افزایش قیمتها در آینده اتخاذ میکنند و تعیین شرایط فعلی نقش پررنگی در تصمیمات ندارد.
معاملات فروردینماه بورس کالای ایران نشانههایی از فشار تقاضا و رقابت قیمتی در کالاهای کلیدی را به نمایش گذاشته است. با این حال، این فشار در همه بخشها یکدست نیست و در برخی حلقهها، ضعف تقاضا همچنان وجود دارد. ترکیب این دادهها با شرایط بیرون از جمله تنش نظامی و نوسانات بازار جهان سیگنال شکلگیری انتظارات تورمی را مخابره میکند. اگر این انتظارات تقویت شود، میتواند به یک چرخه معیوب تبدیل شود؛ در واقع، ترس از افزایش قیمت، میتواند به افزایش بیشترقیمتها منجر شود.