کارشناسان بررسی کردند؛
چراغ نیمه خاموش بورس
شواهد این ادعا را میتوان در عملکرد فصل پایانی سال مشاهده کرد. شاخص کل با افتی ۴.۷۲ درصدی مواجه شد و امیدها برای صعود پایدار را کمرنگ کرد. تحلیلگران معتقدند جو حاکم بر بازار در ماههای پایانی سال تحت تاثیر تحولات منطقهای و عدم قطعیتهای سیاسی، فضای احتیاط را بر معاملات حاکم و از ورود پول حقیقی به گردونه سهام جلوگیری کرد. این در حالی است که بسیاری از شرکتها با وجود عملکردی قابل قبول، نتوانستند بازتاب مناسبی در قیمت سهام خود ایجاد کنند. بورس تهران بار دیگر نشان داد همچنان اسیر متغیرهای بیرونی باقی مانده است.
ابهام در بازگشایی
در روزهای نخست بروز تنشهای نظامی، فضای تحلیلی بازار سرمایه بیشتر بر این سناریو استوار بود که بورس باید بهتدریج بازگشایی شود. بسیاری از کارشناسان بر این باور بودند که توقف طولانیمدت معاملات میتواند به افزایش ابهام، قفل شدن نقدینگی و تشدید نگرانی سهامداران منجر شود. از اینرو، پیشنهاد غالب در آن مقطع، بازگشایی مرحلهای بازار همراه با اعمال محدودیتهایی مانند دامنه نوسان کنترلشده و حمایتهای هدفمند بود تا از بروز رفتارهای هیجانی جلوگیری شود. این دیدگاه تا حد زیادی متاثر از تجربههای گذشته در بازارهای بینالمللی است. به طوریکه حتی در شرایط بحرانی، تلاش شده بود، چرخه معاملات بهطور کامل متوقف نشود و بازار با سازوکارهای کنترلی به فعالیت خود ادامه دهد. در نتیجه، رویکرد غالب در روزهای نخست جنگ، مدیریت بحران از طریق باز نگه داشتن تدریجی بازار تلقی میشد. با این حال، پس از حملات مستقیم به برخی زیرساختهای کلیدی و آسیبدیدگی شرکتهای بزرگ، فضا بهطور مشخص تغییر کرد. اکنون بسیاری از کارشناسان معتقدند؛ شرایط فعلی با روزهای ابتدایی بحران تفاوت جدی دارد و ریسکهای سیستماتیک بهمراتب افزایش یافته است.
توقف تولید در برخی صنایع مادر، اختلال در زنجیره تامین و ابهام در تداوم فعالیت شرکتها، عواملی هستند که چشمانداز سودآوری بنگاهها را با تردید جدی مواجه کردهاند. بسیاری از کارشناسان میگویند، بازگشایی بازار میتواند به شکلگیری موجی از عرضههای سنگین و افت شدید قیمتها منجر شود. این اتفاق نهتنها به زیان سهامداران خواهد بود، بلکه میتواند اعتماد عمومی به بازار سرمایه را نیز تضعیف کند. به همین دلیل، دیدگاه غالب در شرایط کنونی به سمت تعویق بازگشایی تا زمان مشخصتر شدن وضعیت زیرساختها و کاهش سطح نااطمینانیها متمایل شده است.بر این اساس، به نظر میرسد اولویت فعلی، حفظ ثبات و جلوگیری از شوکهای ناگهانی به بازار باشد. حتی اگر این امر به معنای ادامه توقف معاملات در کوتاهمدت باشد. هفتم فرودینماه با حمله به فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان، حمله به زیرساختهای کشور وارد فاز جدیدی شد.این موضوع نگرانیهایی را برای اهای بازار سرمایه ایجاد کرده است. کارخانههای فولادی به طور مستقیم تامین کننده شرکتهای خودرویی و لوازم خانگی و بخشی از صنعت نفت هستند. از این رو ممکن است در ماههای آینده سایر صنایع بازار نیز درگیر ریسکهای عملیاتی شوند. در همین راستا حجتاله صیدی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار اعلام کرده است که: «بازار سرمایه، محل تشکیل سرمایه و ثروتآفرینی است و از هیچ کوششی در راستای تجمیع سرمایه برای ساختن فولاد مبارکهای بزرگتر و مبارکتر و فولاد خوزستانی قویتر در کوتاهترین زمان، دریغ نخواهیم کرد».
احتیاط سیاستگذار؟
برخلاف جنگ ۱۲روزه که سازمان بورس صرفا با بازگشایی معاملات صندوقهای درآمد ثابت، چراغ بازار سرمایه را روشن نگه داشت، در جنگ اخیر ابزارهای دیگر نیز مشمول بازگشاییها شدند. ابزارهای کالایی اوراق سلف موازی استاندار و اختیارهای معامله همگی در میانه جنگ قابل معامله بودند. با این حال، هنوز این پرسش مطرح است که معاملات بازار سهام چه زمانی آغاز خواهد شد؟ با وجود موافقت برخی از اهالی بازار با گشایش بازار سهام، اما اغلب فعالان، بر این باورند که در شرایط تشدید تنشها و ابهامات کنونی، بازگشایی بازار نه تنها به نقدشوندگی بورس کمکی نخواهد کرد، بلکه میتواند ضرر و زیان بیشتری را برای سرمایهگذاران به همراه داشته باشد. سازمان بورس نیز فعلا تمایلی به بازگشایی بازار سهام نشان نداده است. گفتوگوی «دنیای اقتصاد» با کارشناسان بازار سرمایه نیز بر همین موضوع تاکید میکند. آنها میگویند، اگرچه تعطیلی بلندمدت بازار به ضرر این بازار تمام میشود اما اکنون زمان مناسبی برای بازگشایی تالار سهام نیست بهخصوص مورد هدف قرار گرفتن فولاد مبارکه میتواند، موج فروش هیجانی را به بازار تحمیل کند. برخی از کارشناسان میگویند، یکی از اقدامات سازمان بورس، الزام ناشران به افشای تاثیرات جنگ اخیر بر شرکتها بود که میتواند ضمن افزایش شفافیت، زمینه مناسبی را برای بازگشایی بازار سهام در آینده فراهم آورد. اکثر کارشناسان بر این باورند که اکنون زمان مناسبی برای بازگشایی نیست. در همین رابطه حجت سرهنگی، تحلیلگر بازارهای مالی در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» اظهار کرد: همزمان با افزایش نگرانی فعالان بازار سرمایه نسبت به بازگشایی بورس، فضای کلی این بازار متاثر از شرایط جنگی و ابهامات پیشرو قرار گرفته است. تجربههای بینالمللی نشان میدهد، بازارهای مالی در مواجهه با بحرانهای نظامی، واکنشهای هیجانی و گاه شدیدی از خود بروز میدهند. این مساله در حال حاضر به یکی از دغدغههای اصلی سهامداران تبدیل شده است.
او با بیان اینکه مرور تحولات سال ۲۰۲۲ و همزمان با آغاز جنگ میان روسیه و اوکراین نشان میدهد که بورس مسکو در روزهای ابتدایی با افتی سنگین، در حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد مواجه شد، گفت: در آن کشور بازگشایی این بازار نیز تحت شرایط خاص و همراه با مداخلات گسترده دولتی و تزریق منابع مالی انجام گرفت. با وجود این حمایتها، کاهش شدید سرمایهگذاری خارجی و تداوم جنگ، موجب شد بازار سهام روسیه جذابیت پیشین خود را از دست بدهد.
او در ادامه افزود: بورس اوکراین شرایط بهمراتب دشوارتری را تجربه کرد. این بازار در همان ابتدای جنگ تعطیل شد و پس از بازگشایی نیز بهدلیل ضعف زیرساختهای اقتصادی و ناتوانی دولت در حمایت موثر، عملا به بازاری کمعمق و نیمهتعطیل تبدیل شد و بسیاری از شرکتها فعالیت خود را از دست داده و نقش بازار سرمایه در اقتصاد این کشور بهشدت کمرنگ شده است.
حجت سرهنگی اظهار کرد: در چنین شرایطی، بررسی سناریوهای احتمالی برای بازار سرمایه ایران اهمیت دوچندانی پیدا میکند. هرچند در حال حاضر دامنه و مدت درگیریها قابل مقایسه با نمونههای یادشده نیست، اما تداوم یا گسترش تنشها میتواند اثرات قابلتوجهی بر روند معاملات و ارزش سهام شرکتها داشته باشد. از سوی دیگر، گزارشهای میدانی حاکی از آن است که برخی شرکتهای بزرگ بورسی، بهویژه در صنایع فولاد و پتروشیمی، با آسیبهایی مواجه شدهاند. توقف احتمالی تولید در برخی از این شرکتها برای دورهای بین ۶ماه تا یک سال، میتواند سودآوری آنها را تحتتاثیر قرار داده و به تبع آن، بر شاخصهای بازار فشار وارد کند.
این کارشناس بازار سرمایه افزود: در سطح کلانتر، اختلال در مسیرهای تجاری و محدودیتهای ایجاد شده در تنگه هرمز، موجب افزایش قیمت جهانی برخی کالاهای استراتژیک از جمله آمونیاک، متانول، گوگرد، آلومینیوم و سنگآهن شده است. این افزایش قیمت، در صورتی که شرکتهای داخلی امکان تولید و صادرات داشته باشند، میتواند بهعنوان یک عامل حمایتی برای بخشی از بازار عمل کند. با این حال، استمرار تولید و دسترسی به بازارهای صادراتی، وابسته به شرایط جنگی و زیرساختهای لجستیک است.
حجت سرهنگی گفت: شرایط فعلی بازار نه کاملا منفی و نه مثبت است. بازار در وضعیتی خاکستری قرار دارد که تصمیمگیری را برای سیاستگذاران و سرمایهگذاران دشوار کرده است. در این میان، نحوه و زمان بازگشایی بازار سهام از اهمیت ویژهای برخوردار است. تا زمان کاهش قابلتوجه ریسکهای سیاسی و نظامی، تعویق در بازگشایی میتواند از بروز هیجانات شدید جلوگیری کند. همچنین، در صورت بازگشایی، اتخاذ سیاستهای کنترلی از جمله مدیریت دامنه نوسان، تامین نقدینگی، حمایت هدفمند از سهام و برنامهریزی دقیق برای مدیریت عرضه و تقاضا، از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش نوسانات و بازگشت تدریجی آرامش به بازار کمک کند.
این کارشناس تاکید کرد: آنچه اهمیت دارد، تدوین سناریوهای واقعبینانه و آمادگی برای مواجهه با شرایط مختلف است. این موضوع میتواند نقش تعیینکنندهای در حفظ ثبات بازار سرمایه در روزهای پیشرو داشته باشد.
بازنده ۱۴۰۴
بورس تهران بازهم سناریوی تکراری سالهای اخیر را تکرار کرد. جا ماندن از طلا و دلار، سهامداران را ناامید کرد. به این ترتیب بازار سرمایه بار دیگر لقب بازنده بازارها را به خود اختصاص داد. جنگ ۱۲ روزه، تالار شیشهای را دو هفته تعطیل کرد و جنگ اسفند نیز سه هفته پایانی اسفند را از تقویم معاملاتی حذف کرد. در مجموع، بورس سال ۱۴۰۴ را با وقفهای طولانی به پایان رساند. اینک ۳۶ روز از جنگ میگذرد و فعالان بازار چشم به روزهای آینده دوختهاند. پرسش اینجاست: آیا در سال ۱۴۰۵، تابلوی معاملات باز هم زودتر از موعد خاموش میشود یا بورس سرانجام میتواند از سایه ریسکهای سیاسی خارج شود و جاماندگی تاریخی خود را جبران کند؟