کارشناسان دلایل تغییر مسیر سرمایههای خرد را بررسی کردند
سپر احتیاطی بورسبازان
پروانه کُبره: ریسکهای حاکم بر فضای سیاسی و اقتصادی کشور بــــاعـــث شــده است سرمایهگذاران در این مقطع ترجیح دهند به سمت ابزارهای کمریسکتر مانند صندوقهای درآمد ثابت حرکت کنند. اما شدت نااطمینانیها، برخی الگوهای رفتاری سرمایهگذاران را برهم زده است؛ بهطوریکه بازار طلا که معمولا بهعنوان پناهگاه امن داراییهای ریالی شناخته میشود نیز نتوانسته بهطور پایدار مقصد سرمایههای خرد باشد و ورود پول به آن با تردید و احتیاط حداکثری مواجه شده است. این استراتژی از ابتدای جنگ بهتدریج به یک الگوی مشخص در بازار تبدیل شده و با هر نااطمینانی، جریان نقدینگی به سمت گزینههایی با بازدهی ثابت و ریسک کمتر متمایل شده است. به این ترتیب ملاحظه میکنیم که چگونه بازارهای نوسانیتر با استقبال کمتری همراه شدهاند. در شرایط فعلی که بازار سهام نیز همچنان در وضعیت تعطیلی قرار دارد، این روند با شدت بیشتری ادامه پیدا کرده است. نبود امکان معامله در بورس و توقف دوماهه بازار سهام، مسیر بخشی از سرمایههای خرد را محدود کرده و سرمایهگذاران را به سمت گزینههایی سوق داده که هم نقدشوندگی بالاتری دارند و هم از نوسانات شدید دور هستند.
از سوی دیگر، ابهام در وضعیت ریسکهای سیاسی، گره خوردن زمان بازگشایی بازار به مذاکره و مباحث پیرامون آتشبس و نگرانی از نحوه بازگشت معاملات، باعث شده است بسیاری از فعالان ترجیح دهند محتاط باقی بمانند. بسیاری از کارشناسان این استراتژی را منطقی ارزیابی میکنند و معتقدند فعالان بازار در حال به تعویق انداختن ریسک هستند؛ به این معنا که سرمایهگذاران تصمیمگیریهای پرریسک را به آینده و روشن شدن شرایط سیاسی موکول کردهاند. تا زمانی که تکلیف متغیرهای کلان مانند نتیجه مذاکرات، سطح تنشهای سیاسی و زمان دقیق بازگشایی بورس مشخص نشود، بعید است این الگوی رفتاری تغییر معناداری داشته باشد. بنابراین میتوان انتظار داشت در کوتاهمدت، جریان نقدینگی همچنان در ابزارهای باثبات متمرکز باقی بماند و بازارهای پرنوسان در حاشیه قرار گیرند. بررسیهای آماری نیز بر این موضوع تاکید میکند. از ابتدای جنگ بیش از 30همت پول حقیقی وارد صندوقهای درآمد ثابت شده که حاکی از رویکرد محتاطانه معاملهگران است.
مقصد اجباری پولهای سرگردان
درحالیکه بازار سهام همچنان تعطیل است و فضای بازارها زیر سایه نااطمینانیهای سیاسی و پیامدهای جنگ قرار دارد، جریان سرمایههای خرد در بازارهای مالی مسیر متفاوتی را تجربه کرده است. افزایش ورود پول به صندوقهای درآمد ثابت، در کنار افت جذابیت صندوقهای طلا و سایر داراییهای پرریسک، نشان میدهد سرمایهگذاران به سمت ابزارهای کمریسک متمایل شدهاند. در این میان، یک تحلیلگر بازارهای مالی، معتقد است، این استراتژی، کوتاهمدت خواهد بود و واکنشی موقت به شرایط مبهم فعلی است. در وضعیت کنونی، تصمیمگیری منوط به شفافیت سیاستها و تعیینتکلیف متغیرهای کلان وابسته شده است. محمد خبریزاد اظهار کرد: در روزهای اخیر، افزایش محسوس ورود پول به صندوقهای درآمد ثابت را میتوان مهمترین سیگنال از تغییر رفتار سرمایهگذاران در فضای فعلی اقتصاد دریافت کرد. در هفتههای گذشته این وضعیت ادامه داشته است.
به نظر میرسد وضعیت مذکور بهطور مستقیم تحتتاثیر توقف طولانیمدت بازار سهام، افزایش نااطمینانیهای سیاسی و تشدید ریسکهای سیستماتیک شکل گرفته است. به گفته او، پیش از وقوع جنگ، مسیرهای اصلی جذب پول حقیقی در بازارهای مالی شامل سه بخش بازار سهام و صندوقهای سهامی، صندوقهای کالایی بهویژه طلا و همچنین صندوقهای با درآمد ثابت بود؛ اما با توقف معاملات سهام، در واقع یکی از مهمترین کانالهای سرمایهگذاری از چرخه معاملات خارج شد و فشار جریان پول به دو بخش دیگر منتقل شده است.
این کارشناس توضیح داد: در شرایط فعلی، مساله اصلی سرمایهگذاران، بازدهی نیست؛ اما پیشبینیپذیری بازارها از اهمیت بسیاری برخوردار است. بلاتکلیفی در حوزه سیاست خارجی، بهویژه در مورد مذاکرات و سناریوهای احتمالی توافق یا عدم توافق، باعث شده امکان برآورد مسیر نرخ ارز و تورم برای فعالان بازار دشوار شود. همین موضوع موجب شده بخشی از سرمایهگذاران نسبت به ورود به بازار طلا نیز محتاط شوند؛ چراکه تصمیمگیری در این بازار به شدت وابسته به انتظارات ارزی است. محمد خبریزاد افزود: نرخهای سود بالای صندوقهای درآمد ثابت که در محدودههای نزدیک به ۴۰درصد قرار گرفتهاند، اکنون نقش یک لنگر روانی را برای سرمایهگذاران ایفا میکند.
به بیان دیگر، حتی اگر این بازدهی در مقایسه با تورم بلندمدت چالشبرانگیز باشد، در کوتاهمدت بهعنوان گزینهای کمریسک و قابل اتکا مورد توجه قرار گرفته و موجب پارک منابع خرد در این ابزارها شده است. او در ادامه تاکید کرد: آنچه مبرهن است اینکه وضعیت مذکور پایدار نیست و در واقع واکنش و رفتار موقت سرمایهگذاران در شرایط عدم قطعیت است. به باور او، به محض اینکه یکی از سناریوهای کلان اقتصادی، چه در قالب توافق سیاسی و چه در قالب تداوم شرایط فعلی، شفافتر شود، مسیر جریان پول نیز تغییر خواهد کرد و وزن بازارهای کالایی و داراییهای ریسکی مجددا افزایش خواهد یافت.
بازگشایی مبهم بازار
این کارشناس در بخش دیگری از تحلیل خود به موضوع بازگشایی بازار سهام اشاره کرد و گفت: بازار سهام حدود دو ماه است که تعطیل است. این وقفه کمسابقه کارکرد اصلی بورس در کشف قیمت و تامین نقدشوندگی را متوقف کرده است. در این مدت، بخش قابلتوجهی از سرمایهگذاران در بلاتکلیفی قرار گرفتهاند و امکان تصمیمگیری برای مدیریت پرتفوی خود را از دست دادهاند. ادامه این وضعیت، بهتدریج میتواند هزینههای پنهانی مانند افزایش بیاعتمادی و خروج غیرمستقیم پول از بازار را تشدید کند. از این رو، بازگشایی تدریجی یا کنترلشده بازار ضروری به نظر میرسد تا جریان طبیعی معاملات دوباره برقرار شود و مسیر قیمتگذاری داراییها به حالت عادی بازگردد.
او در ادامه اظهار کرد: اعلام برنامه بازگشایی در بازه ۱۰روزه همراه با الزام شرکتها به شفافسازی آثار جنگ، نشاندهنده تلاش سیاستگذار برای کاهش ریسکهای اطلاعاتی بازار است. با این حال، او تاکید کرد که چالش اصلی نه صرفا زمان بازگشایی، بلکه کیفیت اطلاعات موجود در بازار» است. به گفته محمد خبریزاد، بازگشایی مرحلهای در شرایطی که شرکتها به دو دسته آسیبدیده و غیرآسیبدیده تقسیم شوند، میتواند به انتقال فشار فروش به نمادهای سالمتر بازار منجر شود و نوعی عدمتقارن در رفتار معاملاتی ایجاد کند. این موضوع بهویژه در بازاری که هنوز درگیر شوکهای سیاسی و اقتصادی است، میتواند نوسانات را تشدید کند. او بیان کرد: تجربههای گذشته نشان داده بازگشایی ناقص یا تدریجی در شرایط عدم تعادل اطلاعاتی، معمولا به افزایش بیاعتمادی منجر میشود. از این رو، به اعتقاد او، بهترین رویکرد یا بازگشایی همزمان پس از شفافسازی کامل است یا توقف تا زمان رسیدن به حداقلهای ثبات اطلاعاتی. در واقع بازار سرمایه بیش از هر چیز به قابلیت اعتماد به دادهها وابسته است و بدون آن، حتی بازگشایی نیز نمیتواند به بازگشت تعادل کمک کند.
این تحلیلگر بازارهای مالی، معتقد است در شرایطی که بازار سهام متوقف است و بازارهای موازی نیز تحتتاثیر ابهامات سیاسی و اقتصادی حرکت میکنند، سرمایهگذاران امکان تصمیمگیری مبتنی بر تحلیلهای معمول را ندارند و به ناچار به سمت ابزارهایی حرکت میکنند که حداقل در کوتاهمدت ثبات نسبی دارند. بخش مهمی از این رفتار ناشی از نبود افق روشن در سیاست خارجی و اقتصاد داخلی است؛ امری که باعث شده حتی داراییهایی مانند طلا نیز از نگاه برخی سرمایهگذاران، دیگر نقش سنتی پناهگاه امن را بهطور کامل ایفا نکنند. به باور این کارشناس، به محض کاهش سطح ابهامات و بازگشایی کامل بازار سهام، جریان نقدینگی میتواند بهسرعت تغییر مسیر دهد.
بلاتکلیفی بازارها
در حال حاضر، چشمانداز کلی بازارهای مالی و دارایی با سطح بالایی از ابهام همراه است و همین موضوع باعث شده رفتار سرمایهگذاران بیشتر مبتنی بر احتیاط باشد. در بازار سهام، توقف طولانیمدت معاملات امکان شکلگیری قیمتهای واقعی را از بین برده است و در سایر بازارها نیز سیگنالهای متناقض از سمت دلار آزاد و طلا مخابره میشود. از این رو نه تنها مسیر آتی نرخ ارز بهطور دقیق قابل پیشبینی نیست، حتی جهتگیری سایر بازارها نیز به متغیرهای سیاسی و مذاکراتی وابسته شده است. این وابستگی بالا به عوامل بیرونی، باعث کاهش کارآیی تحلیلهای سنتی و افزایش رفتارهای هیجانی یا تدافعی در بین فعالان بازار شده است. از سویی، نبود یک چارچوب مشخص و قابل اتکا از سیاستهای اقتصادی و زمانبندی مشخص برای بازگشایی کامل بازارها، موجب شده سرمایههای خرد در وضعیت بلاتکلیف قرار بگیرند. بنابراین، میتوان گفت بازارها در مرحلهای قرار دارند که نه با روندهای صعودی همراه هستند و نه ریزشهای شدید در آنها دیده میشود. بههمین دلیل فعالان بازارها با تصمیمگیریهای کوتاهمدت و محافظهکارانه مسیر خود را تنظیم میکنند.
چرخش نقدینگی در بازارها