جنگ، معادله ساده بازار اوراق را پیچیده کرد
بازار اوراق؛ ترمز پنهان جنگ
چرخش انتظارات بازیگران بازار
بازار ۳۱تریلیون دلاری اوراق آمریکا دیگر توان پرداخت هزینههای جنگ را ندارد. بازده اوراق ۱۰ ساله آمریکا در کمتر از یک ماه جهشی ۵۰ واحد پایهای را تجربه کرد و از ۳.۹۲ درصد به ۴.۴۲ درصد رسید. این در حالی است که درست پیش از آغاز جنگ، بازارها مشغول بحث درباره تعداد کاهش نرخهای بهره در سال ۲۰۲۶ بودند. با این حال اکنون مسیر کاملا برعکس شده است.
بازار که پیشتر انتظار داشت نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ به محدوده ۲.۷۵ تا ۳ درصد برسد، حالا نرخهای ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد را تا سپتامبر ۲۰۲۷ قیمتگذاری میکند که ۷۵ تا ۱۰۰ واحد پایه بالاتر از قبل است. در این میان احتمال افزایش نرخ بهره تا پایان ۲۰۲۶ درنظرسنجیها نیز به ۴۳درصد رسیده است. این یعنی بازار از «چرخه کاهش نرخ» به «چرخه افزایش نرخ» متمایل شده است.
این تغییرات در شرایطی رخ میدهد که توان اقتصاد آمریکا برای تحمل نرخهای بهره بالا کاهش یافته است. بازار کار که یکی از مهمترین شاخصهای مورد توجه سیاستگذاران است، نشانههای ضعف جدی نشان میدهد. در بازنگری دادههای اشتغال غیرکشاورزی سال۲۰۲۵ بیش از یکمیلیون شغل کاسته شده و بین سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ بیش از ۲میلیون شغل از بین رفته است. همچنین متوسط مدت بیکاری در فوریه به ۲۵.۷ هفته رسیده که بالاترین سطح چهار سال اخیر محسوب میشود. این ارقام نشان میدهد که بازار کار دیگر مانند گذشته مقاوم نیست و اقتصاد آمریکا در برابر نرخهای بهره بالا شکنندهتر شده است.
به زبان ساده، اقتصاد آمریکا اکنون در موقعیتی قرار دارد که توان تحمل نرخهای بهره بالا را ندارد، اما بازار اوراق در حال قیمتگذاری نرخهای بهره بالاتر است. بازده اوراق ۱۰ساله به ۴.۵درصد نزدیک شده و اگر از این سطح عبور کند، فشار بر اقتصاد میتواند بهسرعت افزایش یابد. این سطح از بازده معمولا با سختتر شدن شرایط مالی، افزایش هزینه استقراض، کاهش سرمایهگذاری و افت رشد اقتصادی همراه است. به همین دلیل، عبور بازده از محدوده ۴.۵درصد میتواند بهعنوان یک نقطه هشدار جدی برای اقتصاد تلقی شود.
الگوی تکراری خبردرمانی
ریشه اصلی این تحولات، بازگشت فشارهای تورمی است. افزایش بازده اوراق و حذف انتظارات کاهش نرخ بهره تنها یک دلیل دارد: تورم. هرچه جنگ طولانیتر شود، کاهش قیمت نفت دشوارتر خواهد شد و فشار تورمی بیشتر میشود.
اکنون انتظارات تورمی ۱۲ماهه آمریکا به ۵.۲درصد رسیده که بالاترین سطح از مارس ۲۰۲۳ است. اگر قیمت نفت سهماه متوالی در محدوده ۹۵ دلار بماند، شاخص قیمت مصرفکننده در سناریو خوشبینانه به حدود ۳.۲ درصد خواهد رسید. این وضعیت دوگانه ضعف اشتغال و افزایش تورم، فدرالرزرو را تحت فشار قرار داده است.
در این میان، محدوده حساس بازده ۱۰ ساله که بین ۴.۵ تا ۴.۷ درصد تعریف میشود، بهعنوان خط قرمز سیاستی شناخته میشود. برای نمونه در آوریل۲۰۲۵، همزمان با جهش سریع بازدهی اوراق و عبور نرخ ۱۰ ساله از ۴.۵درصد در پاسخ به تعرفهها، ترامپ شروع به مطرح کردن احتمال توقف تعرفهها کرد و وقتی بازدهی از ۴.۶درصد گذشت، او در ۹ آوریل رسما یک توقف ۹۰ روزه در تعرفههای متقابل اعلام کرد.
اکنون نیز بازده به ۴.۴۲درصد رسیده و تنها یک گام از این محدوده فاصله دارد و واکنش سیاستمداران آمریکایی کماکان از این الگو پیروی میکند. برای نمونه در ۲۳مارس، زمانی که بازار اوراق در وضعیت بحرانیتری نسبت به بازار انرژی قرار گرفت، بازده ۱۰ ساله به ۴.۴۵درصد رسید و ساعتی بعد اعلام شد که حمله به نیروگاه برق ایران پنج روز به تعویق میافتد. دونالد ترامپ این اقدام را با اشاره به «پیشرفت در مذاکرات» توجیه کرد. این نخستین نشانهای بود که بازار اوراق توانست روند جنگ را متوقف کند. مجددا در تاریخ ۲۷مارس و همزمان با عبور نرخ اوراق از ۴.۴ درصد، دونالد ترامپ مجددا ادعا کرد که با توجه به پیشرفت مذاکرات، حمله به زیرساختها و تاسیسات انرژی را ۱۰ روز دیگر به تعویق میاندازد. به عبارتی بازار اوراق ممکن است به نقطهای برسد که دولت ترامپ احساس کند برای کنترل تبعات اقتصادی جنگ، ناچار به تعدیل رویکرد خود است.