ضربه به ستون زیرساخت‌ها عکس : خبرگزاری ایلنا

فرصت‌های پتروشیمی در پساجنگ

علی افشار ابراهیمی، عضو هیات علمی پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به وضعیت نامشخص خسارات واردشده به مجتمع‌های پتروشیمی گفت: تا این لحظه هیچ برآورد دقیقی از میزان و محل تخریب‌ها وجود ندارد و همین ابهام، تحلیل هزینه‌ها و زمان بازسازی را با دشواری جدی مواجه کرده است. او افزود: نوع آسیب وارد شده اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد، به‌طوری‌که اگر تاسیسات جانبی هدف قرار گرفته باشند، شرایط با زمانی که بخش‌های اصلی فرآیندی آسیب دیده باشند کاملا متفاوت خواهد بود و این تفاوت مستقیما بر زمان و هزینه احیا اثر می‌گذارد.

این کارشناس با اشاره به پیامدهای کوتاه‌مدت جنگ بر صنعت پتروشیمی گفت: کاهش تولید و افت درآمدهای ارزی، از جمله آثار اجتناب‌ناپذیر این شرایط خواهد بود و در نتیجه، بنگاه‌های فعال در این حوزه با دوره‌ای دشوار روبه‌رو خواهند شد. با این حال، او معتقد است که برای ارزیابی دقیق‌تر باید مشخص شود کدام بخش‌ها از مجتمع‌ها آسیب دیده‌اند و همچنین احتمال تداوم یا توقف حملات نیز در برآوردها لحاظ شود، چرا که تکرار حملات می‌تواند روند بازسازی را با تاخیر بیشتری مواجه کند.

ابراهیمی در ادامه به چشم‌انداز میان‌مدت و بلندمدت صنعت اشاره کرد و گفت: پس از پایان جنگ و تعیین تکلیف وضعیت خلیج فارس و تنگه هرمز، رویکرد بازارهای مقصد نسبت به محصولات ایرانی تغییر خواهد کرد و انتظار می‌رود تحریم‌ها کارآیی پیشین خود را از دست بدهند و مسیر برای حضور خریداران متنوع‌تر هموار شود.

او همچنین بیان کرد: در چنین فضایی، ارتقای فناوری و حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر می‌تواند به عنوان راهبرد اصلی کشور برای توسعه بازارهای جدید مطرح شود.

به گفته او، با وجود خسارات واردشده، در صورت بهبود شرایط درآمدی، امکان بازسازی فراهم خواهد شد و حتی می‌توان از این مقطع به عنوان فرصتی برای نوسازی صنعت و جایگزینی فناوری‌های قدیمی با فناوری‌های روز و مدیریت کارآمدتر استفاده کرد.

تروریسم اقتصادی

میثم فتحی، کارشناس حوزه پتروشیمی، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به ابعاد پنهان حمله به مجتمع‌های پتروشیمی گفت: این اقدام را نمی‌توان یک حمله محدود به چند واحد صنعتی تلقی کرد، بلکه با نگاهی دقیق‌تر مشخص می‌شود که هدف، ایجاد اختلال در یک هاب حیاتی تولیدی بوده است.

او توضیح داد که ماهشهر یکی از مهم‌ترین مراکز تولید محصولات پایه‌ای پتروشیمی در کشور به شمار می‌رود و محصولاتی مانند پلی‌پروپیلن، پلی‌اتیلن، PVC و PET که در این منطقه تولید می‌شوند، مواد اولیه صدها صنعت پایین‌دستی را تامین می‌کنند و حضور آنها در زنجیره تامین، از تجهیزات پزشکی گرفته تا صنایع غذایی، خودرو و ساختمان، کاملا حیاتی است.

وی با تاکید بر نقش زیرساختی برخی مجتمع‌ها افزود: در میان این مجموعه‌ها، واحدهایی مانند تامین‌کنندگان یوتیلیتی از اهمیت دوچندانی برخوردارند، چرا که این واحدها برق، بخار، آب صنعتی، گازهای حیاتی و خدمات زیربنایی را برای سایر پتروشیمی‌ها فراهم می‌کنند و به‌نوعی «زیرساختِ زیرساخت‌ها» محسوب می‌شوند. اختلال در چنین واحدهایی به‌صورت مستقیم به توقف فعالیت سایر مجتمع‌ها منجر می‌شود و به همین دلیل، هدف قرار دادن آنها یک اقدام کاملا هدفمند برای مختل کردن کل زنجیره تولید است.

فتحی با اشاره به اینکه برخی مجتمع‌ها آسیب مستقیم و گسترده‌ای ندیده‌اند، تصریح کرد: با این حال، آسیب به واحدهای یوتیلیتی باعث شده است که بخش مهمی از تولید برای مدتی متوقف شود.

او این نوع حمله را مصداقی از «تروریسم اقتصادی» دانست که با کمترین هزینه نظامی، بیشترین اثر را بر اقتصاد و زندگی مردم وارد می‌کند. به گفته وی، این حملات یک اثر دومینویی ایجاد می‌کنند؛ به‌طوری‌که ابتدا تامین انرژی و مواد واسط مختل می‌شود، سپس واحدهای تولیدی از مدار خارج می‌شوند و در ادامه، تولید محصولات کلیدی کاهش می‌یابد و صنایع پایین‌دستی با کمبود مواد اولیه مواجه می‌شوند.

این کارشناس در ادامه با تشریح پیامدهای این روند بیان کرد: اثر نهایی چنین اختلالی مستقیما به زندگی روزمره مردم منتقل می‌شود، به‌گونه‌ای که از کمبود تجهیزات پزشکی و اختلال در تولید خودرو گرفته تا توقف پروژه‌های ساختمانی و مشکلات در بسته‌بندی و توزیع مواد غذایی، همگی می‌توانند از نتایج این زنجیره باشند. به همین دلیل، هدف این حملات صرفا صنعت نیست، بلکه پایداری اقتصادی و معیشت عمومی جامعه را نشانه گرفته است.

فتحی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به موضوع نحوه پاسخ به این حملات پرداخت و اظهار کرد: نوع واکنش، اهمیتی راهبردی دارد و نباید بر مبنای تقارن سطحی طراحی شود. او توضیح داد که تاسیسات پتروشیمی، اگرچه در حوزه صنعتی قرار دارند، اما به‌طور گسترده با زندگی مردم و فعالیت‌های غیرنظامی گره خورده‌اند.

خروج یوتیلیتی از مدار

در صنعت پتروشیمی، آنچه بیش از خود واحدهای تولیدی اهمیت دارد، پایداری زیرساخت‌هایی است که امکان تداوم فرآیند را فراهم می‌کنند. برخلاف بسیاری از صنایع، تولید در مجتمع‌های پتروشیمی یک فرآیند پیوسته است و کوچک‌ترین اختلال در تامین برق، بخار، آب صنعتی یا گازهای حیاتی می‌تواند به توقف کامل واحد منجر شود. به همین دلیل، واحدهای یوتیلیتی نه یک بخش جانبی، بلکه قلب تپنده کل مجتمع به شمار می‌روند. در چنین ساختاری، حتی اگر تجهیزات اصلی تولید آسیبی ندیده باشند، از دست رفتن یوتیلیتی به معنای خروج کامل واحد از مدار است. راه‌اندازی مجدد این واحدها نیز فرآیندی زمان‌بر و حساس محسوب می‌شود، چراکه بسیاری از تجهیزات نیازمند شرایط پایدار عملیاتی هستند و هرگونه نوسان می‌تواند به آسیب‌های ثانویه منجر شود. به همین دلیل، توقف تولید در این صنعت به معنای چند ساعت یا چند روز تعطیلی نیست، بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از هزینه‌های فنی، کاهش راندمان و افت تولید در دوره‌های بعدی را به همراه داشته باشد.

از این منظر، هدف قرار دادن یوتیلیتی‌ها به معنای متوقف کردن تولید بدون نیاز به تخریب گسترده تجهیزات است؛ رویکردی که بیشترین اثر را با کمترین مداخله مستقیم بر واحدهای فرآیندی ایجاد می‌کند و کل‌ هاب صنعتی را به‌صورت همزمان تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.