معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه ابعاد تازه رژیم حقوقی تنگه را تشریح کرد
رایزنیهای تهران و مسقط برای هرمز
سعیده سادات فهری: همزمان با تشدید تنشهای نظامی در منطقه و درحالیکه ایران با اعمال محدودیتهای راهبردی در تنگه هرمز، معادلات انرژی و اقتصاد جهانی را تحتتاثیر قرار داده، ایران و عمان روز شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ (۴ آوریل ۲۰۲۶) با برگزاری نشستی در سطح معاونان وزیران خارجه و کارشناسان فنی، گزینههای عملیاتی برای تضمین عبور روان کشتیها از این آبراه حیاتی را مورد بررسی قرار دادند؛ تحرکی دیپلماتیک که در میانه تقابل نظامی ایران با آمریکا و اسرائیل، میتواند مسیر بحران را تحتالشعاع راهحلی منطقهای قرار دهد. در این جلسه که به ریاست کاظم غریبآبادی معاون حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و شیخ خلیفه الحارثی معاون سیاسی وزارت امورخارجه عمان برگزار شد، ضمن بررسی وضعیت فعلی، مسائل مربوط به عبور امن و ایمن از تنگه هرمز مورد بحث قرار گرفت و بر نقش انحصاری ایران و عمان به عنوان کشورهای ساحلی تنگه هرمز نیز تاکید شد.
پیشتر معاون وزیر امور خارجه عنوان کرده بود که ما در حال بررسیهای لازم هستیم که در شرایط صلح، پروتکلی را با عمان بهعنوان کشور ساحلی دیگر برای تضمین عبور ایمن کشتیها مورد توافق قرار دهیم تا تمامی عبورها بر اساس توافق و الزامات ایمنی انجام شود. طبیعتا این الزامات به معنای محدودیت نخواهد بود بلکه برای تسهیل و تضمین عبور ایمن و ارائه خدمات بهتر به کشتیهایی است که از این مسیر عبور میکنند. همچنین طبق گزارش خبرگزاری عمان (ONA)، کارشناسان فنی هر دو کشور مجموعهای از دیدگاهها و پیشنهادها را با هدف حفظ ثبات حیاتیترین گلوگاه نفتی جهان ارائه کردند.
اهمیت تنگه هرمز
«تنگه هرمز» به عنوان یکی از حیاتیترین آبراههای جهان، هرگونه تحرک نظامی یا محدودیت عبور و مرور در آن، مستقیما امنیت انرژی و اقتصاد جهانی را تحتتاثیر قرار میدهد. در شرایطی که تنش بین ایران و آمریکا-اسرائیل بالا گرفته، هر اقدامی از سوی ایران برای اعمال کنترل یا محدودیت در این تنگه، میتواند معادلات نظامی و سیاسی را به نفع خود تغییر دهد. آنچه اغلب در رسانههای غربی کمتر دیده میشود، این واقعیت است که ایران از نظر حقوقی و ژئوپلیتیک توانایی تاثیرگذاری جدی بر تردد دریایی در هرمز را دارد و بستن یا محدود کردن آن در شرایط جنگ یا تهدید نظامی، گزینه راهبردی برای تهران محسوب میشود. از این رو، ترامپ و تیم او با این معضل مواجهاند که هرگونه تشدید نظامی ممکن است نه تنها ایران را تضعیف نکند، بلکه زنجیره تامین نفت جهان را دچار اختلالی بیسابقه کند.
افزایش ترددها از تنگه هرمز
از روز جمعه شاهد افزایش تردد کشتیها از این تنگه حیاتی هستیم. به گزارش خبرگزاری بلومبرگ، افزایش چشمگیر تردد کشتیها در تنگه هرمز طی روزهای اخیر، همزمان با اوجگیری میانگین عبور هفتگی به بالاترین سطح از زمان آغاز جنگ، نشاندهنده بازگشت نسبی جریان کشتیرانی در یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان است. دلیل این افزایش تردد را میتوان رایزنی کشورهای بیشتر با ایران برای عبور از این تنگه عنوان کرد. به گزارش ایسنا، بلومبرگ نوشت که عبور و مرور از تنگه حیاتی هرمز در هفته گذشته افزایش یافته است، بهطوری که میانگین هفتروزه عبورها در روز جمعه به بالاترین سطح خود از زمان آغاز جنگ رسیده است.
کشتیهای بیشتری در حال عبور هستند، از جمله شناورهایی که ارتباط آشکاری با ایران یا چین ندارند، زیرا کشورها با تهران مذاکره میکنند تا کشتیهایشان بتوانند عبور کنند. عبورهای روز گذشته عمدتا توسط کشتیهای حامل گاز مایع (LPG) انجام شد، از جمله یک کشتی که به مقصد هند در حرکت بود و سایر کشتیهایی که وابستگیهایی به ایران داشتند. بر اساس دادههای ردیابی کشتیها که توسط بلومبرگ گردآوری شده، از صبح جمعه تاکنون در مجموع ۱۳ کشتی عبور کردهاند؛ ۱۰ کشتی از خلیج فارس خارج شدهاند و ۳ کشتی از آبهای آزاد وارد شدهاند. با این حال، این رقم در مقایسه با تعداد عبورها پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه بسیار ناچیز است.
در شرایط عادی، حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان هر روز از این تنگه عبور میکند. به گزارش بلومبرگ، گذرگاههای اخیر شامل یک کشتی کانتینری فرانسوی و یک تانکر LNG متعلق به ژاپن است که ظاهرا اولین عبور از این نوع از زمان شروع جنگ است. مشخص نیست که آیا این سفرها نتیجه تماسهای دیپلماتیک بوده یا مذاکرات شرکتهای کشتیرانی و واسطههای آنها. همچنین سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا(ص) روز شنبه اعلام کرد که کشور برادرمان عراق از هرگونه محدودیتی که در تنگه هرمز اعمال کردهایم مستثنا است و این محدودیتها تنها شامل کشورهای دشمن میشود.
تاثیر جنگ بر ترددها
این در حالی است که به گزارش فرارو، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تردد دریایی در تنگه هرمز را به کمتر از ۵ درصد میانگین پیش از جنگ کاهش داده است. میانگین تعداد کشتیهای عبوری از تنگه هرمز پیش از جنگ حدود ۱۲۹ فروند در روز بوده اما از زمان بسته شدن این آبراه حیاتی میانگین عبور کشتیها به تنها ۶ فروند در روز کاهش یافته است. گفتنی است این ۶ فروند کشتی در روز نیز صرفا با دریافت مجوز ویژه از ایران و از طریق کریدور تحت کنترل تردد میکنند. به گزارش منابع بینالمللی این کشتیها عمدتا متعلق به کشورهایی هستند که روابط دیپلماتیک فعالی با تهران دارند از جمله چین، هند، پاکستان و برخی کشورهای دیگر. دادههای موسسه اطلاعاتی لویدز لیست اینتلیجنس نشان میدهد از ۲۲ اسفند مسیر لارک به عنوان تنها کریدور مجاز برای تردد کشتیها در تنگه هرمز جایگزین مسیر عادی شده است؛ کاهش ۹۵ درصدی تردد کشتیها در این آبراه حیاتی که روزگاری مسیر عبور حدود یکپنجم نفت جهان بود، پیامدهای عمیقی بر زنجیره تامین جهانی انرژی و کالاهای اساسی خواهد داشت.
ابعاد تازه رژیم حقوقی تنگه هرمز
این روزها بحث رژیم حقوقی تنگه هرمز به دلیل محدود شدن تردد کشتیها توسط ایران به دنبال تهاجم آمریکا و اسرائیل به کشورمان به یک بحث حقوقی جدی در بین رسانهها تبدیل شده است. در این خصوص چند نکته وجود دارد که در متن زیر به آنها میپردازم.
در وهله نخست باید توجه داشت که آزادی دریانوردی با آزادی تجارت مرتبط است و ریشه تاریخی آزادی دریانوردی در آزادی تجارت است. در حقوق بینالملل به این نوع استدلال «منع تناقضگویی به ضرر دیگری یا منع غیر منسجم سخن گفتن به ضرر دیگری» میگویند. یعنی نمیتوان دو حرفی را بیان کرد که با هم ناهماهنگ باشند و این را به ضرر دیگری استفاده کنید. اگر آزادی دریانوردی وجود دارد، باید توجه داشت که این آزادی دریانوردی با آزادی تجارت باید همسو باشد. لذا نمیتوانند آزادی تجارت ایران را نقض کنند و تحریم علیه کشور اعمال کنند و در مقابل خواهان آزادی دریانوردی شوند. این نکته خارج از آزادی دریانوردی بود و میخواهیم بگوییم که آزادی دریانوردی در یک مجموعه کلی حقوق بینالملل با آزادی تجارت مرتبط است. اما وقتی به داخل آزادی دریانوردی نگاه کنیم، رژیم آبراهها و تنگههای بینالمللی، چه حقوق بیضرر باشد، چه حقوق ترانزیت، در زمان جنگ با شرایطی میتوان مانع از آن شد و در زمان صلح با شرایط سختتری میتوان جلوی آن را گرفت. الان صحبت آن است که ایران میتواند از کشتیهایی که از این تنگه عبور میکنند عوارض بگیرد یا خیر. در پاسخ باید گفت اگر ایران خدماتی ارائه دهد میتواند بهای خدمتش را از کشتیها بگیرد. این خدمات میتواند شامل خدمات محیط زیستی، بیمهای و راهبردی دریایی باشد. بحث دیگر این است که آمریکا چگونه میگوید نظام مالی بینالمللی نباید به عنوان تهدید علیه آن کشور (یعنی تروریسم) استفاده شود. یعنی آمریکا میگوید اگر قرار است کسی از نظام مالی بینالمللی استفاده کند باید مطمئن باشد که پول برای تروریسم جابهجا نمیشود.
ایران نیز میتواند بگوید میخواهد مطمئن شود که از طریق این آبراه بینالمللی که کشور ساحلی آن است، هیچ تهدیدی علیه حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی علیه کشورمان استفاده نمیشود. ایران در اینجا باید بتواند بازرسی انجام دهد و این بازرسی هزینه دارد و هزینه آن را کشوری که کشتیاش از این تنگه رد میشود باید پرداخت کند. در این بین اگر ایران و عمان که تنگه بخشی از آبهای ساحلی آنها است، پروتکلی را برای تردد از تنگه هرمز تعریف کنند، این پروتکل را میتوان در قالبهایی از حقوق بینالملل گنجاند که مطابق حقوق بینالملل باشد. البته این بحث آبراههها را باید کشور به کشور نگاه کنیم. اگر بخواهم به مورد آمریکا بپردازم، ایالات متحده بزرگترین مسدودکننده تنگهها در تاریخ است. یعنی در طول تاریخ کشوری که بیشترین محدودیت را با دلیل سیاسی بر آبراهههای بینالمللی ایجاد کرده خود ایالات متحده بوده است. لذا نمیتوانند در اینجا مرتکب تناقضگویی به ضرر دیگری شوند و بگویند من این حق را دارم و دیگران ندارند.
در نهایت باید به این نکته توجه داشت که حقوق بینالملل جدای از قدرت نیست. حقوق بینالملل، دیالکتیک قدرت و ارزش است. قدرت به تنهایی در حقوق بینالملل جواب نمیدهد و قاعده نیز به تنهایی جواب نمیدهد. حقوق بینالملل در تعامل این دو شکل میگیرد. یعنی باید قدرتی داشته باشید و آن را در قالب مشروع و حقوق بینالملل ارائه کنید. قدرت صفر جواب نمیدهد و قاعده صفر بدون پشتوانه نیز فایدهای ندارد. بنابراین این دو باید با هم آشتی کنند.
* معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه