پیشنهاد ظریف میتواند به پایان جنگ کمک کند؟
در سطح عملیاتی نیز مقاله از اقدامات اعتمادساز کوچک آغاز میکند و به سطوح پیشرفتهتر میرسد؛ از جمله توقف جنگ با آتشبس همزمان همه طرفها، بازگشایی تنگه هرمز تحت مدیریت و ترتیبات ایران و عمان برای کشتیهای تجاری و نفت ایران، تصویب پروتکل الحاقی توسط مجلس ایران، تشکیل کنسرسیوم غنیسازی در منطقه و در نهایت پیمان عدم تعرض و تبادل دیپلماتیک. این طرح قابل ترجمه به اقدامات دیپلماتیک است، زیرا برای دیپلماسی رسمی کاملا مناسب بوده و در قالب یک توافق جامع ـ نه صرفا آتشبس ـ ارائه شده است.
همچنین برای کانالهای غیررسمی نیز کاربرد دارد و میتواند مبنای گفتوگو با اندیشکدهها و دیپلماتهای ارشد پیشین آمریکایی قرار گیرد. نقش عمان و قطر بهعنوان میانجی در این طرح واقعبینانه است و اشاره به هزینه بالای انرژی برای ترامپ نیز میتواند اهرمی واقعی باشد که او را به پذیرش این مسیر ترغیب کند. در عمل، ظرفیت این طرح برای کمک به پایان جنگ کمتر از آن چیزی است که نویسنده میخواهد؛ زیرا خود ظریف اذعان میکند که ترامپ پیامهای متناقض میدهد و تاکنون غیرجدی بوده است. همچنین تیم مذاکرهکننده آمریکایی فاقد تخصص معرفی شدهاند و در شرایط جنگی کنونی احتمال دارد مخالفان داخلی این پیشنهاد را نه نشانه پیروزی، بلکه درخواست آتشبس از موضع کاهش فشار تعبیر کنند.