چرا زنجیره تولید خودرو به کما رفت؟
ترمز تولید خودروسازان
این روزها در خودروسازی کشور، نه صدای پرسهای سنگین به گوش میرسد و نه خطوط تولید نشانی از حرکت دارند. صنعت خودروی کشور پس از تعطیلات نوروزی همچنان در سکوتی کمسابقه به سر میبرد. به گفته بسیاری از دست اندرکاران صنعت خودرو؛ این سکوت و توقف تولید با توجه به وضعیت کنونی کشور شاید تا مدتها پایدار بماند. آنچه در حال حاضر در خودروسازیها رخ داده نتیجه تلاقی چند بحران است؛ از اختلال در تامین مواد اولیه و زنجیره قطعهسازی گرفته تا ریسک جنگی و ناامنی محیطی. در چنین فضایی، خودروسازی ایران بهعنوان دومین صنعت بزرگ کشور پس از پتروشیمی، با این پرسش مطرح است که چه تکلیفی در این شرایط یا حتی پایان جنگ دارد؟ بررسیهای میدانی و اظهارات فعالان صنعتی نشان میدهد که در حال حاضر، فعالیت تولیدی در سه شرکت خودروساز متوقف شده و تنها بخشهایی محدود مانند تحویل خودرو بهصورت حداقلی فعال هستند. این در حالی است که پیش از پایان تعطیلات نوروزی، برخی فعالان حوزه قطعهسازی از بازگشت خودروسازان به مدار تولید از نخستین روزهای کاری خبر داده بودند؛ پیشبینی که اکنون با واقعیت فاصله دارد.
از سوی دیگر روایت مدیران شرکتهای خودروساز نیز این تصویر را تایید میکند. به گفته برخی از آنها، تولید در سه خودروساز بزرگ کشور متوقف شده و فعالیتی در خطوط تولید جریان ندارد. آنچه مشخص است پس از پایان تعطیلات نوروزی، ایرانخودرو در اطلاعیهای رسمی اعلام کرد که بهدلیل انجام عملیات اورهال، خطوط تولید خود را متوقف میکند. اگرچه اورهال بهعنوان یک اقدام فنی، امری معمول در صنایع بزرگ بهشمار میرود، اما همزمانی آن با توقف سایر خودروسازان و شرایط خاص حاکم بر زنجیره تامین، این گمانه را تقویت کرده که موضوع فراتر از یک توقف فنی ساده است. به دنبال اطلاعیه ایران خودرو، برخی قطعه سازان نیز فعالیت خود را متوقف کردند.از سوی دیگر، سایپا نیز اگرچه در ابتدای هفته از آغاز فعالیت خود خبر داده بود، اما با توجه به شرایط حاکم بر کشور،خطوط این شرکت نیز متوقف شده است. این مساله بهخوبی نشان میدهد که حتی در صورت آمادگی نسبی خودروسازان، نبود قطعات میتواند کل فرآیند تولید را با اختلال همراه کند و یا به تولید خودروهای ناقص سرعت دهد.
واضح است که وابستگی متقابل میان خودروسازان و قطعهسازان، خود به یکی از عوامل اصلی اختلال در تولید تبدیل شده است؛ بهطوریکه در شرایط کنونی، توقف خطوط تولید خودروسازان، قطعهسازان را نیز عملا زمینگیر کرده و از سوی دیگر، در صورت عدم تولید قطعات امکان ادامه فعالیت برای خودروسازان نیز از بین میرود. این رابطه دوسویه، اگرچه در شرایط عادی به افزایش هماهنگی و بهرهوری کمک میکند، اما در وضعیتهای بحرانی به عاملی برای تشدید رکود تبدیل میشود. در چنین فضایی، کوچکترین وقفه در هر یک از حلقههای زنجیره، به سرعت به کل صنعت سرایت میکند. برای مثال، اختلال در تامین مواد اولیه برای قطعهسازان، به کاهش تولید قطعات منجر میشود و همین موضوع، خطوط تولید خودروسازان را با کمبود قطعه مواجه میکند. از سوی دیگر، وقتی خودروسازان برنامه تولید مشخصی نداشته باشند قطعهسازان نیز امکان برنامهریزی برای تولید را از دست میدهند.
زنجیرهای که از حرکت ایستاده
یک فعال صنعت قطعه روز گذشته در گفتوگو با خبرنگار ما از توقف خطوط تولید قطعه سازان خبر داد و اینکه با توجه به توقف خطوط تولید فعالیت قطعهسازان نیز توجیهی ندارد. آنچه مشخص است قطعهسازان بهعنوان حلقه میانی زنجیره خودروسازی، بهدلیل توقف تولید خودرو، عملا با کاهش یا در ادامه با قطع سفارش مواجه شده و فعالیت بسیاری از آنها متوقف شده و یا متوقف میشود. این در حالی است که حتی در صورت وجود سفارش نیز، تامین مواد اولیه به چالشی جدی تبدیل شده است. فولاد، آلومینیوم، مس و پلیمرها که از اصلیترین نهادههای تولید خودرو محسوب میشوند،در پی تحولات اخیر با محدودیتهای شدید مواجه شدهاند. همانطور که در گزارش روز دوشنبه در همین صفحه به آن اشاره کردیم، شرایط کنونی از آسیب به زیرساختهای تولید فولاد و همچنین اختلال در بنادر حکایت دارد؛ مسالهای که عملا مسیر تامین مواد اولیه را محدود کرده است.
در این زمینه برخی از دست اندرکاران خودرو تاکید دارند که ماهیت این صنعت نیز خود به تشدید بحران دامن زده است. در این صنعت، توقف در یک بخش بهسرعت به سایر بخشها سرایت میکند. به بیان دیگر، اگر تامینکننده مواد اولیه با مشکل مواجه شود، قطعهساز قادر به تولید نخواهد بود و در نتیجه، خودروساز نیز امکان تولید نخواهد داشت. این وابستگی متقابل، در شرایط عادی مزیت محسوب میشود، اما در شرایط بحران، به نقطهضعف تبدیل میشود.در کنار این عوامل، شرایط جنگی نیز بهعنوان یک عامل تعیینکننده مورد توجه قرار میگیرد. گفته میشود تهدیدهای ناشی از احتمال حملات، به یکی از دغدغههای جدی مدیران صنعتی تبدیل شده و برخی شرکتها ترجیح دادهاند برای کاهش ریسک، فعالیت خود را متوقف کنند. تمرکز بالای نیروی انسانی و تجهیزات در سایتهای خودروسازی، این مراکز را در برابر چنین تهدیدهایی آسیبپذیرتر میکند.
یک فعال صنعت خودرو در گفتوگو با دنیای اقتصاد تاکید دارد که آنچه وضعیت فعلی را از بحرانهای پیشین متمایز میکند، همزمانی این عوامل با یکدیگر است. وی ادامه میدهد که در گذشته، صنعت خودرو معمولا با چالشهای مشخصی مواجه بود از تحریمها گرفته تا نوسانات ارزی. اما اکنون، چندین عامل بهطور همزمانبر این صنعت فشار وارد کردهاند و همین مساله، مدیریت بحران را دشوارتر کرده است. وی همچنین پیشبینی میکند که اگر خطوط تولید نیز در آینده نزدیک فعال شوند، با افت محسوس تولید و افزایش هزینههای تمامشده مواجه خواهد بود؛ موضوعی که میتواند به شکل مستقیم خود را در رشد قیمتها در بازار نشان دهد.
او تاکید میکند که در چنین فضایی، حتی شوکهای کوچک نیز میتوانند به توقف خطوط تولید منجر شوند؛ چرا که حاشیه امن تولید بهشدت کاهش یافته است. از سوی دیگر، کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان نیز به رکود در سمت تقاضا دامن زده و این مساله، چرخه معیوبی از افت تولید و کاهش فروش را شکل داده است.این کارشناس معتقد است در صورت عدم مداخله سیاستگذار و اتخاذ تصمیمات فوری برای تسهیل تامین مالی و بهبود دسترسی به نهادههای تولید، صنعت خودرو ممکن است وارد فاز عمیقتری از بحران شود؛ فازی که خروج از آن به مراتب دشوارتر و زمانبرتر از دورههای پیشین خواهد بود.
بازگشت به خاطره جنگ
شرایط فعلی، برای بسیاری از فعالان قدیمی صنعت، یادآور یکی از مهمترین مقاطع تاریخی اقتصاد ایران است،جنگ ایران و عراق. در آن دوره نیز، صنعت خودرو با محدودیتهای جدی در تامین قطعات و منابع مالی مواجه شد. بخش قابلتوجهی از بودجه کشور به جنگ اختصاص یافته بود و واردات قطعات با محدودیتهای گستردهای روبهرو بود؛ عواملی که به کاهش محسوس تولید خودرو انجامید. در سالهای جنگ، جهتگیری تولید نیز تغییر کرد. خودروسازان به سمت تولید خودروهایی با فناوری سادهتر و سازگار با شرایط جنگی حرکت کردند. در عین حال، بخشی از ظرفیت کارخانهها به تولید تجهیزات لجستیکی و حتی نظامی اختصاص یافت. با این حال، صنعت خودرو بهطور کامل تعطیل نشد و تلاش شد تا حداقل سطحی از تولید حفظ شود.
مقایسه شرایط امروز با آن دوره، اگرچه از لحاظ شدت و ماهیت تفاوتهایی دارد، اما یک وجه مشترک مهم را برجسته میکند: «تغییر مسیر اجباری». امروز نیز برخی کارشناسان معتقدند که در صورت تداوم شرایط فعلی، صنعت خودرو ناچار به بازتعریف مسیر خود خواهد شد؛ چه از نظر نوع محصولات، چه از منظر ساختار تولید و چه در حوزه زنجیره تامین. با این حال، تفاوت مهمی نیز وجود دارد. در دوران جنگ، با وجود محدودیتها، نوعی انسجام در سیاستگذاری و جهتگیری کلان وجود داشت که به مدیریت شرایط کمک میکرد. اما شرایط فعلی پیشبینیپذیری را کاهش داده و تصمیمگیری را دشوارتر کرده است.
برخی از دست اندرکاران صنعت خودرو در پاسخ به این سوال دنیای اقتصاد که از آنها پرسش شده چه سرنوشتی برای صنعت خودرو پیشبینی میکنید تاکید داشتند که آینده صنعت خودرو به دو سناریوی اصلی وابسته است: تداوم شرایط فعلی یا بهبود نسبی وضعیت. در سناریوی نخست، احتمال تعمیق رکود تولید، تغییر ساختار صنعت و حتی خروج برخی بازیگران از بازار وجود دارد. در سناریوی دوم، با بازگشت تدریجی ثبات، امکان احیای تولید فراهم خواهد شد، اگرچه این بازگشت نیز به زمان و سرمایهگذاری نیاز دارد. در مجموع، آنچه امروز در صنعت خودروی ایران در جریان است، صرفا یک توقف کوتاهمدت نیست، بلکه نشانهای از قرار گرفتن این صنعت در یک بزنگاه تاریخی است. بزنگاهی که میتواند مسیر آینده این صنعت را برای سالهای پیشرو تعیین کند؛ مسیری که یا به سمت بازسازی و تطبیق با شرایط جدید خواهد رفت، یا در صورت تداوم بحرانها، با چالشهای عمیقتری مواجه خواهد شد.