غرب آسیا؛ کانون ائتلاف‌های نوظهور

هند با احتیاط این تحول را کم‌اهمیت جلوه داد و احساس کرد که همکاری دفاعی هند-امارات بر مهاجران هندی در عربستان تاثیر خواهد گذاشت. «ویکرام مصری»، وزیر امور خارجه هند، به رسانه‌ها گفت که «توافق‌نامه» در مورد همکاری دفاعی به این معنی نیست که دهلی نو وارد یک درگیری منطقه‌ای شود.پیمان هسته‌ای هند-امارات شامل مفادی در مورد ایمنی انرژی اتمی و استقرار راکتور است و به نظر می‌رسد که از حمایت بی‌سروصدای تل‌آویو برخوردار است. رسانه‌های اسرائیلی بدون اتلاف وقت آن را اتحاد سه‌جانبه «اسرائیل-هند–امارات» نامیدند.

«شکیل احمد»، ستون‌نویس ارشد پاکستانی، به «د کریدل» می‌گوید: «در واقع، اسرائیل خواهان شکاف بین کشورهای غرب آسیا است تا بتواند به طرح‌های شوم خود ادامه دهد. هند برای این منظور با اسرائیل همکاری نزدیکی دارد. ما باید توافق دفاعی اخیر بین هند و امارات را در این چارچوب بررسی کنیم. تنها هدف این تفاهم، ایجاد سوءنیت در بین اقتصادهای قدرتمند غرب آسیا است تا هیچ مقاومتی در برابر طرح توسعه‌طلبانه تل‌آویو وجود نداشته باشد». احمد در مورد پیوستن ترکیه به توافق عربستان و پاکستان می‌گوید که اکنون هر دو طرف متوجه شده‌اند که اختلاف متقابل آنها تنها به نفع دشمنانشان خواهد بود: «پاکستان، عربستان و ترکیه هر کدام سهم منحصر به فردی در میز مذاکره دارند. پاکستان می‌تواند از عمق استراتژیک، قابلیت‌های موشکی و بازدارندگی هسته‌ای خود استفاده کند، همان‌طور که در جنگ چهار روزه با هند نشان داد».

ظهور ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای

یک مقام ارشد در وزارت امور خارجه پاکستان به «کریدل» می‌گوید که آنکارا رسما پیشنهاد اتحاد نظامی با ریاض و اسلام‌آباد را داده است. این مقام بدون توضیح بیشتر در مورد اینکه این «اهداف» چیست، می‌گوید: «این ممکن است یک همکاری گذرا و موقت برای اهداف محدود و با دامنه محدود باشد.» با این حال، مقامات پاکستانی و ترکیه‌ای اعلام کرده‌اند که این اتحاد در حال پیشرفت است. آنها می‌گویند عملیات مشترک به زودی طبق چارچوبی که برای ایجاد «ثبات و صلح» در غرب آسیا طراحی شده است، آغاز خواهد شد.

به گفته احمد، محور جدید، نقاط قوت اصلی سه کشور را یکی می‌کند: عمق استراتژیک و بازدارندگی هسته‌ای پاکستان؛ منابع مالی عظیم عربستان و صنایع نظامی متعارف و رو به رشد ترکیه که در نبردها آزموده شده‌اند. این تغییر جهت پس از عملیات بی‌سابقه «سیل الاقصی» توسط حماس در اکتبر۲۰۲۳ و واکنش اسرائیل رخ می‌دهد که باعث تغییر چشم‌گیر معادلات منطقه‌ای شده است. امارات و تل‌آویو نفوذ خود را در کشورهای شکست‌خورده یا تجزیه‌شده، از لیبی و سودان گرفته تا مصر و سومالی، تثبیت کرده‌اند. استراتژی آنها این است: بهره‌برداری از ضعف دولت برای گسترش نفوذ و عادی‌سازی روابط با اسرائیل. در مقابل، عربستان و ترکیه حول یک دکترین متفاوت متحد شده‌اند؛ دکترینی که از دولت‌های قوی و مرکزی که قادر به مقاومت در برابر تل‌آویو و شرکای خلیج‌فارس این رژیم هستند، حمایت می‌کند. تقویت روابط دفاعی در این طرح محوری است. احمد می‌افزاید: «عربستان سعودی و ترکیه به‌دلیل مسائل تاریخی، سیاسی و ژئواستراتژیک متعدد، با یکدیگر رو در رو نبودند؛ اما در چند سال گذشته، اختلافات متقابل آنها کاهش یافته و آنها شروع به همگرایی در مورد تهدیدهای امنیتی مشترک ناشی از حمایت نامحدود ایالات متحده از جنایات اسرائیل کرده‌اند.»

افزایش نفوذ نظامی ریاض

عربستان سعودی در حال تشدید تلاش‌های خود است. در کنار ابتکار پاکستان-ترکیه، ریاض اکنون همکاری نظامی با مصر و سومالی را دنبال می‌کند؛ پاسخی مستقیم به بازی‌ قدرت امارات در سراسر آفریقا و دریای سرخ. انتظار می‌رود «حسن شیخ محمود»، رئیس‌جمهور سومالی، یک پیمان دفاعی با این پادشاهی را نهایی کند. این تفاهم پس از لغو اخیر توافق‌نامه‌های بندری و امنیتی سومالی با امارات که آن را به تضعیف حاکمیت سومالی متهم کرده بود، حاصل می‌شود. با خروج امارات از صحنه یمن پس از حملات هوایی عربستان به نیروهای نیابتی تحت حمایت امارات و موضع آشکار ریاض علیه حضور نظامی مخرب ابوظبی، این پیامد به سرعت آشکار شده است. این پادشاهی به‌ویژه از پیشنهادهای اسرائیل برای سومالی‌لند خشمگین است که آن را بخشی از یک طرح گسترده‌تر برای بی‌ثبات کردن شاخ آفریقا می‌داند.

«مارک کینرا»، تحلیلگر ژئوپلیتیک هندی متخصص در غرب آسیا، به «کریدل» می‌گوید که چرخش ریاض کمتر به اختلاف آن با امارات و بیشتر به تعهد رو به کاهش واشنگتن به منطقه مربوط می‌شود. او می‌افزاید: «پاکستان به‌طور سنتی به‌عنوان ضامن اصلی امنیت عربستان عمل کرده است و موضع فعلی ایالات متحده در غرب آسیا، همراه با رویکرد بی‌تفاوت آن، هر دو کشور را به ارزیابی مجدد و تنظیم استراتژی‌های دفاعی خودشان سوق داده است.» کینرا تصریح می‌کند که این اتحاد بر تنش‌های ایالات متحده و برخی بازیگران منطقه‌ای تاثیر خواهد گذاشت. به‌طور کلی، ایالات متحده دیگر ضامن انحصاری امنیت در غرب آسیا نخواهد بود.

واکنش امارات و هند

شرکای تل‌آویو از نزدیک اوضاع را زیر نظر دارند. همزمان با انتشار خبر تشکیل بلوک نوپای عربستان-پاکستان-ترکیه، محمد بن‌زاید، رئیس امارات، سفری سریع به هند داشت. ظرف چند ساعت، دو کشور یک پیمان دفاعی گسترده امضا کردند؛ نه فقط نظامی، بلکه شامل گاز طبیعی مایع، تجارت، فضا و انرژی اتمی. این اقدام مشترک در اسلام‌آباد سر و صدا به پا کرد. تل‌آویو این توافق را (که حتی توسط برخی تحلیلگران به عنوان رسمی شدن محور نظامی اسرائیل-هند-امارات توصیف شده است) جشن گرفت. کینرا این تصور را که پیمان امارات-هند رقیب اتحاد عربستان-پاکستان-ترکیه است، به‌عنوان یک مشارکت استراتژیک و نه یک بلوک نظامی، رد می‌کند. اما او خاطرنشان می‌کند که عنصر همکاری هسته‌ای، به‌ویژه با توجه به مشارکت اسرائیل، قابل‌توجه است.برای آنکارا، این ابتکار سه‌جانبه مزایای متعددی دارد.

ترکیه و پاکستان در مارس سال گذشته یک پیمان همکاری دفاعی مهم امضا کردند و از آن زمان، ترکیه توافق‌نامه‌های بومی‌سازی دفاعی با عربستان را تسریع کرده است. توافق اخیر بین صنایع نظامی عربستان (SAMI) و شرکت تولیدکننده پهپاد ترکیه‌ای «بایکار»، نشان‌دهنده ادغام نظامی عمیق‌تر است. کینرا می‌گوید: «ترکیه بدون شک از مزایای دسترسی به منابع مالی عربستان سعودی بهره‌مند خواهد شد که این امر به بخش نظامی ترکیه نیز کمک خواهد کرد. علاوه بر این، نفوذ ترکیه تحت این توافق در غرب آسیا و جنوب آسیا همچنان رو به افزایش خواهد بود.»

ترکیه این اتحاد را پاسخی به تجاوز بی‌حد و حصر تل‌آویو در غزه، سوریه و لبنان - و عدم تمایل واشنگتن برای مهار آن - می‌داند. این اتحاد البته امارات را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه منعکس‌کننده فوریت مشترک بین کشورهای مسلمان برای تحکیم قدرت در بحبوحه تهدیدهای فزاینده است. اگرچه هنوز مشخص نیست که آیا محور ریاض-آنکارا-اسلام‌آباد می‌تواند در درازمدت به یک وزنه تعادل در برابر تل‌آویو و متحدان غربی‌اش تبدیل شود یا خیر، اما ظهور آن نشان‌دهنده‌ واکنشی آشکار در برابر دهه‌ها تاکتیک تفرقه بینداز و حکومت کن است.