آیا تلآویو با تغییر دکترین امنیتی خود الحاق جنوب لبنان را کلید زده است؟
شبح «اسرائیل بزرگ» با آغاز سلطه فیزیکی
«یانوس سیاحان»، تحلیلگر ژئوپلیتیک از دانشگاه پادجادجاران در اندونزی در گزارش دیروز سهشنبه در «مدرن پالیسی» نوشت، با تخریب گسترده زیرساختهای غیرنظامی، از جمله تخریب پنج پل اصلی بر روی رودخانه لیتانی، اسرائیل عملا شریان حیاتی جغرافیایی جنوب لبنان را از بقیه کشور قطع میکند. سرعت تحرکات نیروهای زمینی اسرائیل در اوایل سال۲۰۲۶، آمادگی لجستیکی و اطلاعاتی بسیار بالایی را نشان میدهد که بسیار فراتر از کارآیی عملیاتهای مشابه در سالهای گذشته است. تمرکز اصلی ارتش در حال حاضر ایجاد واقعیتهای جدید در میدان است. این تلاش شامل اخراج گسترده نزدیک به یکمیلیون شهروند لبنانی، حدود ۲۰ درصد از جمعیت ملی، است که اکنون از بازگشت به روستاهای خود در جنوب منع شدهاند.
هدف نهایی این کارزار دیگر صرفا یک آتشبس موقت به نظر نمیرسد، بلکه اشغال طولانیمدت در لفافه اصطلاح «منطقه حائل امنیتی» است. در پشت محاسبات نظامی، سایههایی از ایدئولوژی قدیمی وجود دارد که اکنون در راهروهای قدرت اسرائیل، تحرک سیاسی تازهای یافتهاند. پرسش بزرگ اکنون دیگر این نیست که این حمله چه زمانی پایان خواهد یافت، بلکه این است که آیا این گام اولیه پروژه «اسرائیل بزرگ» است که مدتهاست صرفا یک خیالپردازی جناح راست افراطی تلقی میشود یا خیر. مقایسه تهاجم ۲۰۲۶ با «عملیات صلح برای جلیله» در سال ۱۹۸۲، تضاد شدیدی را در تکامل استراتژی اسرائیل نشان میدهد. در سال ۱۹۸۲، هدف اصلی اسرائیل در زمان آریل شارون ماهیت سیاسی داشت؛ تلآویو با روی کار آوردن یک کابینه طرفدار اسرائیل در بیروت از طریق اتحاد با گروه مسیحی مارونی به رهبری بشیر جمیل، به دنبال مهندسی سیاست بود. آرزو در آن زمان همانا لبنانی بود که به شریک رسمی صلح تبدیل شود، اگرچه این استراتژی در نهایت پس از ترور جمیل از بین رفت و اسرائیل را به یک اشغال ۱۸ ساله کشاند.
در مقابل، جنگ ۲۰۲۶ دیگر در چارچوب رویکرد «مهندسی سیاسی» مشابه قرار ندارد و کاملا به «سلطه فیزیکی و سرزمینی» تغییر یافته است. اسرائیل دیگر دغدغه جستوجوی متحدان محلی برای مدیریت لبنان را ندارد. در عوض، اسرائیل در حال اجرای چیزی است که میتوان آن را «مدل غزه» در جنوب لبنان نامید. این مدل شامل تخریب سیستماتیک تمام روستاها و زیرساختها است تا این منطقه نتواند دوباره توسط جمعیت اصلی خود به منطقهای مسکونی تبدیل شود. این یک تاکتیک «کنترل فضایی» است که وحشیانهتر از آنچه در دهه ۱۹۸۰ دیده میشد، است، جایی که هدف اصلی پاکسازی دائمی منطقه از تهدیدهای بالقوه است.
این تفاوت در روششناسی در کنترل نقاط استراتژیک مانند کوه هرمون و منطقه نبطیه نیز قابل مشاهده است. اگر در گذشته کنترل ارضی به عنوان یک موقعیت چانهزنی موقت تلقی میشد، اکنون هر اینچ از زمین اشغال شده با ساخت استحکامات دائمی و تخریب سوابق ثبت زمین غیرنظامیان همراه است. به نظر میرسد اسرائیل از شکست ۱۹۸۲ آموخته است که کنترل سیاست لبنان غیرممکن است، بنابراین انتخاب، اکنون کنترل مطلق جغرافیای آن است. مقیاس استقرار نظامی در سال ۲۰۲۶ نیز بسیار بزرگتر است، با مشارکت نیروهای ذخیره به ۶۴۳۰۰۰ نیرو برای تضمین کنترل همزمان در چندین جبهه. تسلط هوایی به ارتش اسرائیل اجازه میدهد تا مراکز ارتباطی و لجستیکی را با دقت بالایی نابود کند و تماس زمینی پرخطر را که در گذشته رخ میداد، به حداقل برساند. این استراتژی منعکس کننده جهت گیری جدیدی است: امنیت دیگر از طریق توافقات صلح با همسایگان ضعیف حاصل نمی شود، بلکه از طریق ایجاد فضاهای خالی تحت کنترل تسلیحات به دست میآید.
هسته اصلی سوءظن جهانی در مورد جاهطلبی اسرائیل در مفهوم «اسرائیل بزرگ» نهفته است. از نظر تاریخی و مذهبی، این مفهوم به سرزمین موعود در متون کتاب مقدس اشاره دارد که مرزهای آن شامل جنوب لبنان نیز میشود. تعریف گسترده از سفر پیدایش ۱۵:۱۸ که به سرزمینی از رودخانه مصر تا رودخانه فرات اشاره دارد، به طور خودکار تمام لبنان را در نقشه ایدهآل توسعهطلبی یهود قرار میدهد. حتی در تقسیم قبایل باستانی اسرائیل، جنوب لبنان میراث قبایل «اشر» و «نفتالی» محسوب میشد.
آنچه زمانی یک آرزوی حاشیهای تلقی میشد، اکنون به سیاستی تبدیل شده که آشکارا توسط مقامات عالی رتبه ابراز میشود. وزیر دارایی، بزالئل اسموتریچ، به طور قطعی اظهار کرده که مرز بینالمللی جدید اسرائیل باید در رودخانه لیتانی باشد. این گفته صرفا لفاظی برای مصرف سیاسی داخلی نیست، بلکه یک دستورالعمل عملیاتی است که در عمل اجرا میشود. اسموتریچ این تغییر مرز را به عنوان یک «واقعیت جدید» میبیند که باید پس از درگیری توسط جامعه بینالمللی پذیرفته شود. جنبشهای مدنی مانند «اوری تزافون» که در سال ۲۰۲۴ ظهور کردند، بُعد عملی به این جاهطلبی الهیاتی میبخشند. این گروه به شدت برای اسکان غیرنظامیان یهودی در سرزمینهای لبنان که با موفقیت توسط ارتش کنترل میشوند، مبارزه میکند. ظهور تبلیغات مسکن با منظره کوههای پوشیده از برف در مناطقی که از نظر قانونی هنوز بخشی از حاکمیت لبنان هستند، نشاندهنده تلاشی برای تکرار مدل اسکان در کرانه باختری در جنوب لبنان است. برای طرفداران اسرائیل بزرگ، رودخانه لیتانی صرفا یک خط دفاعی نظامی نیست، بلکه یک مرز مذهبی است که باید احیا شود.
آنچه توسط ارتش اسرائیل در میدان نشان داده میشود، تز الحاق را بیشتر تقویت میکند. تخریب کامل روستاها و ممنوعیت بازگشت غیرنظامیان لبنانی، خلأ جمعیتی ایجاد میکند که به پیشنیاز ورود مهاجران جدید تبدیل میشود. استفاده از اصطلاح «اصلاح تاریخی» توسط فعالان شهرکسازی برای توصیف اشغال در جنوب لبنان نشان میدهد که انگیزه این تجاوز فراتر از صرفا تضعیف حزبالله است؛ این تلاشی برای طراحی مجدد جغرافیای ملی اسرائیل مطابق با روایت آخرالزمانی آنهاست.
لبنان در حال حاضر در آستانه فروپاشی کامل دولت است. با یکمیلیون آواره داخلی و به تعویق افتادن انتخابات پارلمانی تا سال ۲۰۲۸، قدرت مرکزی در بیروت کنترل بر قلمرو حاکمیتی خود را از دست میدهد. این شرایط برای اسرائیل بسیار ایدهآل است تا الحاق بالفعل در جنوب را برقرار کند. محتملترین پیشبینی این است که اسرائیل کنترل نظامی بر منطقه جنوب لیتانی را برای مدت نامحدودی حفظ کند، درحالیکه به تدریج زیرساختهای غیرنظامی را میسازد که وضعیت این قلمرو را به طور دائم تغییر خواهد داد. تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به آتشبس دائمی به بنبست رسیده است؛ زیرا اسرائیل شرایطی را پیشنهاد میکند که به هسته حاکمیت لبنان مربوط میشود، مانند کنترل فرودگاهها و بنادر برای جلوگیری از تجدید تسلیحات. بدون فشار بینالمللی قابلتوجه، به ویژه از سوی ایالات متحده تحت دولت ترامپ، که تمایل دارد به استراتژی نتانیاهو آزادی کامل بدهد، اشغال جنوب لبنان به یک ویژگی دائمی در نقشه جدید خاورمیانه تبدیل خواهد شد. لبنان مجبور است به عنوان یک کشور تحت الحمایه امنیتی وارد این نظم جدید منطقهای شود، یا با خطر تجزیه داخلی بیشتر که میتواند باعث جنگ داخلی شود، روبهرو شود.
«تله انفجاری» اسرائیل برای لبنان
عصر یکشنبه (۱۶ فروردین)، ژرژ، ۴۴ ساله، روی بالکن خانهاش در «عین سعاده»، منطقهای عمدتا مسیحینشین در شرق بیروت، نشسته بود که تلفنش در آشپزخانهاش زنگ خورد. او برای پاسخ دادن به سمت تلفن رفت و درست زمانی که گوشی را برداشت، انفجار مهیبی ساختمان پشت سرش را لرزاند. به گفته وزارت بهداشت لبنان، دو بمب « GBU-۳۹ » ساخت آمریکا از سقف ساختمان که مستقیما رو به بالکن او بود، عبور کرده و سه نفر را کشت. کشتهشدگان «پی یر معوض»، عضو حزب مسیحی ضد حزبالله یعنی حزب «نیروهای لبنانی»، همسرش، فلاویا، و یک دوست مهمان به نام «رولا مطر» بودند.
«جاستین صالحانی» در گزارش دیروز سهشنبه در الجزیره نوشت، قربانیان بمباران و تهاجم اسرائیل به لبنان عمدتا از جامعه شیعه بودهاند. روز یکشنبه، قربانیان شامل مسیحیان و همچنین سودانیها در حملهای دیگر نیز بودند، زیرا لبنان یکی از وحشتناک ترین روزهای خود را از زمان آغاز حملات گسترده اسرائیل در اوایل ماه مارس تجربه کرد. در مجموع، حملات اسرائیل حدود ۱۵۰۰ نفر، از جمله ۱۳۰ کودک، را در لبنان کشته است، درحالیکه بیش از ۱.۲میلیون نفر مجبور به ترک خانههای خود شدهاند. با گسترش حملات، شکافها در جامعه لبنان نیز افزایش یافته است. این کشور به طور فزایندهای بین دو گروه تقسیم شده است: کسانی که اسرائیل را به خاطر حمله بیوقفه به لبنان از اکتبر ۲۰۲۳ سرزنش میکنند و کسانی که مخالف حزب الله هستند.
گروه دوم – مخالفان حزب الله- اغلب خشم خود را بر سر اعضای جامعه آواره داخلی خالی کردهاند. بسیاری از آوارگان گفتهاند که صرف نظر از اینکه از حزبالله حمایت میکنند یا خیر، مورد تبعیض قرار میگیرند. «مایکل یانگ»، متخصص لبنان در مرکز خاورمیانه کارنگی، به الجزیره گفت: «حتی اگر [حمله در عین سعاده] یک اشتباه بوده باشد، اسرائیلیها احتمالا توضیح نخواهند داد که چرا به آنجا حمله کردهاند. اسرائیلیها میخواهند بین جوامع لبنانی شکاف ایجاد و جامعه شیعه را منزوی کنند. چیزی شبیه به آنچه روز یکشنبه اتفاق افتاد، فقط این رویکرد را تقویت خواهد کرد.»
در ۲ مارس، اسرائیل پس از آنکه حزبالله برای اولین بار در بیش از یک سال به حملات اسرائیل پاسخ داد، دوباره جنگ خود را علیه لبنان را شدت بخشید. آتشبس بین اسرائیل و حزبالله از ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ برقرار شده بود. با این حال، بیش از ۱۰ هزار مورد نقض آتشبس توسط سازمان ملل از سوی اسرائیل ثبت شده است. اسرائیل از حمله حزبالله به عنوان توجیهی برای گسترش حملات خود در سراسر لبنان و تهدید به تخلیه اجباری گسترده برای جنوب این کشور و حومه جنوبی بیروت استفاده کرد. ارتش اسرائیل ویدئوهایی از تخریبهای سیستماتیک در روستاهای جنوبی ناقوره و طیبه منتشر کرد. ارتش این رژیم همچنین حملاتی را در سراسر لبنان انجام داد و بخشهای وسیعی از جنوب را ویران کرد.
حمله به «عین سعاده» همچنان پرسشهایی را دامن زده که آیا اسرائیل قصد ترور «معوض» را داشته یا خیر. البته ارتش اسرائیل این را انکار میکند. با این حال، این حمله تاثیر مخربی بر جامعه محلی داشته است. یکی از همسایگان گفت که مردم محلی دو خانواده آواره را که در این منطقه پناه گرفته بودند، بیرون راندهاند. «الیاس هنکاش»، نماینده مجلس از حزب کتائب، یک حزب عمدتا مسیحی، از نیروهای امنیتی خواست تا ایستهای بازرسی ایجاد کنند. مردم محلی به الجزیره گفتند که آنها میخواهند نگهبانان شبها حضور داشته باشند تا رفت و آمد افراد را زیر نظر داشته باشند. یانگ گفت: «جنگ لبنان عنصر روانی زیادی برای ایجاد وضعیت عدم اطمینان، وحشت و ترس کلی دارد. این بخشی از نقشه بازی اسرائیلیهاست.»