مسیر باریک توافق

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمدامین مکرمی: هشت هفته پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این درگیری وارد مرحله‌ای از بن‌بست شکننده شده است.

دونالد ترامپ هفته گذشته آتش‌بسی را تمدید کرد که هیچ‌کس نمی‌داند تا چه زمانی دوام خواهد داشت. در نتیجه، جنگ تمام‌عیار فعلا جای خود را به نوعی فشار دریایی و رویارویی غیرمستقیم داده است.

بر اساس سرمقاله فایننشال تایمز، پس از آنکه هزاران حمله هوایی آمریکا و اسرائیل نتوانست ایران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند، رئیس‌جمهور آمریکا تلاش کرده است با محاصره دریایی بنادر ایران، فشار اقتصادی و سیاسی را افزایش دهد. در مقابل، تهران نیز بدون عقب‌نشینی، کنترل خود بر تنگه هرمز را به‌عنوان اهرمی راهبردی حفظ کرده و همین موضوع به تداوم بحران جهانی انرژی دامن زده است.

ترامپ اعلام کرده تا زمانی که ایران با توافقی جدید موافقت نکند، محاصره آمریکا برداشته نخواهد شد. در سوی مقابل، ایران نیز تاکید دارد تا زمانی که این محاصره برقرار باشد، نه مذاکرات از سر گرفته می‌شود و نه شرایط برای بازگشایی کامل تنگه فراهم خواهد شد. همین بن‌بست، تلاش‌ها برای برگزاری دور دوم مذاکرات میان طرفین در اسلام‌آباد را نیز متوقف کرده است.

اکنون ترامپ در موقعیتی دشوار قرار گرفته است. قدرتمندترین ارتش جهان در کنار اسرائیل، ماه‌ها علیه ایران عملیات انجام داده، اما تهران همچنان از موضع خود عقب ننشسته و بر این باور است که با اثرگذاری بر بازار انرژی، همچنان ابزار فشار مهمی در اختیار دارد. قیمت نفت و گاز نسبت به پیش از جنگ بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته و عرضه جهانی بسیاری از کالاها، از هلیوم گرفته تا خوراک صنایع پتروشیمی و مواد اولیه کودهای شیمیایی، با اختلال جدی روبه‌رو شده است.

در چنین شرایطی، هر دو طرف هزینه سنگینی پرداخت می‌کنند و تمایل دارند این جنگ پایان یابد؛ اما هر کدام می‌خواهند بدون عقب‌نشینی آشکار و با حفظ وجهه سیاسی، خود را پیروز میدان معرفی کنند. هفته گذشته نشانه‌ای از احتمال گشایش دیده شد؛ زمانی که ترامپ اسرائیل را برای توقف حملات علیه حزب‌الله در لبنان تحت فشار قرار داد و ایران نیز از آمادگی برای باز کردن تنگه سخن گفت.

اما همزمان آمریکا محاصره دریایی خود را حفظ کرد و ترامپ نیز مدعی شد ایران در موضوع برنامه هسته‌ای همه خواسته‌های واشنگتن را پذیرفته است. تهران این اظهارات را رد کرد و بر مواضع خود پافشاری بیشتری نشان داد؛ چراکه نمی‌خواهد چنین تصویری شکل بگیرد که تحت فشار آمریکا تسلیم شده است.

از منظر فایننشال تایمز، یکی از مشکلات اصلی، ناتوانی ترامپ در درک دقیق طرف مقابل است؛ همان خطایی که از ابتدا او را به سمت این جنگ پرهزینه سوق داد. اکنون نیز مواضع متناقض، لحن تند و اظهارنظرهای غیرقابل پیش‌بینی او، دستیابی به اهداف مورد نظرش را دشوارتر کرده است.

برای رسیدن به هرگونه توافق پایدار، بیش از هر چیز به مذاکراتی جدی و حرفه‌ای نیاز است؛ نه اظهارات متغیر در شبکه‌های اجتماعی. مذاکرات باید با حضور تیم‌هایی انجام شود که بتوانند وارد جزئیات پیچیده پرونده هسته‌ای شوند. ایران پس از تحمل فشارهای جنگ، اکنون بیش از گذشته به آمریکا بی اعتماد شده است؛ به‌ویژه آنکه در گذشته نیز در حالی که مذاکرات در جریان بود، هدف حمله قرار گرفت.

هرچه واشنگتن بیشتر بر ادبیات تسلیم و عقب‌نشینی کامل تاکید کند، عملا فضا برای نیروهای میانه‌روتر و طرفداران مصالحه در داخل ایران محدودتر می‌شود. در چنین فضایی، رسیدن به توافق نه آسان‌تر، بلکه دشوارتر خواهد شد.

ادامه یک آتش‌بس ناپایدار همراه با محاصره دریایی شاید موقتا این بحران را از صدر اخبار دور کند و به ترامپ امکان دهد از تشدید بیشتر تنش پرهیز کند، اما چنین وضعیتی همچنان به اقتصاد جهانی آسیب خواهد زد و نگرانی متحدان آمریکا در خلیج فارس را باقی می گذارد.

تنها مسیر پایدار، دستیابی به یک توافق چارچوبی است؛ توافقی که می‌تواند با کاهش فشارهای دریایی از سوی آمریکا و بازگشت کامل جریان عادی عبور و مرور در تنگه هرمز آغاز شود. پس از آن، لازم است هر دو طرف از مواضع حداکثری فاصله بگیرند و برای رسیدن به توافقی هسته‌ای بر پایه مصالحه حرکت کنند؛ توافقی که شامل محدودیت زمانی طولانی بر برنامه غنی‌سازی ایران و همچنین سازوکارهای شفاف نظارتی بین‌المللی باشد.

شاید طنز ماجرا اینجاست که چنین توافقی تفاوت چندانی با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ نخواهد داشت؛ همان توافقی که ایران آن را پذیرفته بود اما ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود از آن خارج شد. اکنون نیز پس از این جنگ پرهزینه، رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر به همان نقطه بازگشته است؛ جایی که حل بحران هسته‌ای ایران، نه با فشار حداکثری، بلکه تنها با هنر مصالحه امکان‌پذیر است.