نوسانات شدید در بازار جهانی نفت/ سناریوی ۲۰۰ دلاری شدن نزدیک است؟

بازار جهانی نفت در هفته‌های اخیر وارد یکی از پرتنش‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین دوره‌های خود در سال‌های گذشته شده است؛ دوره‌ای که با شعله‌ور شدن درگیری مستقیم میان ایالات متحده آمریکا و ایران، عملاً قواعد سنتی قیمت‌گذاری در بازار انرژی را برهم زده و نفت را به دارایی‌ای تبدیل کرده که بیش از هر زمان دیگری به اخبار سیاسی و نظامی واکنش نشان می‌دهد.

اگر تا پیش از این، داده‌های بنیادین مانند سطح ذخایر، میزان تولید اوپک و رشد اقتصادی چین نقش تعیین‌کننده‌ای در جهت‌دهی به قیمت‌ها داشتند، اکنون این «ریسک ژئوپلیتیک» است که به مهم‌ترین متغیر اثرگذار تبدیل شده و بازار را وارد فاز نوسان‌های تند و پیش‌بینی‌ناپذیر کرده است.

در ابتدای این بحران، قیمت نفت برنت که در محدوده‌ای نسبتاً باثبات و نزدیک به ۷۰ دلار در هر بشکه قرار داشت، تنها طی چند روز و همزمان با نخستین نشانه‌های درگیری نظامی، با جهشی کم‌سابقه مواجه شد و به کانال ۹۰ دلار وارد شد.

این رشد سریع بیش از آنکه ناشی از کاهش واقعی عرضه باشد، حاصل شکل‌گیری انتظارات تورمی و نگرانی از اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی بود.

در واقع بازار پیش از آنکه با کمبود فیزیکی نفت مواجه شود، ریسک این کمبود را در قیمت‌ها لحاظ کرد و همین موضوع باعث شد شیب صعودی قیمت‌ها بسیار تندتر از دوره‌های مشابه در گذشته باشد.

با تشدید درگیری‌ها و افزایش تهدیدها علیه زیرساخت‌های انرژی در منطقه خلیج فارس، قیمت نفت وارد فاز دوم صعودی شد و حتی در مقاطعی به نزدیکی ۱۲۰ دلار نیز رسید. در این مقطع، دیگر تنها انتظارات روانی عامل رشد قیمت نبود، بلکه نگرانی‌های واقعی درباره اختلال در عرضه نیز به آن اضافه شده بود. مهم‌ترین نقطه تمرکز بازار در این میان، تنگه هرمز بود؛ گذرگاهی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند و هرگونه ناامنی در آن می‌تواند به‌سرعت به یک شوک عرضه در مقیاس جهانی تبدیل شود.

کاهش تردد نفتکش‌ها، افزایش هزینه بیمه حمل‌ونقل و احتیاط شرکت‌های کشتیرانی، همگی نشانه‌هایی بودند که بازار را به این جمع‌بندی رساندند که ریسک اختلال در عرضه دیگر صرفاً یک احتمال نیست، بلکه به واقعیت نزدیک شده است.

با این حال، ویژگی اصلی بازار در این دوره تنها صعود قیمت‌ها نبود، بلکه شدت نوسانات نیز به شکل قابل‌توجهی افزایش یافت. به‌گونه‌ای که در فاصله چند روز، قیمت‌ها می‌توانستند ده‌ها دلار نوسان داشته باشند؛ اتفاقی که نشان می‌دهد بازار در وضعیت «عدم قطعیت شدید» قرار گرفته است. به عنوان مثال، انتشار برخی اخبار درباره احتمال آغاز مذاکرات یا کاهش تنش‌ها، به‌سرعت باعث عقب‌نشینی قیمت‌ها از سطوح بالای ۱۰۰ دلار شد و حتی در مقاطعی نفت را دوباره به کانال‌های پایین‌تر بازگرداند. این رفت‌وبرگشت‌های سریع نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از قیمت‌های فعلی، مبتنی بر انتظارات و سناریوهای احتمالی است و نه لزوماً واقعیت‌های تثبیت‌شده در سمت عرضه و تقاضا.

در چنین فضایی، رفتار معامله‌گران نیز تغییر محسوسی داشته است. بسیاری از بازیگران بازار به‌جای تمرکز بر تحلیل‌های بلندمدت، به معاملات کوتاه‌مدت و واکنش سریع به اخبار روی آورده‌اند. این تغییر رفتار، خود به عاملی برای تشدید نوسانات تبدیل شده و نوعی چرخه خودتقویت‌کننده ایجاد کرده است؛ به این معنا که نوسان بالا باعث افزایش معاملات کوتاه‌مدت می‌شود و این معاملات نیز به نوبه خود نوسانات را بیشتر می‌کنند. در نتیجه، بازار نفت در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به یک بازار «خبرمحور» تبدیل شده است.

از منظر بنیادین، یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها در این دوره، احتمال کاهش قابل‌توجه عرضه جهانی است. برآوردها نشان می‌دهد در صورت تشدید درگیری‌ها، میلیون‌ها بشکه از عرضه روزانه نفت می‌تواند در معرض اختلال قرار گیرد.

این مسئله به‌ویژه در شرایطی اهمیت پیدا می‌کند که ظرفیت مازاد تولید در بسیاری از کشورهای تولیدکننده محدود است و جایگزینی سریع این حجم از عرضه، کار آسانی نخواهد بود. در چنین شرایطی، حتی اختلال‌های مقطعی نیز می‌توانند اثرات قابل‌توجهی بر قیمت‌ها داشته باشند و بازار را به سمت سطوح بالاتر هدایت کنند.

در مقابل، برخی عوامل بازدارنده نیز وجود دارند که می‌توانند مانع از تداوم رشد شدید قیمت‌ها شوند.

یکی از این عوامل، نگرانی از کاهش تقاضای جهانی در صورت افزایش بیش از حد قیمت نفت است. تجربه‌های گذشته نشان داده که قیمت‌های بسیار بالا می‌توانند به کاهش مصرف انرژی، کند شدن رشد اقتصادی و حتی ورود اقتصاد جهانی به رکود منجر شوند. بنابراین، در حالی که شوک‌های عرضه تمایل به افزایش قیمت‌ها دارند، نگرانی‌های مربوط به تقاضا می‌توانند به‌عنوان یک نیروی تعدیل‌کننده عمل کنند و مانع از جهش‌های بی‌حدوحصر شوند.

در همین راستا، واکنش سایر تولیدکنندگان نیز اهمیت زیادی دارد. برخی کشورها ممکن است در واکنش به افزایش قیمت‌ها، تولید خود را افزایش دهند تا از فرصت ایجادشده بهره‌برداری کنند. با این حال، محدودیت‌های فنی، سیاسی و حتی زیرساختی باعث می‌شود که این افزایش تولید در کوتاه‌مدت نتواند به‌طور کامل جایگزین کاهش احتمالی عرضه از منطقه خلیج فارس شود.

به همین دلیل، بازار همچنان نسبت به هرگونه تحول در این منطقه حساس باقی مانده و کوچک‌ترین تغییر در وضعیت امنیتی می‌تواند به واکنش‌های قیمتی قابل‌توجهی منجر شود.

در بخش دیگری از این تحولات، نقش انتظارات تورمی نیز پررنگ‌تر شده است. افزایش قیمت نفت به‌طور مستقیم بر هزینه‌های حمل‌ونقل و تولید اثر می‌گذارد و می‌تواند به افزایش سطح عمومی قیمت‌ها در اقتصادهای مختلف منجر شود. این موضوع به‌ویژه برای بانک‌های مرکزی اهمیت دارد، چراکه می‌تواند مسیر سیاست‌گذاری پولی را تحت تأثیر قرار دهد. در صورتی که تورم ناشی از افزایش قیمت انرژی تثبیت شود، احتمال تداوم سیاست‌های انقباضی افزایش می‌یابد و این مسئله می‌تواند به نوبه خود بر رشد اقتصادی و در نهایت بر تقاضای نفت اثرگذار باشد.

با در نظر گرفتن مجموعه این عوامل، می‌توان گفت که چشم‌انداز بازار نفت در ماه‌های آینده بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی وابسته است. در سناریویی که تنش‌ها کاهش یابد و مسیرهای انتقال انرژی به حالت عادی بازگردند، احتمال بازگشت قیمت‌ها به سطوح پایین‌تر و تثبیت در محدوده ۸۰ تا ۱۰۰ دلار وجود دارد. این سناریو مستلزم ایجاد نوعی ثبات نسبی در منطقه و کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیک است؛ موضوعی که در شرایط فعلی هنوز با عدم قطعیت‌های زیادی همراه است.

در سناریوی دوم که از سوی بسیاری از تحلیلگران محتمل‌تر ارزیابی می‌شود، تداوم درگیری‌ها و حفظ سطحی از ناامنی در منطقه می‌تواند باعث باقی ماندن قیمت‌ها در سطوح بالا شود. در این حالت، نفت احتمالاً در بازه ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار نوسان خواهد کرد و بازار همچنان به اخبار و تحولات سیاسی واکنش‌های سریع نشان خواهد داد. این سناریو به معنای تداوم وضعیت فعلی است؛ وضعیتی که در آن نه بحران به‌طور کامل تشدید می‌شود و نه به‌طور کامل فروکش می‌کند.

اما در بدبینانه‌ترین سناریو، تشدید درگیری‌ها و گسترش آن به زیرساخت‌های کلیدی انرژی می‌تواند بازار را با یک شوک واقعی عرضه مواجه کند. در چنین شرایطی، احتمال جهش قیمت نفت به سطوح بسیار بالا، حتی تا محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار نیز مطرح می‌شود. تحقق این سناریو می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد جهانی داشته باشد و حتی زمینه‌ساز یک رکود اقتصادی در سطح بین‌المللی شود.

در مجموع، آنچه بازار نفت در هفته‌های اخیر تجربه کرده، بیش از آنکه یک روند قیمتی مشخص باشد، نوعی ورود به «دوره بی‌ثباتی ساختاری» است؛ دوره‌ای که در آن پیش‌بینی‌ها با عدم قطعیت‌های جدی مواجه‌اند و رفتار بازار بیش از هر چیز تحت تأثیر متغیرهای غیرقابل پیش‌بینی قرار دارد. در چنین شرایطی، مهم‌ترین ویژگی بازار نه سطح قیمت‌ها، بلکه دامنه نوسانات آن است؛ نوساناتی که می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان ممکن جهت بازار را تغییر دهند و تصمیم‌گیری را برای فعالان اقتصادی دشوارتر کنند.

بر این اساس، به نظر می‌رسد بازار نفت در آینده نزدیک نیز از همین الگوی رفتاری پیروی کند؛ الگویی که در آن هر خبر سیاسی می‌تواند به‌سرعت به یک سیگنال قیمتی تبدیل شود و مسیر بازار را تغییر دهد. تا زمانی که وضعیت ژئوپلیتیک در منطقه به ثبات نرسد، انتظار بازگشت به شرایط آرام و قابل پیش‌بینی گذشته چندان واقع‌بینانه نخواهد بود و نفت همچنان در مدار نوسان‌های شدید باقی خواهد ماند.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.