001 copy

با توقف کامل آموزش حضوری به دلیل نگرانی‌های امنیتی، مدارس ناچار شدند آموزش را از طریق سامانه شاد، مدرسه تلویزیونی و بسته‌های آموزشی دنبال کنند؛ اما این تغییر با افت شدید کیفیت و کاهش بیش از ۶۰ درصدی ساعات آموزش همراه بوده است. محدودیت‌های فناوری، ضعف زیرساخت اینترنت و ناتوانی برخی خانواده‌ها در تهیه ابزارهای هوشمند باعث شده دست‌کم 2‌میلیون دانش‌آموز از آموزش مجازی محروم بمانند و خطر تعمیق شکاف آموزشی افزایش یابد. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی تاکید کرده است که کاهش تعامل معلم و دانش‌آموز، افت کیفیت ارزشیابی، و حذف بخشی از کارکردهای اجتماعی مدرسه، عمق یادگیری کودکان را به طور جدی تهدید می‌کند. فشارهای روانی ناشی از جنگ، جابه‌جایی‌ها و احساس ناامنی نیز انگیزه و تمرکز دانش‌آموزان را کاهش داده است. این گزارش برای کاهش آسیب‌ها پیشنهاد می‌کند اختیار بیشتری به استان‌ها و مدارس داده شود تا برنامه آموزشی را متناسب با شرایط منطقه تنظیم کنند؛ از جمله افزایش ساعات آموزش مجازی، تمدید سال تحصیلی و برگزاری کلاس‌های جبرانی. همچنین تقویت زیرساخت‌های شاد، ارائه اینترنت رایگان و حمایت از خانواده‌های کم‌برخوردار برای تهیه ابزارهای هوشمند، راهکارهای ضروری برای حفظ جریان آموزش در شرایط بحران تلقی می‌شود.

مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی به بررسی وضعیت آموزش ابتدایی در دوره پس از تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران پرداخته است. این گزارش تلاش می‌کند چالش‌هایی را که نظام آموزشی در چنین شرایطی با آن مواجه می‌شود شناسایی کند و در کنار آن، راهکارهایی برای مواجهه با این وضعیت ارائه دهد. آموزش در شرایط جنگی و به طور مشخص پس از تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران با مجموعه‌ای از مشکلات و محدودیت‌ها روبه‌رو می‌شود. اگر برای مدیریت این شرایط رویکرد مناسبی اتخاذ نشود، پیامدهای متعددی برای نظام آموزشی به همراه خواهد داشت. از جمله این پیامدها می‌توان به کاهش زمان موثر در شیوه‌های آموزش مجازی، محدودیت‌های روش‌شناختی آموزش‌های غیرحضوری و افت تعاملات آموزشی میان دانش‌آموزان و معلمان اشاره کرد. علاوه بر این، بخش قابل‌توجهی از دانش‌آموزان با محدودیت در دسترسی به ابزارهای فناورانه مورد نیاز برای آموزش مجازی مواجه می‌شوند. در چنین شرایطی اعتبار فرآیندهای ارزشیابی نیز کاهش می‌یابد و همزمان فشارهای روانی ناشی از شرایط جنگی بر دانش‌آموزان و خانواده‌های آنان افزایش پیدا می‌کند.

استمرار آموزش در شرایط جنگی یکی از مولفه‌های مهم تاب‌آوری اجتماعی به شمار می‌آید. حفظ جریان آموزش حتی در شرایط بحران می‌تواند به پایداری جامعه کمک کند. در مقابل، هرگونه توقف در روند آموزش پیامدهای آموزشی قابل‌توجهی به دنبال دارد. وقفه در آموزش موجب کاهش عمق یادگیری دانش‌آموزان می‌شود و آثار منفی آن در سال‌های تحصیلی آینده نیز نمایان خواهد شد. به همین دلیل، یافتن راهکارهایی برای ادامه آموزش در شرایط بحران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در چنین شرایطی آموزش غیرحضوری به عنوان یکی از راه‌حل‌های قابل اجرا مطرح است. این موضوع در حالی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در یک سال گذشته نیز نظام آموزشی با شرایطی مواجه بوده که به تعطیلی یا مجازی شدن آموزش انجامیده است. رخدادهایی مانند آلودگی‌های زیست‌محیطی، برودت هوا، ناترازی انرژی، شیوع بیماری‌ها و در نهایت وقوع جنگ، بارها روند عادی آموزش را مختل کرده‌اند و روزهای زیادی از سال تحصیلی را تحت‌تاثیر قرار داده‌اند. در نتیجه، مدارس ناچار شده‌اند به شیوه‌های غیرحضوری برای ادامه آموزش روی بیاورند.

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس همچنین اشاره می‌کند که در برخی مناطق کشور این شرایط با شدت بیشتری تجربه شده است. به عنوان نمونه، در استان خوزستان بخش عمده‌ای از سال تحصیلی عملا به صورت غیرحضوری برگزار شده و دانش‌آموزان بخش قابل‌توجهی از آموزش خود را به شیوه‌ه مجازی دریافت کرده‌اند. بعد از تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و با توجه به احتمال به خطر افتادن امنیت دانش‌آموزان و کارکنان مدارس، آموزش حضوری در تمام نقاط کشور متوقف شد. در پی این تصمیم، تمامی فرآیندهای آموزشی به شکل غیرحضوری دنبال شد. آموزش از طریق شبکه آموزشی دانش‌آموزی (شاد)، مدرسه تلویزیونی و همچنین در برخی مناطق از طریق ارسال بسته‌های آموزشی فیزیکی برای دانش‌آموزان ادامه یافت تا روند آموزش به طور کامل متوقف نشود.

محرومیت 2‌میلیون دانش‌آموز از آموزش

بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، نظام آموزشی کشور در دوره جنگ با مجموعه‌ای از چالش‌های جدی مواجه شده است؛ چالش‌هایی که روند آموزش، کیفیت یادگیری و حتی وضعیت روانی دانش‌آموزان و معلمان را تحت‌تاثیر قرار داده است. این گزارش تلاش کرده است ابعاد مختلف این وضعیت را بررسی کند و پیامدهای آن را برای آموزش به ویژه در مقطع ابتدایی روشن کند.

یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که در این دوره بروز کرده، کاهش زمان موثر آموزشی است. با توقف آموزش حضوری و جایگزینی آن با آموزش مجازی، بخش قابل‌توجهی از زمان رسمی آموزش از دست رفته است. آموزش برخط عمدتا در بستر سامانه «شاد» انجام می‌شود، اما این سامانه با محدودیت‌هایی از نظر ظرفیت کاربری روبه‌روست و برای استفاده از آن ناگزیر زمان‌بندی ورود دانش‌آموزان در نظر گرفته شده است. در نتیجه، مدت زمان آموزش روزانه برخط در عمل به حدود 2 ساعت در روز رسیده است. این میزان در مقایسه با زمان استاندارد آموزش، به معنای کاهش بیش از ۶۰ درصدی ساعات آموزشی است. چنین کاهش قابل‌توجهی در زمان تدریس، به طور طبیعی بر کیفیت آموزش اثر می‌گذارد و از جمله پیامدهای آن می‌توان به افت کیفیت محتوای تدریس‌شده و کاهش حجم مطالب آموزشی اشاره کرد.

چالش دیگر به کاهش عمق یادگیری دانش‌آموزان بازمی‌گردد؛ مساله‌ای که تا حد زیادی به محدودیت‌های آموزش مجازی و تلویزیونی مربوط می‌شود. در این شیوه‌ها امکان تعامل عمیق و مستمر میان معلم و دانش‌آموز کاهش می‌یابد و همین موضوع بر کیفیت فرآیند یاددهی و یادگیری اثر می‌گذارد. نبود ارتباط مستقیم و پیوسته باعث می‌شود امکان پایش دقیق وضعیت آموزشی دانش‌آموزان، اصلاح فرآیند تدریس و ارائه بازخوردهای لحظه‌ای به شکل قابل‌توجهی کاهش پیدا کند. این مشکل در دوره ابتدایی شدت بیشتری دارد، زیرا در این مقطع نقش تعامل مستقیم معلم و دانش‌آموز در شکل‌گیری مهارت‌های پایه بسیار پررنگ است. افزون بر این، مقاطعی که برنامه درسی آنها به آموزش‌های کارگاهی، مهارت‌محور و عملی وابسته است، نیز بیش از دیگران از این وضعیت آسیب می‌بینند.

مساله مهم دیگر در آموزش مجازی، دسترسی نابرابر دانش‌آموزان به امکانات لازم برای حضور در کلاس‌های برخط است؛ موضوعی که خطر افزایش بازماندگی از تحصیل را نیز به همراه دارد. بر اساس گزارش‌های مختلف، سامانه شاد ظرفیت پشتیبانی از حدود ۱۲‌میلیون نفر از مجموع تقریبا ۱۶‌میلیون دانش‌آموز کشور را به صورت پراکنده و برنامه‌ریزی‌شده دارد و توان پشتیبانی همزمان از حدود 2‌میلیون دانش‌آموز را فراهم می‌کند. با در نظر گرفتن مشکلاتی مانند ناپایداری اینترنت، دشواری ورود همزمان کاربران و محدودیت‌های فنی سامانه شاد، همچنین با توجه به اینکه بخشی از دانش‌آموزان مدارس غیردولتی از سکوهای اختصاصی خود برای آموزش استفاده کرده‌اند، برآورد می‌شود دست‌کم 2‌میلیون دانش‌آموز به دلایل مختلف از جمله نداشتن ابزارهای فناورانه مناسب یا دسترسی نداشتن به اینترنت پایدار، از امکان اتصال به سامانه شاد و بهره‌مندی از 2 ساعت آموزش مجازی محروم شده‌اند. این وضعیت در میان طبقات اقتصادی ضعیف‌تر جامعه می‌تواند شکاف آموزشی را عمیق‌تر کند.

از دیگر چالش‌های مطرح‌شده در این گزارش، کاهش اعتبار ارزشیابی‌های پیشرفت تحصیلی در شرایط آموزش مجازی است. در این شیوه، به دلیل نبود امکان برگزاری آزمون‌های حضوری، حذف آزمون‌های هماهنگ در برخی پایه‌های تحصیلی، کاهش نظارت آموزشی و دشواری کنترل تقلب، اعتبار فرآیندهای ارزیابی کاهش می‌یابد. پیامد چنین وضعیتی می‌تواند کاهش اعتماد عمومی به خروجی‌های نظام آموزش و پرورش باشد. همچنین در این شرایط احتمال ارتقای دانش‌آموزان بدون کسب شایستگی‌های لازم افزایش می‌یابد و پدیده‌ای مانند «بی‌سوادی پنهان» در میان دانش‌آموزان تشدید می‌شود.

در این میان از کارکرد اجتماعی مدرسه نباید غافل ماند. مدرسه صرفا مکانی برای انتقال دانش نیست، بلکه محیط اجتماعی است که با حضور دانش‌آموزان معنا پیدا می‌کند. در این فضا، کودکان و نوجوانان در تعامل نزدیک با یکدیگر مهارت‌های نرم خود را شکل می‌دهند؛ مهارت‌هایی مانند ارتباط موثر، تعامل عاطفی، مسوولیت‌پذیری اخلاقی و حتی شکل‌گیری سبک زندگی. آموزش مجازی موجب می‌شود بسیاری از فعالیت‌هایی که به رشد این مهارت‌ها کمک می‌کنند متوقف شوند یا به حداقل برسند.

در نهایت، مساله کاهش انگیزه تحصیلی و افزایش فشارهای روانی و عاطفی ناشی از جنگ اهمیت به سزایی دارد. شرایط جنگی و پیامدهای آن می‌تواند تاثیر قابل‌توجهی بر وضعیت روحی دانش‌آموزان و حتی معلمان داشته باشد. استرس ناشی از حملات، جابه‌جایی‌های اجباری، ترس از آینده، احساس ناامنی و حتی از دست دادن اعضای خانواده از جمله عواملی هستند که فرآیند یادگیری را برای دانش‌آموزان مختل می‌کنند. در چنین شرایطی، مدرسه که در حالت عادی می‌تواند به عنوان محیطی امن و حمایتگر برای دانش‌آموزان عمل کند، بخشی از این کارکرد خود را از دست می‌دهد؛ زیرا خود نظام آموزشی نیز تحت‌تاثیر شرایط جنگی با اختلال در عملکرد مواجه شده است.

واگذاری اختیارات بیشتر به مدیران

یکی از مهم‌ترین پیشنهادهای این گزارش برای بهبود وضعیت آموزش در شرایط جنگی، ایجاد انعطاف مدیریتی و تفویض اختیار به استان‌ها، مناطق و مدارس در تصمیم‌گیری‌های آموزشی است. شدت و گستره درگیری‌ها در نقاط مختلف کشور یکسان نیست و تمرکز تصمیم‌گیری در سطح ملی نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای متنوع مناطق باشد. از همین رو، واگذاری اختیارات بیشتر به مدیران منطقه‌ای و مدارس می‌تواند به حفظ و افزایش کیفیت آموزش کمک کند. این تفویض اختیار می‌تواند شامل تصمیم‌گیری در مورد نحوه تشکیل کلاس‌ها، تنظیم زمان‌بندی آموزش، انتخاب شیوه‌های ارزشیابی و سنجش تحصیلی، برنامه‌ریزی برای برگزاری دوره‌های جبرانی، و تعیین محتوا و شیوه اجرای فعالیت‌های آموزشی و پرورشی باشد.

گزارش مرکز پژوهش‌ها همچنین بر جبران ساعات آموزشی از دست‌رفته تاکید دارد. در این پیشنهاد آمده است که با واگذاری اختیار به استان‌ها، مدارس می‌توانند با توجه به موقعیت جغرافیایی و شرایط خود، دوره آموزشی را یک تا 2 ماه تمدید کنند؛ به‌گونه‌ای که سال تحصیلی تا پایان خرداد یا حتی تیرماه ادامه یابد. علاوه بر این، در روزهایی که آموزش برخط برقرار است، می‌توان مدت‌زمان آموزش روزانه را از 2 ساعت فعلی به 4 ساعت افزایش داد. این افزایش می‌تواند در قالب 2 ساعت آموزش در نوبت روز و 2 ساعت در نوبت عصر یا شب برگزار شود تا بخشی از عقب‌ماندگی آموزشی جبران شود.

در این گزارش تجربه کشورهای دیگر نیز مورد اشاره قرار گرفته است. به‌ویژه تجربه بریتانیا در دوران همه‌گیری کرونا، که با کوتاه کردن تعطیلات تابستانی و برگزاری اردوهای آموزشی تابستانی برای دانش‌آموزان کوشید اثر تعطیلی مدارس را کاهش دهد. نویسندگان گزارش همچنین به تجربه‌ای مشابه در ایران در دهه ۱۳۷۰ اشاره می‌کنند؛ زمانی که کلاس‌های جبرانی عصرگاهی متناسب با شرایط مناطق مختلف برگزار شد و نقش موثری در جبران عقب‌ماندگی‌های آموزشی داشت.

در بخش پایانی گزارش، تامین الزامات و زیرساخت‌های آموزش مجازی به عنوان شرط اساسی بهبود کیفیت آموزش برخط مطرح شده است. پیشنهاد می‌شود دولت با تقویت زیرساخت‌های سخت‌افزاری سامانه «شاد» (از جمله تامین سرورهای قدرتمندتر) و ارائه بسته‌های اینترنت رایگان برای دانش‌آموزان و معلمان، امکان استفاده گسترده‌تر از آموزش مجازی را فراهم کند. همچنین تامین ابزارهای هوشمند ارزان‌قیمت در قالب بسته‌های حمایتی برای خانواده‌های کم‌درآمد از دیگر راهکارهای پیشنهادی است تا در شرایطی که برگزاری کلاس‌های حضوری ممکن نیست، آموزش مجازی بتواند با کیفیت و پایداری بیشتری ادامه یابد.