به امید نیاز داریم

 این کتاب به عنوان نوعی پیوست به آثار نویسنده عمل می‌کند و مضامین و مسائلی را که او پیش‌تر در قالب داستان پنهان کرده بود آشکار می‌کند و چیزی از مکان پنهان و درونی‌ای را که ایده‌هایش در آن متولد می‌شوند نشان می‌دهد. به گزارش ایسنا این نویسنده در مصاحبه با مجله «وُگ» که بیشتر درباره مد و لباس شناخته می‌شود درباره این کتاب توضیح داده است.

 « شما در «نور و نخ»‌ اشاره می‌کنید درحالی‌که هنوز شعر می‌نویسید، رمان‌ها جاذبه خاصی برای شما دارند. چرا؟

 من گهگاهی وقتی اشعار به سراغم می‌آیند،‌ آنها را می‌نویسم، اما نوشتن مستلزم به‌کارگیری سال‌ها پرسش‌هایی که در ذهن پروراندم و آزمون و خطا است. برای نوشتن، از طریق اراده محض پیش می‌روم.

بخش «پس از انتشار» این کتاب، رنج و وجد آفرینش ادبی را کاوش می‌کند. دشوارترین و هیجان‌انگیزترین جنبه‌های آن برای شما چیست؟

همان‌طور که آن جستار را می‌نوشتم، توانستم عمیقا به فرآیند نوشتن خودم و چیزهایی که پس از تمام کردن یک رمان تجربه می‌کنم، نگاه کنم. من همیشه قبل و بعد از نوشتن یک رمان آدم متفاوتی هستم. خوشبختانه، احساس می‌کنم که پس از آن، نسبت به قبل انسان بهتری هستم. وقتی می‌نویسم، آدمی هستم که قدم می‌زند. اغلب گم می‌شوم، اما سعی می‌کنم نوشتن را رها نکنم و ادامه دهم. قطعا دشواری‌هایی وجود دارد، اما وقتی ناگهان مسیرم را پیدا می‌کنم، لحظات لذت‌بخشی نیز وجود دارد. حس می‌کنم نوشتن حاصل جمع تمام آن تجربه‌هاست.

در سراسر کتاب، شاید به ویژه در بخش «فنجان کوچک»، شما درباره جنبه‌های کوچک و روزمره زندگی که وارد یک روال خلاقانه می‌شوند، صحبت می‌کنید. روتین شما چطور است؟

راستش را بخواهید، آن روتین فقط زمانی ممکن است که در میانه نوشتن باشم. در چنین دوره‌ای، بارها و بارها هر وقت بتوانم به میز تحریرم بازمی‌گردم. اما وقتی در میانه نوشتن نیستم، آزادانه و بدون روال خاصی زندگی می‌کنم. در واقع، وقتی به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، بیشتر زندگی‌ام را به آن شیوه گذرانده‌ام.

در سخنرانی نوبل پرسیدید: «تا چه ژرفایی می‌توانیم خشونت را رد کنیم؟» با تمام خشونتی که امروز در جهان وجود دارد، آیا فکر می‌کنید رد کردن آن ممکن است؟

همیشه شگفت‌زده می‌شوم که حتی در موقعیت‌های ناامیدکننده، افرادی وجود دارند که سعی می‌کنند در مقابل خشونت بایستند. نمی‌خواهم فراموش کنم که انسان‌ها آن نیرو را در درون خود دارند. 

 چرا مخاطبان اینقدر با قدرت با کتاب «گیاه‌خوار»‌ ارتباط برقرار کردند؟

این کتاب، رد خشونت و ناامیدی از انسان بود و فریادهای خاموش زنان را ادغام می‌کند و آن هم بازتابی از ماست که در این جهان زندگی می‌کنیم.

بزرگ‌ترین امیدها و ترس‌های شما برای آینده چیست؟

تا زمانی که زنده هستیم، به امید نیاز داریم. معتقدم که به جای یک خوش‌بینی بزرگ و مبهم، اگر بتوانیم امیدی را که حتی اگر شکننده باشد اما صادقانه است، بی‌‌آنکه آن را خاموش کنیم، رشد دهیم،‌ می‌توانیم از تسلیم شدن در برابر ناامیدی اجتناب کنیم.