کاراکترهای خاص فوتبال ایران در ۱۴۰۴؛
چهرههای سال غریب

دراگان اسکوچیچ
یکی از خبرسازترین چهرههای سال بود. به عنوان سرمربی تراکتور، طلسم 50 ساله این باشگاه را شکست و سرخپوشان تبریزی را برای نخستین بار به عنوان قهرمانی لیگ برتر رساند. تراکتور به عنوان تنها نماینده ایران در لیگ نخبگان آسیا هم نتایج خوبی گرفت، هرچند برگزاری ادامه آن بازیها به دلیل شرایط ملتهب منطقه با تاخیر و توقفهایی مواجه شد و سرنوشت حضور تراکتور در محل متمرکز انجام بازیها یعنی عربستان سعودی در هالهای از ابهام قرار دارد. با وجود همه فراز و فرودها، در فصل جدید هم تراکتور در کورس فشرده قهرمانی قرار داشت، اما اسکوچیچ که این اواخر بنای ناسازگاری گذاشته بود، در نهایت از سمت سرمربیگری قرمزها استعفا داد. دراگان را همچنین با تصمیمش به عدم همراهی تراکتور در دیدار حذفی با شمسآذر به یاد خواهیم آورد؛ تصمیمی که منجر به نرفتن تراکتور به قزوین و حذف انضباطی این تیم شد.

وحید هاشمیان
در غبار آمد و در غبار هم رفت. با آغاز جنگ دوازده روزه خرداد روشن شده بود که اسماعیل کارتال دیگر تمایلی به حضور در ایران ندارد. در آن فضا، مدیران باشگاه پرسپولیس در انتخابی که شاید بتوان آن را «دم دستی» توصیف کرد، وحیدهاشمیان را برای هدایت تیمشان برگزیدند. با وجود محجوبیت وحید، او از نظر فنی چهرهای مبهم به نظر میرسید و صادقانه باید گفت طی مدت زمانی که هدایت تیم را بر عهده داشت، نتوانست تصویر روشنی از خودش به جا بگذارد. نتایج ضعیفهاشمیان و فوتبال بدی که تیم او ارائه میداد از یکسو و اظهارات لجدرآور این مربی پیرامون رشد و بهبود مستمر کار سرخپوشان، مقبولیت او را روز به روز کاهش داد. در نهایتهاشمیان از پرسپولیس رفت و پس از آن بیشتر بهدلیل پافشاریاش بر عدم توافق مالی و اصرار برای دریافت کل غرامت 50میلیاردیاش خبرساز شد. وضعیت پرسپولیس پس از جدایی هاشمیان، تا مدتی بهتر شد، اما با فرا رسیدن زمستان و تحتتاثیر روزهای پرالتهاب اجتماعی، روند این تیم هم نزولی و پرنوسان شد و شاگردان اوسمار ویرا به شکستهای پیاپی خو گرفتند.

ریکاردو ساپینتو
پس از یک جنگ آمد و پیش از یک جنگ دیگر رفت. ریکاردو ساپینتو پیشتر یک دوره هدایت استقلال را بر عهده داشت و دستکم با ارائه نمایشهای تهاجمی، تصویری نسبتا خوب از خودش در ذهن هواداران به جا گذاشته بود. به اتکای همین خاطرات هم خیلیها بازگشت مرد پرتغالی به نیمکت آبیها را به فال نیک گرفتند، اما این بار نتایج بسیار پرنوسان استقلال همه چیز را تحتتاثیر قرار داد و هواداران را کلافه و خسته کرد. در نهایت زمانی که خبر جدایی ساپینتو از استقلال اعلام شد، کمتر کسی از این بابت اظهار ناخرسندی کرد.

کلارنس سیدورف
ساختارسازی در فوتبال ایران بیشتر به طنز و کمدی شباهت دارد و یکی از سرگرمکنندهترین مصادیق آن هم انتخاب کلارنس سیدورف به عنوان مشاور مدیرعامل استقلال بود. نظری جویباری در آن زمان کلی پز این انتخاب را میداد و میگفت تاثیر سیدورف در استقلال آنقدر چشمگیر خواهد بود که از این به بعد بقیه باشگاهها هم دنبال چنین مشاورانی خواهند رفت. با این حال در طول ماههای گذشته هیچ اثری از سیدورف دیده نشد و او خوش و خرم به کارهای شخصی خودش میرسید. یک بار زمانی که از نظری جویباری پرسیدند سیدورف در ازای دریافتی چند صد هزار دلاریاش چه کاری انجام داده، مدیرعامل وقت استقلال گفته بود: «حمله نظامی خرداد به ایران را محکوم کرد، مگر کم کاری است؟» امیدواریم لااقل این بار هم سیدورف حمله به ایران را محکوم کرده باشد تا پولش کلا حلال شود!

یحیی گلمحمدی
از نظر فنی به ندرت به یاد میآوریم که یحیی گلمحمدی در تیمی ناکام بوده باشد، اما این اتفاق در سال 1404 روی نیمکت فولاد خوزستان برای او رخ داد. یحیی فصل دوم حضورش در فولاد نتایج ضعیفی گرفت و کار به جایی رسید که تنها یک هفته پس از آغاز مسابقات نیمفصل دوم، با باشگاه قطع همکاری کرد. البته هستند کسانی که عقیده دارند حال و هوای سنگین و دلگیر زمستانی که گذشت هم در تصمیم گلمحمدی بیتاثیر نبوده. هر چه هست، یحیی از آن زمان بیرون نشسته و هدایت هیچ تیمی را نپذیرفته.

خداداد عزیزی
در نهایت از نام او نمیتوان چشم پوشید. تقریبا در تمام مقاطع سال، به بهانهای اسم خداداد عزیزی به عنوان یک چهره حاشیهساز مطرح بوده است؛ از فحاشی در تلویزیون و هنگام پخش زنده مراسم قرعهکشی جامجهانی تا تکرار همان الفاظ به شکلی وسیعتر و باورنکردنی در جمع خبرنگاران. سرپرست تراکتور همچنین به طور پیوسته به دلیل درگیریهایش در کنار زمین خبرساز بوده که از جمله آخرین آنها میتوان به مشاجره او با مازیار زارع، سرمربی ملوان اشاره کرد. به طور کلی، چکیده هبوط و نزول همهجانبه فوتبال ایران را میشود در شمایل یکی مثل خداداد عزیزی دید.