بحران ساختاری در صنعت پلاستیک
این وابستگی نه تنها امنیت تامین این محصولات را به مخاطره میاندازد، بلکه میتواند تاثیرات گستردهای بر قیمتها و تامین مواد اولیه صنایع مختلف در سطح جهانی بگذارد. در شرایطی که تهدیدهای امنیتی و بحرانهای منطقهای به افزایش فشار بر این صنعت منجر شدهاست، چالشهای بزرگی برای بازارهای جهانی به وجود خواهد آمد که به نظر میرسد کمتر به آن توجه شده است. اگرچه مصرفکنندگان هنوز اثر این شوک قیمتی را بهطور مستقیم احساس نکردهاند، اما پیشبینی میشود این تاثیر به مرور بیشتر شود. دلیل آن، گستردگی استفاده از محصولات پتروشیمی در سراسر اقتصاد است؛ از خودروسازی و تجهیزات پزشکی گرفته تا منسوجات، شویندهها، مواد غذایی و نوشیدنیها تقریبا هر کالایی که مصرف میشود، بهنوعی به این زنجیره وابسته است.
در حال حاضر، نشانههای اولیه این افزایش قیمت در بازار جهانی دیده میشود. برخی از انواع پلاستیک تاکنون حدود ۱۵درصد گرانتر شدهاند و شرکتهای فعال در زنجیره تامین، با پیشبینی وخیمتر شدن شرایط، در حال خرید و انبار کردن مواد اولیه هستند. این رفتار، خود میتواند به تشدید فشارهای قیمتی در آینده منجر شود. افزایش قیمت نفت و گاز، بهطور مستقیم هزینه مشتقات نفتی، یعنی همان مواد اولیه پتروشیمی را بالا برده است. این مواد که در ادبیات صنعتی بهعنوان «خوراک» شناخته میشوند، شامل ترکیباتی مانند نفتا، بنزن، بوتادین، آمونیاک و استایرن هستند؛ موادی که در تولید طیف وسیعی از کالاها، از دستکشهای بیمارستانی تا بستهبندی مواد غذایی، نقش اساسی دارند.
فعالان صنعتی معتقدند اثر این افزایش هزینهها ابتدا در سطح تولید ظاهر میشود و با یک وقفه زمانی به مصرفکننده منتقل خواهد شد. دلیل این تاخیر، ساختار زنجیره تامین است: بستهبندی باید تولید شود، به کارخانه برسد، با محصول پر شود و سپس به بازار عرضه شود. به همین دلیل، افزایش قیمتها معمولا با فاصله زمانی در قفسه فروشگاهها دیده میشود. با این حال، وقتی این وقفه زمانی به پایان برسد، اثرات آن تقریبا در همه بخشها احساس خواهد شد. از آنجا که محصولات پتروشیمی در تولید طیف وسیعی از کالاها استفاده میشوند، افزایش قیمت آنها بهنوعی یک اثر زنجیرهای در اقتصاد ایجاد میکند. به بیان ساده، افزایش قیمت یک ماده اولیه میتواند به افزایش قیمت دهها محصول نهایی منجر شود.
برآوردها نشان میدهد که مواد اولیه پتروشیمی به ارزشی حدود ۷۳۳میلیارد دلار (شامل مواد خام، واسطهای و محصولات نهایی) از منطقه خلیجفارس عبور میکنند و این جریان، بر تولید کالاهایی (از خمیردندان گرفته تا حوله) به ارزش ۳.۸ تریلیون دلار اثر میگذارد. این ارقام نشان میدهد که اختلال در این بخش، چگونه میتواند بهسرعت به کل اقتصاد جهانی سرایت کند.
در این میان، نفتا بهعنوان یکی از مهمترین خوراکهای پتروشیمی، نقش کلیدی دارد. این ماده که عمدتا از میادین نفتی خاورمیانه تامین میشود، جایگزین آسانی ندارد و در تولید طیف گستردهای از محصولات استفاده میشود. به همین دلیل، هرگونه اختلال در عرضه آن، اثرات زنجیرهای گستردهای بهدنبال خواهد داشت. حتی در صورت توقف فوری درگیریها، بازگشت بازار به تعادل زمانبر خواهد بود. هرچه بحران طولانیتر شود، عدمتعادل میان عرضه و تقاضا تشدید شده و فشارهای قیمتی انباشته میشود. در نتیجه، انتظار نمیرود مصرفکنندگان در کوتاهمدت با کاهش فشارها مواجه شوند.
از سوی دیگر، این بحران در شرایطی رخ میدهد که صنعت پتروشیمی پیشتر نیز با شوکهای متعددی(همهگیری کرونا تا جنگ اوکراین و بحران دریای سرخ) مواجه بوده است. در عین حال، افزایش تولید در برخی کشورها، بهویژه چین، موجب ایجاد مازاد عرضه در بازار شده و حاشیه سود تولیدکنندگان را کاهش داده است. با این حال، تحلیلها نشان میدهد که با تخلیه موجودیها، بازار میتواند بهسرعت وارد فاز کمبود شده و تورم مجددا شتاب بگیرد. پیامد نهایی این روند، افزایش قیمت مصرفکننده خواهد بود؛ بهویژه در کالاهای اساسی مانند غذا، پوشاک و محصولات مصرفی روزمره، کالاهایی که بیشترین فشار را بر اقشار کمدرآمد وارد میکنند. در سطح کلان، بازارها اکنون در حال قیمتگذاری بر اساس عدمقطعیت هستند. حتی اگر درگیریها پایان یابد، اثرات بلندمدت آن، از جمله افزایش هزینهها و سرمایهگذاری در تنوعبخشی زنجیره تامین، بهطور کامل از بین نخواهد رفت. شرکتها در حال تطبیق خود با جهانی پرریسکتر هستند و این تطبیق، خود به افزایش هزینهها منجر میشود.