تابلوخوانی یا تحلیل تکنیکال؟ گذر از چالشهای تحلیل نموداری در بازار سرمایه ایران
با این حال استفاده مستقیم و مکانیکی از تحلیل تکنیکال در بورس ایران، بدونتوجه به شرایط خاص اقتصادی، سیاسی و رفتاری این بازار، میتواند معاملهگر را با خطاهای جدی و پرهزینه مواجه کند. بازار سرمایه ایران ویژگیهایی دارد که آن را از بسیاری از بازارهای کلاسیک متمایز میکند. نوسانهای شدید، اثرگذاری مستقیم اخبار، عمق کم معاملات و نقش پررنگ تصمیمات دولتمردان، همگی عواملی هستند که اعتبار بسیاری از الگوهای تکنیکال کلاسیک را با تردید روبهرو میکنند، بنابراین مساله اصلی کنار گذاشتن تحلیل تکنیکال نیست، بلکه نحوه استفاده و تطبیق آن با واقعیتهای این بازار است.
یکی از مهمترین چالشها، نوسانات شدید هیجانی و خبرمحور است. بورس ایران بهشدت تحتتاثیر اخبار سیاسی و اقتصادی کلان قرار دارد؛ اخباری که اغلب پیشزمینهای در نمودار ندارند و میتوانند بهطور ناگهانی باعث شکست حمایتها و مقاومتهای مهم شوند. در چنین شرایطی، الگوهای تکنیکال شکلگرفته، قابلیت اتکای خود را از دست میدهند. چالش دوم، عمق کم بازار و تاثیر بالای سفارشهای بزرگ و بلوکی است. در بسیاری از نمادها، حجم معاملات پایین است و ورود یا خروج چند بازیگر بزرگ میتواند روند قیمت را بهصورت مصنوعی تغییر دهد. این موضوع باعث میشود الگوهای نموداری، بیش از آنکه بازتاب رفتار جمعی بازار باشند، نتیجه تصمیم چند نهاد خاص باشند. مساله دیگر، امکان دستکاری قیمت و شکلدهی الگوهای کاذب است. در برخی مواقع، بازیگران بزرگ میتوانند با ایجاد الگوهایی مانند سر و شانه یا مثلث، معاملهگران خرد را به طرف تصمیمهای اشتباه سوق دهند. این الگوها در ظاهر معتبرند، اما در عمل پشتوانه رفتاری واقعی ندارند.
از سوی دیگر، قواعد و مداخلات دولتی نقش بسیار تعیینکنندهای در بورس ایران دارند. تغییر دامنهنوسان، توقف و بازگشایی نمادها، و تصمیمات ناگهانی نهاد ناظر، عواملی هستند که در هیچ کتاب کلاسیک تحلیل تکنیکال پیشبینی نشدهاند، اما میتوانند تمام محاسبات نموداری را بیاثر کنند. حساسیت بالای بازار سرمایه ایران به متغیرهای کلان نیز یکی دیگر از محدودیتهاست. نرخ ارز، قیمت جهانی کامودیتیها مانند نفت و فلزات، و شرایط روابط بینالمللی، بهصورت مستقیم بر قیمت سهام اثر میگذارند. تغییر ناگهانی در این متغیرها میتواند تمام حمایتها و مقاومتهای مبتنی بر دادههای گذشته را بیاعتبار کند، درحالیکه تحلیل تکنیکال کلاسیک ابزار مشخصی برای سنجش این شوکهای بیرونی ندارد. در نهایت، در افق بلندمدت، تحلیل بنیادی نقش پررنگتری در تعیین مسیر قیمتها ایفا میکند.
عملکرد شرکت، سودآوری، تورم، نرخ ارز و شرایط صنعت، عواملی هستند که ارزش ذاتی سهام را شکل میدهند و تحلیل صرفا نموداری، در برابر این متغیرها با محدودیت مواجه است. مواجهه با این چالشها به معنای نفی تحلیل تکنیکال نیست، بلکه ضرورت حرکت بهسوی یک «تحلیل تکنیکال موقعیتآگاه و بومیشده» را نشان میدهد. نخستین گام، تلفیق هوشمندانه تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی است. در این رویکرد، انتخاب سهم بر اساس بنیاد قوی انجام میشود و تحلیل تکنیکال صرفا نقش تعیین زمان ورود و خروج را بر عهده دارد. گام بعدی، تغییر افق زمانی تحلیل است. بسیاری از سیگنالهای نادرست در نمودارهای کوتاهمدت شکل میگیرند. استفاده از نمودارهای هفتگی و ماهانه میتواند نویزهای هیجانی بازار را کاهش دهد و روندهای اصلی را شفافتر نشان دهد.
مدیریت ریسک سختگیرانه، یکی از حیاتیترین اصول در بورس ایران است. تعیین حد ضرر متناسب با نوسان ذاتی هر نماد و استفاده از مدیریت حجم معامله، برای حفظ سرمایه اهمیت بالایی دارد. در چنین بازاری، بقا بر سودآوری مقدم است.
تابلوخوانی نیز بهعنوان مکمل تحلیل تکنیکال اهمیت ویژهای دارد. بررسی حجم معاملات، رفتار خریداران و فروشندگان حقیقی و حقوقی، ارزش معاملات و ترکیب سهامداران عمده، به معاملهگر کمک میکند تا حرکتهای واقعی بازار را از هیجانات ساختگی تفکیک کند. نگاه رفتاری و روانشناختی به تحلیل تکنیکال نیز ضروری است. در بورس ایران، تحلیل تکنیکال بیش از آنکه یک علم قطعی باشد، ابزاری برای مطالعه رفتار جمعی معاملهگران است. پذیرش این واقعیت، انعطافپذیری بیشتری در تفسیر نمودارها ایجاد میکند.
مهمترین راهکار، تدوین یک دستورالعمل شخصی و بومی بر پایه تجربه و آزمون و خطاست. ثبت دقیق معاملات در یک ژورنال، شامل دلایل تکنیکال ورود، نقش اخبار، نتیجه معامله و حتی احساسات فردی، به معاملهگر امکان میدهد پس از گذشت زمان، الگوهای معتبر و نامعتبر را در بازار ایران شناسایی کند. این فرآیند بهتدریج به شکلگیری یک سبک معاملاتی شخصی و کاربردی منجر میشود. میتوان تحلیل تکنیکال در بورس ایران را به استفاده از یک GPS استاندارد جهانی در جادههای ناهموار تشبیه کرد. این نقشه مسیر کلی را نشان میدهد، اما از چالهها، تغییر مسیرهای ناگهانی و شرایط خاص جاده بیخبر است.
راننده موفق کسی است که هم از GPS استفاده میکند، هم به علائم جاده توجه دارد، هم تجربه محلیها را میشناسد و هم همیشه آماده ترمز گرفتن است. در جمعبندی، تحلیل تکنیکال در بورس ایران نیازمند عبور از یک دستورالعمل ثابت و جهانی بهسوی چارچوبی انعطافپذیر و بومی است. نمودارها در خلأ شکل نمیگیرند، بلکه بازتابی از فضای اقتصادی، روانی و حاکمیتی هستند. تنها با ادغام تحلیل تکنیکال با سایر روشها، افزایش افق زمانی و تمرکز بر مدیریت ریسک میتوان از این ابزار برای افزایش احتمال موفقیت استفاده کرد، نه برای پیشبینی قطعی آینده. در پایان، باید توجه داشت که کاهش این چالشها صرفا بر عهده معاملهگران نیست. نهاد ناظر با شفافسازی اطلاعات، مقابله جدی با دستکاری، افزایش عمق بازار و حرکت تدریجی بهسوی آزادسازی قیمتها میتواند بستری فراهم کند که در آن، تحلیلهای مبتنی بر داده اعتبار و کارآیی بیشتری داشته باشند؛ امری که به توسعه پایدار بازار سرمایه منجر خواهد شد.
* پژوهشگر و مدرس