پیامدهای جهانی اختلال در تولید و صادرات فولاد ایران بررسی شد
شوک بزرگ در بازار فلزات خاورمیانه
جایگاه ایران در بازار جهانی فولاد و معدن را باید با دو مقیاس متفاوت سنجید؛ یکی مقیاس جهانی و دیگری مقیاس منطقهای. در سطح جهانی، سهم ایران از تولید فولاد در حدود ۲ درصد برآورد میشود؛ سهمی که در مقایسه با بازیگران بزرگی مانند چین و هند چندان تعیینکننده نیست و در شرایط عادی، حذف آن از بازار میتواند توسط سایر تولیدکنندگان جبران شود. به همین دلیل، اگر صرفا از زاویه عرضه جهانی به موضوع نگاه شود، توقف صادرات ایران الزاما به شوک قیمتی گسترده در بازار جهانی منجر نخواهد شد. با این حال، این تصویر زمانی تغییر میکند که تمرکز از بازار جهانی به بازارهای منطقهای منتقل شود. ایران در غرب آسیا یکی از اصلیترین تامینکنندگان فولاد بهشمار میرود و بخشی از نیاز کشورهای همسایه از مسیر صادرات ایران تامین میشود. در این سطح، توقف صادرات بهمعنای ایجاد یک شکاف واقعی در عرضه است؛ شکافی که در کوتاهمدت بهسادگی قابل جبران نیست و میتواند به افزایش قیمتها در بازارهای مقصد منجر شود.
از سوی دیگر، نوع محصولات صادراتی ایران نیز در این تحلیل اهمیت دارد. بخش قابلتوجهی از صادرات به محصولات میانی مانند شمش اختصاص دارد که ماده اولیه صنایع پاییندستی در کشورهای واردکننده محسوب میشود. در نتیجه، اختلال در این بخش تنها به افزایش قیمت یک کالا محدود نمیشود، بلکه زنجیرهای از صنایع مصرفکننده را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و هزینه تولید در این بخشها را بالا میبرد.
واکنش جهانی به اختلال عرضه
واکنش بازار جهانی به توقف احتمالی صادرات ایران، بیش از آنکه به حجم این صادرات وابسته باشد، به شرایطی بستگی دارد که این توقف در آن رخ میدهد. در حالت عادی، بازار فلزات توانایی جذب شوکهای محدود را دارد و از طریق افزایش عرضه سایر کشورها یا جابهجایی جریان تجارت، تعادل خود را حفظ میکند. در چنین شرایطی، اثر قیمتی معمولا محدود و تدریجی خواهد بود.
اما در شرایطی که اختلال در صادرات با افزایش ریسکهای سیاسی یا اختلال در مسیرهای حملونقل همراه شود، معادله تغییر میکند. در این وضعیت، هزینههای حملونقل و بیمه افزایش پیدا میکند و دسترسی به منابع جایگزین نیز با محدودیت مواجه میشود. همین عامل میتواند حتی در صورت کاهش محدود عرضه، قیمتها را با سرعت بیشتری افزایش دهد.
بازار فولاد بهطور خاص به هزینه انرژی و شرایط لجستیک حساس است. هرگونه افزایش در این متغیرها، بهسرعت در قیمت نهایی منعکس میشود. به همین دلیل، اگر توقف صادرات ایران در کنار افزایش هزینههای انرژی یا محدودیت در مسیرهای تجاری رخ دهد، اثر آن فراتر از سهم واقعی ایران در بازار خواهد بود. در چنین شرایطی، بازار معمولا واکنشی بیش از اندازه نشان میدهد؛ بهطوریکه انتظارات و فضای نااطمینانی، نقش پررنگتری از کاهش واقعی عرضه پیدا میکنند. نتیجه این وضعیت، افزایش قیمتها در بازارهای منطقهای و در مواردی سرایت این افزایش به بازارهای جهانی است؛ روندی که در بسیاری از بحرانهای اخیر نیز مشاهده شده است.
تحولات بازار خاورمیانه
موسی احمدزاده، نایبرئیس کمیسیون اقتصاد کلان اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به جایگاه ایران در بازار جهانی فولاد گفت: ایران با تولید حدود ۳۵میلیون تن فولاد خام، در میان ۱۰ تولیدکننده برتر جهان قرار دارد و بهعنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد در غرب آسیا شناخته میشود. این موقعیت، در کنار دسترسی به منابع گاز طبیعی، مزیت مهمی برای کاهش هزینه تولید و افزایش رقابتپذیری فراهم کرده است. وی با تاکید بر اهمیت مسیرهای صادراتی افزود: بیش از ۸۰ درصد صادرات فولاد ایران از مسیر تنگه هرمز انجام میشود که این موضوع، علاوه بر مزیت، ریسکهای ژئوپلیتیک خاص خود را نیز به همراه دارد. به گفته احمدزاده، در صورت بروز اختلال در صادرات فولاد، بازارهای منطقهای بهویژه در غرب آسیا و جنوب شرق آسیا با شوک عرضه مواجه خواهند شد.
او با اشاره به بازارهای هدف تصریح کرد: کشورهایی مانند امارات، عراق و تایلند از واردکنندگان اصلی فولاد ایران هستند و در صورت توقف صادرات، ناگزیر به تامین نیاز خود از کشورهایی مانند چین، هند و روسیه خواهند بود؛ امری که میتواند به افزایش قیمتها در این بازارها منجر شود.
احمدزاده در ادامه با تفکیک بازار فولاد و سنگآهن خاطرنشان کرد: در حالیکه سهم ایران در بازار سنگآهن جهانی بهگونهای نیست که توقف صادرات آن شوک قیمتی جدی ایجاد کند، اما در حوزه فولاد، این اثرگذاری قابلتوجه خواهد بود.
وی همچنین به افزایش هزینههای لجستیک اشاره کرد و گفت: در شرایط فعلی، هزینههای حملونقل و بیمه بهدلیل ریسکهای منطقهای، بین ۱۰ تا ۱۵ دلار به ازای هر تن افزایش یافته است که این موضوع بر رقابتپذیری صادرات تاثیر میگذارد.
او در پایان تاکید کرد: با توجه به ظرفیتهای موجود، لازم است نگاه استراتژیک به صنعت فولاد بهعنوان یک اهرم اقتصادی و ژئوپلیتیک در سیاستگذاریهای کلان کشور شکل گیرد.
مجتبی توانگر، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به جایگاه واقعی ایران در بازار جهانی فولاد، گفت: اگر بخواهیم بدون اغراق درباره موقعیت ایران سخن بگوییم، باید از یک واقعیت ساده شروع کنیم؛ ایران نه یک غول تعیینکننده در بازار جهانی است و نه یک بازیگر حاشیهای بیاثر، بلکه جایگاهی میان این دو دارد و بهویژه در لبههای بازار و در جغرافیای منطقهای نقش قابلتوجهی ایفا میکند.
وی با اشاره به ظرفیت تولید فولاد کشور افزود: ایران با تولید سالانه حدود ۳۰میلیون تن فولاد، در میان ۱۰ تولیدکننده نخست جهان قرار دارد و سهمی نزدیک به ۲ درصد از تولید جهانی را در اختیار دارد. هرچند این سهم در نگاه اول محدود به نظر میرسد، اما در بازاری که بهشدت رقابتی و متمرکز است، همین میزان نیز میتواند در شرایط خاص به تغییرات قیمتی منجر شود.
به گفته توانگر، مزیت ایران صرفا در حجم تولید خلاصه نمیشود، بلکه در ساختار زنجیرهای آن نهفته است؛ جایی که از استخراج سنگآهن تا تولید و صادرات فولاد، نوعی پیوستگی نسبی وجود دارد و همین امر امکان اثرگذاری در بخشهای مختلف زنجیره ارزش را فراهم میکند.
او در ادامه با اشاره به بخش معدن تصریح کرد: ایران در حوزههایی مانند سنگآهن، آهن اسفنجی و مس نیز از جایگاه قابلتوجهی برخوردار است و همین ترکیب باعث شده نقش کشور صرفا به صادرات مواد خام محدود نشود، بلکه در فرآیند تبدیل و ارزشافزایی نیز حضور فعال داشته باشد؛ ویژگیای که در شرایط بحران، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
توانگر با تاکید بر لزوم عبور از نگاه صرف به «سهم تولید» اظهار کرد: برای تحلیل دقیق اثر ایران بر بازار جهانی، باید به «نقش در شرایط بحران» توجه کرد. در حالت عادی، حتی اگر صادرات فولاد و مواد معدنی ایران متوقف شود، بازار جهانی تا حد زیادی قادر است این خلأ را از طریق تولیدکنندگانی مانند چین، هند و روسیه جبران کند و در این شرایط، افزایش قیمتها محدود و عمدتا در بازارهای منطقهای احساس خواهد شد.
وی ادامه داد: اما مساله اصلی آن است که توقف صادرات ایران معمولا در خلأ رخ نمیدهد، بلکه در بستر تنشهای ژئوپلیتیک و اختلالهای امنیتی شکل میگیرد. در چنین فضایی، حذف عرضه ایران بهتنهایی تعیینکننده نیست، بلکه بهعنوان بخشی از یک زنجیره شوک عمل میکند که میتواند با اختلال در مسیرهای حملونقل، افزایش هزینه انرژی و رشد ریسکهای سیاسی همراه شود و یک اثر ترکیبی بر بازار جهانی فلزات بگذارد.
این اقتصاددان با اشاره به رفتار بازارها در شرایط نااطمینانی گفت: در بازار فولاد، قیمتها تنها تابع حجم تولید نیستند، بلکه بهشدت از انتظارات، ریسکهای ژئوپلیتیک و هزینههای انرژی تاثیر میپذیرند. به همین دلیل، حتی کاهش محدود در عرضه، اگر در فضای نااطمینانی رخ دهد، میتواند به جهشهای قابلتوجه قیمتی منجر شود.
توانگر در ادامه با استناد به تجربههای جهانی خاطرنشان کرد: در بحرانهایی مانند جنگ اوکراین، مشاهده شد که قیمت فولاد و مواد اولیه آن با جهشهای قابلتوجهی روبهرو شدند و این افزایشها صرفا ناشی از کاهش عرضه نبود، بلکه ترکیبی از اختلال زنجیره تامین، افزایش هزینه انرژی و تشدید ریسکهای ژئوپلیتیک بود.
وی در جمعبندی تاکید کرد: سهم ایران در بازار جهانی ممکن است در ظاهر محدود باشد، اما در برخی بازارهای منطقهای به مراتب بالاتر است و همین موضوع باعث میشود در شرایط عادی، حذف ایران اثری محدود بر قیمتها داشته باشد، اما در سناریوهای بحرانی، همین حذف میتواند به یک «ضریب تقویت شوک» تبدیل شود و دامنه نوسانات قیمتی را بهطور معناداری افزایش دهد.