اثرات تنش نظامی در منطقه خاورمیانه بر بازار کود شیمیایی بررسی شد
شوک پنهان در زنجیره غذا
بحرانی که اثرات آن میتواند از سطح نهادههای کشاورزی فراتر رفته و به امنیت غذایی و حتی روندهای تورمی در اقتصاد جهانی سرایت کند. مجموعه گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که محدود شدن عبور و مرور در این گذرگاه حیاتی، نهتنها مسیرهای انرژی، بلکه یکی از شریانهای اصلی تجارت کود را نیز مختل کرده و بهویژه بازار اوره را با شوکی جدی مواجه ساخته است؛ شوکی که آثار آن از مزارع آمریکا تا بازارهای آسیا و اقیانوسیه قابل مشاهده است.
در چنین شرایطی، بازار جهانی اوره با جهشی کمسابقه در قیمتها روبهرو شده است. قیمت اوره که در ابتدای سال میلادی در محدوده ۴۰۰ دلار به ازای هر تن قرار داشت، در پی اختلالهای ناشی از جنگ به سطوح بالای ۷۰۰دلار رسیده و در برخی معاملات حتی به نزدیکی ۸۰۰ دلار نیز نزدیک شده است؛ روندی که با وجود اعلام آتشبس موقت، به دلیل تداوم محدودیتهای عرضه هنوز معکوس نشده است.
این افزایش قیمت را نمیتوان صرفا به واکنشهای هیجانی بازار نسبت داد، بلکه ریشه آن در ساختار متمرکز و وابسته بازار جهانی کود نهفته است. حدود یکسوم تجارت دریایی کود در جهان از مسیر تنگه هرمز انجام میشود و در مورد اوره، نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی به صادرکنندگانی وابسته است که مستقیما در معرض این بحران قرار دارند.
این وابستگی بالا به یک گلوگاه ژئوپلیتیک، همان عاملی است که با بروز تنش، بهسرعت خود را در قالب جهش قیمتها نشان میدهد.
کشورهای حوزه خلیج فارس در این میان نقش کلیدی دارند. عربستان سعودی، قطر، امارات، کویت و ایران از جمله تولیدکنندگان اصلی کودهای نیتروژنه در جهان محسوب میشوند و بخش مهمی از عرضه جهانی را تامین میکنند. بهطور خاص، قطر با در اختیار داشتن یکی از بزرگترین مجتمعهای تولید اوره جهان، سهم قابلتوجهی در بازار جهانی دارد و هرگونه اختلال در تولید یا صادرات این کشور میتواند تعادل بازار را بر هم بزند.
با این حال، اهمیت بحران کنونی صرفا به اختلال در عرضه محدود نمیشود، بلکه باید آن را در چارچوب پیوندهای عمیق میان بازار انرژی و بازار کود تحلیل کرد. تولید اوره بهطور مستقیم به گاز طبیعی وابسته است و از اینرو هرگونه اختلال در صادرات انرژی از خاورمیانه، به افزایش هزینه تولید این نهاده منجر میشود. همزمان، محدودیت در مسیرهای حملونقل نیز عرضه فیزیکی کود را کاهش میدهد.
به این ترتیب، بازار با یک شوک دوگانه مواجه است: از یکسو هزینه تولید افزایش یافته و از سوی دیگر دسترسی به محصول محدود شده است. همین همزمانی دو عامل، شرایطی را ایجاد کرده که میتوان آن را یک شوک ترکیبی انرژی و لجستیک دانست؛ وضعیتی که اثر آن بسیار فراتر از یک افزایش مقطعی قیمت است و میتواند به بیثباتی گستردهتری در زنجیره تامین جهانی منجر شود.
پیامدهای جهانی تنش در منطقه خاورمیانه
پیامدهای بحران تنگه هرمز در سطح جهانی بهشدت نامتقارن توزیع شده است. کشورهایی که به واردات کود وابستگی بالایی دارند، بیش از دیگران در معرض آسیب قرار گرفتهاند. برای مثال، استرالیا که تقریبا کاملا به واردات وابسته است، بخش عمده نیاز خود را از کشورهای خاورمیانه تامین میکند و به همین دلیل بهطور کامل در معرض شوکهای عرضه قرار دارد. ایالات متحده نیز با وجود تولید داخلی، همچنان بخشی از نیاز خود را از واردات تامین میکند و در نتیجه از افزایش قیمتها و اختلال در زنجیره تامین مصون نیست.
در همین حال، کشورهایی مانند هند، کرهجنوبی و برزیل که بهطور گسترده به واردات کود از منطقه خلیج فارس وابسته هستند، در خط مقدم این بحران قرار دارند و ناچارند برای تامین نیاز خود به بازارهای جایگزین با هزینههای بالاتر روی بیاورند. در مقابل، کشورهایی که از ظرفیت تولید داخلی برخوردارند، مانند اندونزی یا ایران، از موقعیت نسبتا باثباتتری برخوردارند، هرچند این به معنای مصونیت کامل از تبعات بحران نیست.
در این میان، یکی از پرسشهای کلیدی این است که آیا افزایش قیمت کود بهطور مستقیم به افزایش قیمت مواد غذایی منجر خواهد شد. برخلاف تصور رایج، شواهد تجربی نشان میدهد که این رابطه خطی و ساده نیست. کود تنها یکی از نهادههای تولید کشاورزی است و عوامل دیگری مانند شرایط آبوهوایی، قیمت جهانی محصولات کشاورزی و سیاستهای حمایتی دولتها نقش تعیینکنندهتری در سطح تولید و قیمت نهایی مواد غذایی دارند. تجربه شوکهای قبلی در بازار کود، بهویژه در دهه ۲۰۰۰ و اوایل دهه ۲۰۲۰، نشان میدهد که حتی در شرایط افزایش شدید قیمت نهادهها، تولید محصولات کشاورزی در برخی کشورها کاهش نیافته و حتی افزایش نیز داشته است؛ زیرا همزمان قیمت محصولات کشاورزی نیز بالا بوده و انگیزه تولید را حفظ کرده است. با این حال، این الگو بیشتر در اقتصادهای توسعهیافته مشاهده میشود. در کشورهای در حال توسعه که کشاورزان از حاشیه سود پایینتر و دسترسی محدودتری به منابع مالی برخوردارند، افزایش هزینه نهادهها میتواند به کاهش مصرف کود، افت تولید و در نهایت افزایش قیمت مواد غذایی منجر شود.
نشانههای این فشارها در سطح مزارع نیز قابل مشاهده است. گزارشهای میدانی از ایالت کلرادوی آمریکا حاکی از آن است که کشاورزان با ترکیبی از چالشها نظیر، افزایش هزینه کود و سوخت، کاهش نسبی قیمت برخی محصولات کشاورزی و در عین حال محدودیت منابع آبی مواجه هستند. در چنین شرایطی، برخی کشاورزان ناچار به بازنگری در الگوی کشت خود شدهاند و حتی در مواردی از کشت برخی محصولات صرفنظر میکنند. گروهی دیگر نیز به استفاده از جایگزینهایی مانند کودهای مایع روی آوردهاند، هرچند این جایگزینها نیز بهدلیل افزایش تقاضا با رشد قیمت مواجه شدهاند. این تحولات نشان میدهد که بحران کود صرفا یک پدیده قیمتی نیست، بلکه میتواند تصمیمات تولیدی در سطح مزرعه را نیز تحت تاثیر قرار دهد و در صورت تداوم، به کاهش عرضه محصولات کشاورزی منجر شود.
تبعات بلندمدت اختلالهای لجستیک
در سطح کلان، تداوم انسداد تنگه هرمز میتواند پیامدهای گستردهتری برای امنیت غذایی جهانی به همراه داشته باشد. برآوردهای هلیوس ایآی (شرکت نرمافزاری فعال در حوزه دادهها و تحلیل بازار کالاها)، نشان میدهد که در صورت ادامه این وضعیت، تولید جهانی محصولات کشاورزی با کاهش مواجه خواهد شد و قیمت مواد غذایی ممکن است بین ۱۲ تا ۱۸ درصد افزایش یابد. چنین افزایشی، بهویژه در شرایطی که اقتصاد جهانی همچنان با فشارهای تورمی دستوپنجه نرم میکند، میتواند به تشدید نااطمینانی و افزایش هزینههای معیشتی در بسیاری از کشورها منجر شود. ساختار متمرکز بازار جهانی کود و وابستگی آن به تعداد محدودی تولیدکننده و مسیرهای حملونقل محدود، این آسیبپذیری را دوچندان کرده و نشان میدهد که شوکهای ژئوپلیتیک چگونه میتوانند بهسرعت به بحرانهای اقتصادی و اجتماعی تبدیل شوند.
برای کشورهای خاورمیانه، این تحولات همزمان حامل فرصتها و تهدیدهایی است. از یکسو، دسترسی به منابع عظیم گاز طبیعی و ظرفیت تولید داخلی، آنها را در موقعیتی قرار داده که میتوانند نیاز داخلی به اوره را تا حد زیادی تامین کنند و از این منظر، در برابر شوکهای جهانی مقاومتر باشند.
این مزیت حتی میتواند در شرایط عادی به فرصتهایی برای افزایش صادرات منجر شود. اما از سوی دیگر، وابستگی به مسیرهای صادراتی دریایی، بهویژه تنگه هرمز، به این معنا است که هرگونه اختلال در این مسیر، امکان بهرهبرداری از این ظرفیت را محدود میکند. علاوه بر این، محدودیتهای ناشی از چالشهای زیرساختی نیز مانع از آن میشود که بتوانند بهطور کامل از فرصتهای ایجادشده در بازار جهانی استفاده کنند.
در کنار این مسائل، نباید از وابستگی نسبی کشورها به واردات برخی دیگر از نهادههای کشاورزی مانند کودهای فسفاته و پتاسه غافل شد. افزایش هزینههای حملونقل و بیمه در شرایط تنشهای ژئوپلیتیک میتواند قیمت این نهادهها را در داخل کشور افزایش دهد و در نهایت بر هزینه تولید کشاورزی اثر بگذارد. بنابراین، حتی در شرایط تولید داخلی اوره، اقتصاد کشاورزی ایران بهطور کامل از تبعات این بحران مصون نخواهد بود.
در مجموع، بحران اخیر بار دیگر نشان میدهد که بازارهای جهانی تا چه اندازه به گلوگاههای ژئوپلیتیک وابستهاند و چگونه اختلال در یک نقطه میتواند به زنجیرهای از پیامدها در مقیاس جهانی منجر شود. افزایش قیمت اوره در این میان تنها یکی از نشانههای این وابستگی است، اما همین نشانه بهخوبی بیانگر آن است که امنیت غذایی جهان تا چه حد به پایداری مسیرهای تامین نهادههای کشاورزی گره خورده است.
برای ایران نیز این وضعیت تصویری دوگانه ترسیم میکند: از یکسو توان داخلی میتواند بهعنوان یک سپر عمل کند و از سوی دیگر، محدودیتهای ساختاری و ژئوپلیتیک، مانع از تبدیل کامل این وضعیت به یک فرصت اقتصادی میشود.