تجربه کشورهای اروپایی نشان میدهد تغییر پایدار درساختار تولید و مصرف، تنها با هماهنگی نهادی و بازطراحی زیرساختها محقق میشود
الگوی پرتغالی گذار انرژی
پرتغال در سالهای اخیر در مرحلهای قرار گرفته که در ادبیات آژانس بینالمللی انرژی از آن با عنوان «میانه گذار» یاد میشود؛ مرحلهای که در آن دو سیستم انرژی بهطور همزمان اما در جهتهای متفاوت حرکت میکنند. از یکسو تولید برق مبتنی بر منابع تجدیدپذیر با سرعت بالا در حال رشد است و از سوی دیگر زیرساختهای گاز و سوختهای فسیلی با کاهش تدریجی تقاضا مواجه شدهاند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نظام انرژی دوگانهای است که مدیریت همزمان آن، پیچیدهتر از صرفا توسعه ظرفیت تولید برق پاک است. به گزارش آژانس بینالمللی انرژی، پرتغال در بخش تولید برق توانسته سهم انرژیهای تجدیدپذیر را به حدود ۸۰ درصد برساند و در برخی سالها حتی وابستگی به زغالسنگ را بهطور کامل حذف کند. در همین حال، شدت کربن برق این کشور نیز به حدود ۷۰ تا ۸۰ گرم دیاکسیدکربن به ازای هر کیلوواتساعت رسیده است؛ رقمی که بهطور قابلتوجهی پایینتر از میانگین اروپایی است.
با این حال، این پیشرفت در بخش تولید برق به معنای تکمیل گذار انرژی نیست. سهم برق در مصرف نهایی انرژی همچنان در حدود ۳۰ درصد باقی مانده و بخش عمدهای از مصرف انرژی، بهویژه در حملونقل و گرمایش، همچنان بر پایه سوختهای فسیلی تامین میشود. در کنار این موضوع، پرتغال برای تامین نیازهای صنعتی و تولیدی خود به واردات انرژی وابسته است؛ بهطوری که سهم سوختهای فسیلی در سبد کلی مصرف انرژی این کشور همچنان در حدود ۶۰ درصد برآورد میشود.
یکی از مهمترین چالشهایی که تجربه پرتغال برجسته میکند، مساله شبکه برق است. رشد سریع ظرفیت خورشیدی و بادی باعث شده شبکه انتقال و توزیع به گلوگاه اصلی تبدیل شود. در برخی مناطق، ظرفیت اتصال پروژههای جدید عملا به سقف خود رسیده است. این وضعیت نشان میدهد که در گذار انرژی، شبکه نه یک زیرساخت پشتیبان، بلکه عنصر تعیینکننده سرعت تحول است. در واقع، حتی در شرایطی که تولید برق پاک به سرعت افزایش مییابد، بدون توسعه همزمان شبکه و افزایش انعطافپذیری آن، بخشی از این ظرفیت بلااستفاده باقی میماند.
در بخش گاز طبیعی نیز روند مشابهی دیده میشود. کاهش تدریجی مصرف گاز در تولید برق و برخی بخشهای صنعتی، باعث شده زیرساختهای موجود با مازاد ظرفیت مواجه شوند. در چنین شرایطی، هزینههای ثابت شبکه میان تعداد کمتری از مصرفکنندگان تقسیم میشود و همین موضوع میتواند به افزایش تعرفهها و کاهش کارآیی اقتصادی منجر شود. این مساله نشان میدهد که مدیریت گذار انرژی، تنها به توسعه فناوریهای جدید محدود نیست، بلکه نیازمند برنامهریزی برای مدیریت زیرساختهای قدیمی نیز هست. در حوزه قیمتگذاری انرژی، تجربه پرتغال نشان میدهد که پیچیده شدن ساختار تعرفهها و افزودن هزینههای غیرمرتبط به قیمت نهایی انرژی، میتواند سیگنالهای اقتصادی را مخدوش کند. در برخی موارد، اختلاف میان قیمت برق و گاز به گونهای شکل گرفته که انگیزه اقتصادی برای تغییر رفتار مصرفی کاهش یافته است. این موضوع اهمیت شفافیت در قیمتگذاری و نزدیک بودن آن به هزینههای واقعی تولید و توزیع را برجسته میکند؛ موضوعی که مستقیما بر تصمیمهای سرمایهگذاری و مصرف اثر میگذارد. از منظر اجتماعی نیز این گذار بدون چالش نبوده است. حتی در اقتصادی با سطح توسعهیافتگی بالا، حدود ۱۵ تا ۱۶ درصد خانوارها با مشکل تامین هزینههای انرژی مواجه هستند. این واقعیت نشان میدهد که گذار انرژی اگر بدون سیاستهای مکمل اجتماعی و بهینهسازی مصرف پیش برود، میتواند به تشدید فشار بر گروههای آسیبپذیر منجر شود. بنابراین، سیاستهای انرژی در کنار اصلاح قیمتها، نیازمند مداخلات هدفمند در حوزه ساختمان، بهرهوری انرژی و حمایت اجتماعی هستند.
در کنار این تحولات، تجربه پرتغال نشان میدهد که گذار انرژی میتواند به یک سیاست صنعتی فعال نیز تبدیل شود. سرمایهگذاری در زنجیره ارزش فناوریهای مرتبط با انرژی پاک، از جمله تجهیزات بهرهوری انرژی و فناوریهای تولید برق تجدیدپذیر، این امکان را فراهم کرده که انرژی از یک بخش صرفا زیرساختی به یک موتور رشد صنعتی تبدیل شود. این تغییر رویکرد نشان میدهد که انرژی و صنعت در چنین گذارهایی بهطور مستقیم به هم متصل هستند و سیاستگذاری موفق نیازمند نگاه یکپارچه به این دو حوزه است.
در مجموع، تجربه پرتغال نشان میدهد که گذار انرژی یک فرآیند چندبعدی و بههمپیوسته است. افزایش سهم انرژیهای پاک تنها یکی از اجزای این مسیر است و بدون اصلاح همزمان در شبکه، الگوی مصرف، سازوکارهای قیمتگذاری و ساختار نهادی، این تحول ناقص باقی میماند. به همین دلیل، این تجربه میتواند به عنوان الگویی قابل تأمل برای کشورهایی مانند ایران مورد توجه قرار گیرد؛ کشورهایی که با وجود ظرفیتهای قابلتوجه در حوزه انرژی، با چالشهایی مشابه در زمینه وابستگی به سوختهای فسیلی و ناکارآمدی ساختاری مواجه هستند.