سال نفسگیر زیستبوم
ما در سالی زیستیم که به سختی میتوان در آن رنگ و بویی از ماهیت واقعی اقتصاد دیجیتال پیدا کرد؛ صنعتی که در کمال ناباوری، نزدیک به ۵۰ روز از سال، یعنی به طور میانگین یک روز قطعی کامل در هر هفته، را در تاریکی مطلق و انزوای شبکهای به سر برد و نشان داد که چگونه میتوان شریانهای حیاتی یک اقتصاد مبتنی بر اینترنت را با دستاندازهای تصمیمسازی مسدود کرد. اقتصاد دیجیتال ایران امروز در نقطهای تاریخی ایستاده است که با تضادهای بنیادین و ساختاری دستوپنجه نرم میکند. در نگاه نخست و از منظر سیاستگذاران، آمارهای اسمی تراکنشهای مالی، راهاندازی سامانههای دولتی و توسعه برخی زیرساختهای فیزیکی و هوش مصنوعی، نمایی فریبنده از رشد را به تصویر میکشند.
اما در لایههای عمیقتر این کوه یخ، بحرانهایی در حال رسوب کردن است که موجودیت این اکوسیستم را به طور جدی تهدید میکند. خروج گسترده و نگرانکننده سرمایههای انسانی، انسداد کامل مسیرهای ورود به بازار سرمایه و پافشاری خستگیناپذیر بر سیاستهای محدودکننده در دسترسی به جریان آزاد اطلاعات، پایداری این زیستبوم را با تردیدهایی فراتر از چالشهای مقطعی مواجه کرده است. اخبار و تحرکاتی که در روزهای پایانی سال ۱۴۰۳ مخابره میشدند، چشماندازی نسبتا روشن و خوشبینانه را برای ۱۴۰۴ ترسیم کرده بودند؛ تا جایی که بسیاری از تحلیلگران گمان میکردند امسال، سال شکوفایی و بلوغ نهایی اقتصاد دیجیتال در بازار سرمایه خواهد بود. یک مجموعه نامآشنا و پیشرو در حوزه خردهفروشی آنلاین، یک پلتفرم بزرگ تبلیغاتی و یک اپاستور بومی توانسته بودند از سدهای سختگیرانه پذیرش در بورس و فرابورس عبور کنند.
اکوسیستم نوآوری بیصبرانه در انتظار زنگ عرضه اولیه (IPO) آنها بود، اما هرچه از روزهای ابتدایی سال فاصله گرفتیم، این امیدها در سایه سنگین ابهامات اقتصادی و امنیتی رنگ باخت. شدت این فرسایش تا جایی پیش رفت که بنیانگذار پلتفرم پیشگام حوزه آگهیهای آنلاین، پس از ماهها کشمکش فرساینده، برای مدتی تصمیم گرفت عطای حضور در بازار سرمایه را به لقایش ببخشد؛ اگرچه بعد گفته شد مشکلات حل شده، اما تا امروز خبری از پذیرش این شرکت در بورس منتشر نشده است. یکی دیگر از نقاط تاریک اقتصاد دیجیتال در سال گذشته، قطعیهای اینترنت بود که یکی پس از دیگری رکوردهای تاریک پیشین را جابهجا کرد. ابعاد این خسارت که برخی از مدیران اکوسیستم آن را از جنگ هم خسارتبارتر میدانند، به قدری وسیع و همهجانبه است که ترکشهای آن به سرعت در صورتهای مالی خود را نشان داد.
به عنوان نمونه، درآمد یکی از پلتفرمهای تاکسی اینترنتی در اسفند ماه به سطحی پایینتر از ۲۰ ماه گذشته سقوط کرد؛ یک عقبگرد تاریخی که زنگ خطر را برای تمامی کسبوکارها به صدا درآورد. اینترنت، شاهرگ حیاتی و بستر تنفس اقتصاد دیجیتال است و تخصیص قطرهچکانی و گزینشی آن، هیچ دردی از صنعت دوا نمیکند. زمانی که پایداری شبکه تضمین نشود، توسعه متوقف شده و شرکتها برای کنترل هزینهها چارهای جز تعدیلهای گسترده نیروی کار ندارند. اخراج و بیثباتی شغلی سرمایههای انسانی، تنها به سرخوردگی فردی ختم نمیشود، بلکه آینده این صنعت را منهدم میکند. متخصصانی که افق روشنی برای امنیت شغلی خود متصور نیستند، مهاجرت را بر ماندن و ساختن در این شرایط فرسایشی ترجیح میدهند. آمارهای غیررسمی هم حکایت از خسارتهای چندمیلیون دلاری به ازای هر روز قطعی اینترنت دارند؛ اعدادی که جبران آنها در شرایط فعلی اقتصاد، عملا غیرممکن است.
نگاهی به سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی (GDP) شاید تاملبرانگیزترین بخش این تراژدی در سال ۱۴۰۴ باشد. در اواخر دهه نود، چشمانداز سیاستگذاریها بر این بود که سهم این حوزه تا سال ۱۴۰۴ به مرز ۱۰ درصد از تولید ناخالص ملی برسد. اما با نزدیک شدن به این سررسید، نه تنها این هدف محقق نشد، بلکه افق زمانی آن به سال ۱۴۰۷ موکول شد. آمار منتشر شده از سوی معاونت وزارت ارتباطات در سال گذشته هم پرده از واقعیتی تلختر برداشت. ما در سال ۱۴۰۴ نه تنها درجا نزدیم، بلکه با کاهش سهم اقتصاد دیجیتال، یک عقبگرد را تجربه کردیم. در چنین اتمسفر غبارآلودی، وضعیت سرمایهگذاری خطرپذیر نیز تعریفی نداشت. سرمایه ذاتا ترسو است و به سرعت از محیطهای پرابهام فرار میکند. اگرچه سال ۱۴۰۳ به واسطه دو خرید بزرگ پلتفرمی، شاهد یک رشد مقطعی ۵ برابری در حجم سرمایهگذاری بودیم، اما در سال گذشته، اخبار مربوط به جذب سرمایه و خروج موفق در اکوسیستم نوآوری به ندرت به گوش رسید.
در غیاب مطلق سرمایهگذاری خارجی، سرمایهگذاران داخلی نیز که با حسن نیت وارد این عرصه شده بودند، با برخوردهای سلبی و بیمهریهای متعدد، مجبور به توقف فعالیت یا تغییر استراتژی شدند. خروج کامل و واگذاری تمام سهام پرتفوی یکی از هلدینگهای باسابقه و شناختهشده که در یک دهه گذشته نقشی کلیدی در رشد کسبوکارهای آنلاین داشت و تقسیم سود آن میان سهامداران، سیگنالی واضح از پایان دوران خوشبینی در سرمایهگذاری جسورانه بود. علاوه بر تمامی این مشکلات، تورم افسارگسیخته در صنعت ارتباطات نیز به عنوان یک آژیر خطر به صدا درآمده است. ثبت رکوردشکنی بیسابقه در تورم نقطهبهنقطه بخش ارتباطات در حداقل دو دهه اخیر، نشان میدهد که فارغ از مساله کیفیت و دسترسی شبکه، هزینه اولیه اتصال به اینترنت برای شهروندان به شدت افزایش یافته است.وقتی این مساله را در کنار جهش خیرهکننده قیمت تجهیزات قرار میدهیم، جایی که برای خرید یک تلفن همراه پایینرده باید بیش از ۲۰میلیون تومان هزینه کرد، عمق فاجعه نمایانتر میشود.
این ترکیب میتواند در آیندهای نزدیک منجر به کاهش شدید دسترسیپذیری پلتفرمها شود. زمانی که بخش بزرگی از جامعه توانایی ارتقای سختافزار یا تامین هزینههای ارتباطی را نداشته باشد، توسعه بازار متوقف شده و پلتفرمها توجیه اقتصادی و منابع مالی لازم برای توسعه ویژگیهای جدید و حفظ کیفیت خدمات خود را از دست میدهند. البته سرنوشت اقتصاد دیجیتال در سال گذشته تماما با رنگهای تیره نقاشی نشده بود. تا پیش از تشدید بحرانهای ژئوپلیتیک در اسفندماه، شاهد رونق و استقبال چشمگیر سرمایهگذاران خرد از ابزارهای تامین مالی جمعی بودیم؛ ابزاری که آهستهآهسته در حال باز کردن جای خود در فرهنگ سرمایهگذاری کشور است. صدور مجوز برای نخستین «نئواینشورنس» در ایران نیز از معدود اخبار امیدوارکنندهای بود که نویدبخش شکلگیری خدمات نوآورانه در صنعتی است که سالهاست جای خالی تحول دیجیتال در آن احساس میشود.
همچنین آغاز عرضه اوراق توسعه فناوری در سال گذشته، گامی مثبت ارزیابی میشود که در صورت استمرار، میتواند به عنوان یک مسیر جایگزین برای تامین مالی کسبوکارهای نوآور عمل کند.
اما اگر بخواهیم در یک نگاه کلان برآیند این تحولات را رسم کنیم، بیراه نیست اگر بگوییم در سال ۱۴۰۴، واژه اقتصاد دیجیتال در ایران از معنای خود تهی شد. به نظر میرسد در دالانهای تصمیمسازی، هنوز این باور سنتی حاکم است که وجود این کسبوکارها، یک امر فانتزی است و ارتباطی با شریانهای حیاتی زندگی روزمره مردم ندارد. وجود شکافهای عمیق نسلی و شناختی میان سیاستگذاران ارشد و واقعیتها، باعث شده تا درک ملموسی از تاثیر ویرانگر قطعی اینترنت بر معیشت صدها هزار نفر فعال این حوزه وجود نداشته باشد. سران سه قوه از یک سو با مدیران کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال جلسه میگذارند و از سوی دیگر اینترنت را برای مدتی طولانی قطع میکنند. این در حالی است که اختلال در ارتباطات، زندگی و درآمد قشر عظیمی از نیروی کار متخصص را به گروگان میگیرد؛ آن هم در شرایطی که شاخصهای اقتصاد کلان در وضعیت هشدار قرار دارند و فشارهای تورمی، تابآوری جامعه را برای گذران یک زندگی معمولی به حداقل رسانده است.
اقتصاد مبتنی بر نوآوری، نیازمند یک تصمیم استراتژیک و شجاعانه است یا باید با پذیرش الزامات توسعه، دست از محدودیتهای بیحاصل و گاهوبیگاه برداشت یا با ادامه روند فعلی، منتظر روزی بود که خطای ۴۰۴، نه فقط بر روی صفحات وب، که بر سرتاسر ساختار اقتصاد دیجیتال ایران نقش ببندد.
* فعال استارتآپی