رمزگشایی از سکوت سیاستمداران آمریکا در برابر محاصره دریایی بنادر ایران/ تصمیم پرخطری که بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک قرن خواهد بود

درحالی که جهان با نفس‌های حبس ‌شده، پیامدهای محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران را رصد می‌کند، یک پرسش بنیادین در محافل تحلیلگری جهانی طنین‌انداز است: چرا سیاستمداران عاقل و نخبگان استراتژیک امریکا، در برابر این مسیر پرخطر که می‌تواند اقتصاد جهانی را به لبه پرتگاه بکشاند، سکوت اختیار کرده‌اند

 وقتی مذاکرات اسلام‌آباد به بن‌بست رسید و تنها راهکار تهاجمی امریکا، محاصره دریایی انتخاب شد، مشخص گردید که واشنگتن از «مدیریت بحران» به سمت «تولید بحران» حرکت کرده است.

این حرکت، نه یک حرکت حساب ‌شده، بلکه یک اشتباه تاکتیکی است که از لایه‌های عمیق‌تر سیاست خارجی نشأت می‌گیرد.

اولین دلیل این بی‌ثباتی، پدیده تنگنای تصمیم‌گیری است. سیاستمداران امریکایی در میان دو خطر گیر کرده‌اند: پذیرش شکست در دیپلماسی یا پذیرش پیامدهای ویرانگر یک جنگ اقتصادی. در ساختار قدرت فعلی، پذیرش اینکه مذاکره بهتر از محاصره است، به معنای ضعف استراتژیک تلقی می‌شود. بنابراین، آنها ترجیح می‌دهند در مسیر اشتباه بمانند تا اینکه با پذیرش شکست در میز مذاکره، وجهه قدرت خود را فدای عقلانیت کنند. این یعنی غرور سیاسی بر خرد استراتژیک غلبه کرده است.

دوم، تضاد میان گروه‌های قدرت در واشنگتن است. درحالی که نخبگان اقتصادی از وقوع یک بحران جهانی در زنجیره تامین انرژی و تجارت دریایی آگاهند، اما گروه‌های سختگیر که امنیت را تنها در تقابل می‌بینند، چرخ‌دنده‌های تصمیم‌گیری را به سمت درگیری می‌رانند. این شکاف باعث می‌شود که تحلیل‌های منطقی درباره اثرات دومینویی محاصره، در لایه‌های زیرین قدرت دفن شود.

سوم، نادیده گرفتن واقعیت‌های ژئوپلیتیک جدید است. محاصره بنادر جنوبی ایران، صرفا یک فشار بر ایران نیست، بلکه ضربه‌ای به امنیت انرژی و ثبات بازارهای جهانی است. 

سیاستمداران عاقل می‌دانند که این اقدام، اقتصاد خودِ امریکا و متحدانش را نیز دچار بحران خواهد کرد، اما درگیر یک «پارادوکس استراتژیک» شده‌اند: آنها می‌خواهند با اعمال فشار، قدرت را نشان دهند، اما نمی‌دانند که این فشار، سیستم جهانی را که خود از آن تغذیه می‌کند، متلاشی خواهد کرد. درنهایت، سکوت سیاستمداران عاقل نشان‌دهنده یک بحران ساختاری در مدیریت بحران‌های بین‌المللی است. وقتی ابزارهای سیاسی از حل مساله به نمایش قدرت تغییر ماهیت می‌دهند، عقلانیت به یک مفهوم تزیینی تبدیل می‌شود. محاصره دریایی بنادر ایران، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت اهدافی را دنبال کند، اما در بلندمدت، بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک قرن خواهد بود؛ جایی که در آن، پیروزی بر یک رقیب، به قیمت فروپاشی نظم اقتصادی جهانی تمام خواهد شد، چیزی که عقلای سیاسی و اقتصادی جهان از اینک متوجه آن شده و صبوری و تاب‌آوری ایران باعث شکست حریف او خواهد شد و امریکا در این مرحله باید بین خود و موجودیت اسراییلی که پای آن را به این گرداب کشیده یکی را انتخاب کند.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.