احمدی نژاد کجاست؟/ آخرین وضعیت سلامتی رئیس جمهور سابق به روایت امیری فر
۱۶ سال پیش و زمانی که در سفر به کشور قطر، احتمال حملات اسرائیل به کشور را رد میکرد و میگفت: «بهدلیل اقدامات تلافیجویانه ایران، در "عالم واقع، زمینه اجرایی" حمله به کشور وجود ندارد»، شاید تصور نمیکرد که روزی خواهد رسید که تهران و تلآویو، به همراهی آمریکا، وارد نبرد سنگین نظامی شوند که ترکش آن حتی متوجه خانه او هم شود.
صحبت درباره محمود احمدینژاد، رئیس دولتهای نهم و دهم است؛ مردی که از همان روزهای نخست سال ۸۴ که وارد پاستور شد و بر مسند ریاستجمهوری نشست، شعارها و دیدگاههای تندی را علیه اسرائیل و موضوع هولوکاست مطرح میکرد. به بیان دیگر، تا پیش از آنکه احمدینژاد در رقابت با آیتالله هاشمی رفسنجانی پیروز شود، ایران و اسرائیل مناسبات سازشی با یکدیگر نداشتند و فضای میان تهران و تلآویو عمدتاً در سطح تنشهای لفظی دنبال میشد؛ اما روی کار آمدن دولت بهار به ریاستجمهوری احمدینژاد، سرآغاز فصل جدید و مهمی در روابط ایران و اسرائیل شد؛ فصلی که در دهه هشتاد با ترور مقامات و دانشمندان زیادی همراه بود و در سالهای اخیر نیز به نبردهای مستقیم ایران و اسرائیل و حتی آمریکا گره خورده است.
از شایعه ترور تا حمله به میدان ۷۲ نارمک
اما فارغ از آنکه سیاستورزی رئیس دولت بهار در طی این سالها چه تغییر و تحولاتی داشته که منجر به سهگانه ردصلاحیت او در انتخابات پاستور شد، موضوع سکوت او و فاصله گرفتن از دیدگاههایش درباره اسرائیل است. او که روزی اسرائیل را «لکه ننگی» میخواند که باید از صفحه روزگار محو شود یا هولوکاست را افسانه میدانست، در زمانهایی که انتظار میرفت مواضع صریحتری درباره حمله تلآویو به تهران بگیرد، به صدور بیانیهای اکتفا کرده است؛ مانند حمله سپاه پاسداران به اسرائیل در بهار سال ۱۴۰۳ در پی حمله این رژیم به کنسولگری ایران در دمشق که گفته بود: «هر کشوری به سایر کشورها غیرقانونی حمله کند، باید پاسخ آن را دریافت کند و این حق کشوری است که مورد تهاجم قرار گرفته است.»
او حتی در جنگ ۱۲ روزه، که مواضع سیاسیون با چاشنی تهییج و چالش همراه بود، به یک بیانیه کوتاه چندخطی و تسلیت شهادت فرماندهان بسنده کرد و نوشت: «اینجانب ضمن محکوم کردن این تهاجمات و درخواست توقف فوری آنها، شهادت این فرماندهان، نیروها و دانشمندان را به خانوادههای آنان و ملت بزرگ و شریف ایران تسلیت عرض میکنم.» در آن زمان شایعه ترور احمدینژاد نیز منتشر شده بود که سایت دولت بهار، رسانه نزدیک به او، آن را تکذیب کرد.
معجزه هزاره سوم که روزگاری خود را در صف اول «مقاومت در برابر صهیونیسم» معرفی میکرد، در فاصله جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان نیز سخنی درباره تحریکات اسرائیل علیه ایران بیان نکرد تا آنکه در ۹ اسفندماه مورد هدف ترور رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار گرفت. هرچند که ابتدا برخی از خبرگزاریها مدعی شهادت او در حمله به میدان ۷۲ نارمک شدند، اما این خبر تکذیب شد و سپس اعلام شد که تنها محافظانش به شهادت رسیدهاند.
احمدینژاد کجاست؟
اما نکته مهم این است که از زمان انتشار خبر رئیس دولت بهار تا به امروز، نهتنها عکسی از او منتشر نشده است، بلکه بهجز صدور دو بیانیه در پی شهادت رهبر انقلاب و انتخاب آیتالله مجتبی خامنهای به رهبری انقلاب، هیچ واکنش دیگری به شهادت مقامات نظامی و سیاسی و مردم غیرنظامی نداشته است. حال این روزها سؤالهای زیادی درباره وضعیت سلامتی او مطرح شده و افکار عمومی میپرسد که احمدینژاد کجاست؟
حجتالاسلام عباس امیریفر، فعال سیاسی اصولگرا و مشاور سابق احمدینژاد که راهش را از او جدا کرده است، در گفتوگویی با خبرگزاری خبرآنلاین درباره آخرین خبر از رئیسجمهور پیشین بیان کرد: «کمابیش از دوستان که سؤال کردیم، گفتند به مسافرت رفته تا آقای مشایی را ببیند، ولی یک ویلای شخصی دارد که معمولاً به آنجا میرود.»
وی درباره وضعیت سلامتی احمدینژاد گفت: «اتفاقی برای او نیفتاده و فقط کمی دچار موج انفجار شده و پایش نیز آسیب دیده بود، اما دوستانش گفتند که مشکلی ندارد.»
امیریفر درباره نحوه ترور رئیس دولت بهار نیز خاطرنشان کرد: «خود خانه هدف حمله نبوده و اسرائیل و آمریکا به گیت محافظان که سر کوچه قرار داشت حمله کرده بودند و سه نفر از پاسداران به شهادت رسیدند.»
این چهره سیاسی اصولگرا درباره سکوت احمدینژاد نسبت به ترور مقامات و شهادت مردم غیرنظامی گفت: «خیر، علت خاصی ندارد. احمدینژاد یک روز شلوغ میکند، یک روز سکوت میکند. اصلاً مشخص نیست چگونه است و نمیشود روی او حساب کرد. البته برای شهادت رهبری و انتخابات رهبر سوم انقلاب، بیانیهای صادر کرد، اما بعد از آن دیگر خبری از ایشان منتشر نشد. احتمالاً برای آنکه جایی که حضور دارد شناسایی نشود، مخفی شده است.»
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.