آسیب‌پذیری اشتغال زنان + فایل صوتی

چرا اشتغال زنان حساسیت بیشتری به شرایط اقتصادی نشان می‌دهد؟

حساسیت بالای اشتغال زنان به نوسانات اقتصادی تنها ناشی از نوع قراردادها نیست، بلکه ریشه در ساختار تقاضای نیروی کار و ماهیت مشاغلی دارد که زنان در آنها حضور دارند. زنان معمولا در مشاغلی با امنیت شغلی پایین‌تر، موقت و پاره‌وقت فعالیت می‌کنند که در شرایط رکود، اولین گزینه‌های تعدیل محسوب می‌شوند. اما تحلیل عمیق‌تر آمارهای پاییز۱۴۰۴ پدیده‌ای پیچیده‌تر را آشکار می‌کند. برخلاف انتظار، درحالی‌که بخش خدمات به‌عنوان تنها بخش رو به‌ رشد در این فصل با افزایش ۵۲هزار نفری اشتغال همراه بوده است، اشتغال زنان در همین بخش بیش از ۱۶۱هزار نفر کاهش یافته است. چرا در بخشی که فرصت‌های شغلی جدید ایجاد شده، زنان جایگاه خود را از دست داده‌اند؟ پاسخ به این سوال در ترکیب و کیفیت مشاغل جدید نهفته است. در شرایط بی‌ثباتی اقتصادی و تشدید تنش‌ها (مانند جنگ ۱۲روزه، قطعی اینترنت و تنش‌های سیاسی)، بنگاه‌های خدماتی برای کاهش ریسک و هزینه‌ها، به سمت بازسازی نیروی انسانی خود حرکت کرده‌اند.

مشاغل خدماتی جدیدی که در این فصل ایجاد شده‌اند، احتمالا در حوزه‌هایی بوده‌اند که نیازمند ساعت کاری طولانی، حضور فیزیکی تمام‌وقت یا شرایط سخت‌کاری است که به‌دلیل مسوولیت‌های مراقبتی و خانگی، زنان توانایی یا اجازه حضور در آنها را ندارند. از سوی دیگر، بسیاری از مشاغل خدماتی که زنان در آنها مشغول بودند (مانند آموزش و پرورش خصوصی، خدمات اداری سبک، یا کسب‌وکارهای اینترنتی خانگی) به‌دلیل قطعی‌های مکرر اینترنت و کاهش قدرت خرید خانوارها، بیشترین آسیب را دیده و حذف شده‌اند. بنابراین، حتی در بخشی روبه‌رشد، فرصت‌ها به نفع مردانی توزیع شده که انعطاف‌پذیری کمتری برای حضور در شیفت‌های طولانی دارند؛ اما امنیت شغلی بالاتری در نگاه کارفرمایان محسوب می‌شوند. زنان در این معادله، قربانی تغییر ساختار تقاضا به سمت مشاغلی شده‌اند که با شرایط اجتماعی و خانوادگی آنها سازگار نیست.

تبعات رشد بیکاری در زنان؛ از معاش روزمره تا سرمایه انسانی

افزایش بیکاری و خروج زنان از بازار کار تبعات گسترده‌ای دارد که در کوتاه‌مدت و بلندمدت زندگی آنها و جامعه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. در کوتاه‌مدت، مهم‌ترین تاثیر بر معاش و سلامت روان و جسم زنان است. از دست دادن درآمد مستقل، قدرت چانه‌زنی زنان در خانوار را کاهش داده و آنها را در معرض خطر فقر و وابستگی اقتصادی قرار می‌دهند. با توجه به تورم و کاهش درآمد خانوارها، فقدان درآمد زنان، به معنای کاهش شدید کیفیت تغذیه و دسترسی به امکانات بهداشتی اولیه برای خود و فرزندانشان است. همچنین، بیکاری و ناامیدی ناشی از خروج اجباری از بازار کار با افزایش استرس، اضطراب و افسردگی در زنان همبستگی مستقیم دارد. کاهش مشارکت اقتصادی زنان و تبدیل شدن آنها به جمعیت غیرفعال، نه تنها آنها را از منابع اجتماعی محروم می‌کند، بلکه عزت‌نفس و جایگاه اجتماعی آنها را خدشه‌دار می‌کند.

در بلندمدت، این وضعیت، تصمیمات زنان را برای سرمایه‌گذاری بر روی سرمایه انسانی خود تغییر می‌دهد. وقتی زنان با بازار کار ناامن و پر از نابرابری مواجه می‌شوند که حتی در بخش‌های روبه‌رشد نیز جایی برای آنها نیست، انگیزه خود را برای ادامه تحصیلات عالی یا کسب مهارت‌های تخصصی از دست می‌دهند. آنها ممکن است دریافت کنند که بازدهی تحصیل در بازار کار برای آنها کمتر از مردان است؛ بنابراین، ممکن است از ورود به رشته‌های دانشگاهی صرف‌نظر کنند. همچنین، کاهش درآمد مانع از دسترسی زنان به مراقبت‌های بهداشتی پیشگیرانه می‌شود که به کاهش سلامت نیروی کار آینده منجر خواهد شد. این چرخه معیوب باعث می‌شود که نسل بعدی نیز از مزایای داشتن مادرانی تحصیل‌کرده و سالم محروم بماند.

اقدامات سیاستی برای مقابله با بحران؛ اولویت‌ها و راهکارها

برای مدیریت این بحران و جلوگیری از تشدید آن در فصول آینده، سیاستگذار باید با رویکردی فعال و هدفمند وارد عمل شود. اقدامات باید در دو سطح کوتاه‌مدت و بلندمدت و با تمرکز بر متغیرهای کلیدی طراحی شوند. در کوتاه‌مدت، اولویت اصلی باید حفظ مشاغل موجود و حمایت از معیشت زنان باشد. سیاست‌های حمایتی مانند یارانه دستمزد یا معافیت‌های بیمه‌ای برای کارفرمایانی که زنان را استخدام می‌کنند، می‌تواند از تعدیل نیرو جلوگیری کند. با توجه به آسیب‌پذیری مشاغل خدماتی زنان در برابر قطعی اینترنت، تضمین پایداری زیرساخت‌های دیجیتال برای کسب‌وکارهای کوچک و خانگی زنان ضروری است. همچنین، ایجاد صندوق‌های بیمه‌ای خاص برای زنان شاغل در مشاغل موقت و خانه‌دار، امنیت شغلی آنها را در برابر شوک‌های اقتصادی افزایش می‌دهد.

در بلندمدت، تمرکز باید بر اصلاح ساختار بازار کار و افزایش مهارت زنان باشد. سیاستگذار باید برای کاهش شکاف جنسیتی در دسترسی به منابع مالی و وام‌های اشتغال‌زایی گام بردارد. آموزش‌های فنی و حرفه‌ای متناسب با نیاز بازار، به‌ویژه در بخش‌های تکنولوژی و خدمات پیشرفته، می‌تواند توانمندی زنان را افزایش دهد و آنها را برای مشاغل با پایداری بیشتر آماده کند. علاوه بر این، توسعه خدمات مراقبتی (مانند مهدکودک‌های یارانه‌ای) می‌تواند بار مسوولیت‌های خانگی را از دوش زنان بردارد و امکان حضور پایدار آنها را در بازار کار فراهم کند. در نهایت، متغیر «ثبات اقتصادی» و «اطمینان در محیط کسب‌وکار» مهم‌ترین پیش‌شرط برای تمامی این اقدامات است. بدون کاهش تنش‌های سیاسی و رفع موانع تولید مانند ناترازی انرژی و قطعی اینترنت، هیچ سیاست اشتغالی پایداری وجود نخواهد داشت. سیاستگذار باید با ایجاد فضای امن برای سرمایه‌گذاری، به بنگاه‌ها اطمینان دهد که نیروی انسانی، به‌ویژه زنان، سرمایه‌ای مولد و قابل اتکاست، نه هزینه‌ای قابل حذف در روزهای سخت اقتصادی.

*   عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی

سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید:

حجم فایل صوتی:12.39M | مدت زمان فایل صوتی :00:09:01