مذاکرات

گزارش اکسیوس درباره تلاش برای آتش‌بس ۴۵ روزه را باید در چارچوب یک منطق آشنای روابط بین‌الملل فهم کرد. ما با یک فرصت صلح روبه‌رو نیستیم، بلکه بیشتر با یک لحظه اضطراری طرفیم که همه بازیگران می‌دانند اگر همین حالا تصمیم نگیرند، ممکن است کنترل اوضاع از دست برود. نه صلح در راه است و نه جنگ به‌سادگی ادامه‌پذیر. آنچه شکل گرفته، یک وضعیت موازنه‌سازی تحت فشار است. سه بازیگر اصلی (ایران، آمریکا و اسرائیل) به نقطه‌ای رسیده‌اند که هزینه‌های ادامه جنگ رو به افزایش است، اما هزینه‌های امتیاز دادن نیز همچنان بالاست. در چنین شرایطی، آتش‌بس نه یک هدف، بلکه یک ابزار برای بازتنظیم موازنه است. طرح آتش‌بس ۴۵ روزه، اگر محقق شود، کارکردی کلاسیک خواهد داشت و موجب توقف موقت درگیری برای جلوگیری از عبور از آستانه تشدید، خرید زمان برای بازتعریف اهداف سیاسی و سنجش نیت و ظرفیت طرف مقابل خواهد شد. به بیان دقیق‌تر، این آتش‌بس بخشی از مدیریت بحران است، نه حل بحران.

دو مؤلفه اصلی مطرح در طرح آتش‌بس (تنگه هرمز و اورانیوم با غنای ۶۰درصد) نشان می‌دهد که ایران در حال استفاده از الگوی موازنه نامتقارن است. یعنی بهره‌گیری از اهرم‌های ژئوپلیتیک و هسته‌ای برای جبران عدم تقارن نظامی. در مقابل، آمریکا با ترکیب فشار زمانی (ضرب‌الاجل) و تهدید نظامی زیرساخت‌ها، به‌دنبال ایجاد موازنه از طریق اجبار است. ایران به‌دلیل تجربه‌های پیشین، آتش‌بس بدون تضمین را ناپایدار می‌داند و آن را در چارچوب توقف تاکتیک دشمن تفسیر می‌کند. در مقابل، آمریکا نیز بدون دریافت امتیازهای قابل‌سنجش، حاضر به ارائه تضمین معتبر نیست. این همان بن‌بست کلاسیک معمای تعهد است.

سناریوهای محتمل:

۱. آتش‌بس محدود: در صورت تبادل امتیازات حداقلی و شکل‌گیری نوعی موازنه شکننده

۲. شکست مذاکرات: در صورت پافشاری طرفین بر حداکثر‌خواهی و فعال شدن گزینه نظامی

۳. آتش‌بس فرسایشی: توافق موقت با تمدیدهای پیاپی، بدون دستیابی به راه‌حل نهایی

نکته راهبردی

احتمال آتش‌بس به صورت حداقلی وجود دارد، اما نه به‌عنوان مقدمه صلح پایدار. این آتش‌بس در صورت تحقق، بیشتر یک مکانیسم تنظیم موازنه خواهد بود تا یک نقطه پایان. در واقع، پایان جنگ زمانی ممکن می‌شود که موازنه هزینه‌ها و منافع برای هر سه بازیگر اصلی و محورهای پیرامونی آنها به‌گونه‌ای تغییر کند که تداوم جنگ از پذیرش توافق پرهزینه‌تر شود. تا آن زمان، هر آتش‌بس صرفا یک وقفه در دل یک رقابت راهبردیِ حل‌نشده است.

*   پژوهشگر روابط بین‌الملل