تعلل در سیاستگذاری

هدف این رویکرد صرفا افزایش حجم معاملات نیست، بلکه توزیع تدریجی شوک‌های خبری، کاهش جهش‌های قیمتی، افزایش دسترسی عادلانه و هم‌نوا شدن بازارها با ریتم اقتصاد جهانی است. در مقابل، بورس تهران و فرابورس ایران همچنان بازارهایی «روزانه، کوتاه و بسته» باقی مانده‌اند؛ شکافی که فراتر از یک تصمیم ساده مدیریتی، ریشه در فلسفه حکمرانی بازار و مجموعه‌ای از ملاحظات فنی، نهادی و اقتصادی دارد.

تفاوت زمانی بورس تهران با سایر بازارهای جهانی صرفا اختلافی عددی نیست، بلکه بازتابی از تفاوت در «فلسفه بازار» است. نخست، انزوای ساختاری بازار سرمایه ایران نقش مهمی ایفا می‌کند. بورس‌های بزرگ جهان برای جذب سرمایه بین‌المللی ناگزیر به ایجاد هم‌پوشانی زمانی با سایر بازارها هستند؛ برای مثال بورس لندن روز خود را به بازارهای آسیایی متصل می‌کند و در پایان روز با بازار نیویورک تلاقی دارد و پویایی‌های قیمتی را منتقل می‌کند. در مقابل، بازار سرمایه ایران به‌دلیل محدودیت‌های ارتباطی بین‌المللی، تحریم‌ها و نبود سرمایه‌گذاران خارجی، بازاری عمدتا داخلی و بسته است و در نتیجه فشار و انگیزه‌ای جدی برای هماهنگی زمانی با بازارهای جهانی احساس نکرده است.

عامل دوم، وابستگی شدید بورس به نظام بانکی و اداری است. در ایران، بازار سرمایه به چرخه پولی درون سیستم بانکی سنتی وابسته است؛ سیستمی که همچنان با ساعات محدود برای تراکنش‌های عمده و تسویه وجوه و با منطق پردازش‌های دسته‌ای (Batch) فعالیت می‌کند. از این‌رو، بورس عملا امکان فعالیت گسترده خارج از این بازه‌ها را ندارد، چرا که زیرساخت پولی کشور قابلیت تسویه پیوسته را فراهم نکرده است. بنابراین محدودیت ساعت معاملات، تصمیمی صرفا بورسی نیست، بلکه محصول ساختار پولی و بانکی کشور به شمار می‌آید.

در کنار این موارد، فرهنگ معاملاتی و تمرکز نقدینگی نیز اهمیت دارد. در بازارهایی با عمق محدود مانند ایران که حجم واقعی معاملات پایین است، گسترش ساعات معاملات می‌تواند به رقیق شدن نقدینگی، افزایش فاصله قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش و حتی تسهیل دستکاری قیمت در ساعات کم‌عمق منجر شود. افزون بر این، بورس ایران در عمل به‌مثابه ابزاری برای مدیریت انتظارات تورمی نیز عمل می‌کند. در چنین چارچوبی، افزایش ساعات معاملات به معنای افزایش سرعت تخلیه شوک‌های خبری، تشدید نوسانات اسمی شاخص‌ها و بالا رفتن هزینه سیاسی مدیریت بازار است؛ از این رو کند نگه داشتن بازار، صرفا یک ضعف فنی یا نظارتی تلقی نمی‌شود، بلکه بخشی از معماری کنترل ثبات مالی محسوب می‌شود.

با‌این‌حال، گسترش زمان معاملات، اگر همراه با زیرساخت مناسب انجام شود، می‌تواند تحولات مهمی ایجاد کند.

نخست، کشف قیمت کارآتر خواهد شد. در وضعیت فعلی، اخبار و رویدادهای ۱۸ ساعت بسته بودن بازار، عمدتا در دقایق ابتدایی بازگشایی تخلیه می‌شوند و این امر به ایجاد شکاف‌های قیمتی و رفتارهای هیجانی در قالب صف‌های خرید و فروش می‌انجامد. افزایش ساعات معاملات اجازه می‌دهد قیمت‌ها به‌جای جهش‌های ناگهانی، به‌صورت تدریجی و منطقی با اطلاعات جدید تطبیق یابند. 

دوم، دسترسی عادلانه‌تری برای سرمایه‌گذاران خرد فراهم می‌شود؛ بسیاری از سهامداران خرد، کارمندان یا صاحبان مشاغلی هستند که در بازه ۹ تا ۱۲:۳۰ امکان رصد بازار را ندارند و طولانی‌تر شدن ساعات یا ایجاد جلسات معاملاتی عصرانه و شبانه می‌تواند تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاری را از حالت شتاب‌زده خارج کند. 

سوم، فشار بر هسته معاملات کاهش می‌یابد، چرا که یکی از دلایل اصلی اختلالات فنی، هجوم هم‌زمان سفارش‌ها در ثانیه‌های ابتدایی بازار است و توزیع این ترافیک در طول روز می‌تواند پایداری سیستم را افزایش دهد. 

با وجود این مزایا، این پرسش مطرح است که چرا ارکان بازار سرمایه ایران، از جمله نهاد ناظر، شرکت بورس و فرابورس، اقدام جدی در این زمینه انجام نمی‌دهند. پاسخ را باید در سه گره اصلی جست‌وجو کرد. 

بن‌بست فنی و فناورانه: هسته قدیمی معاملات برای کارکرد مداوم طراحی نشده و به دوره‌های خاموشی طولانی برای پردازش‌های پایان روز، تهیه نسخه‌های پشتیبان و آماده‌سازی پایگاه داده نیاز دارد. همچنین سامانه‌های پس از معاملات و سپرده‌گذاری مرکزی همچنان به‌صورت پردازش‌های دسته‌ای عمل می‌کنند و امکان تسویه هم‌زمان با معامله را ندارند. 

ریسک‌های نظارتی و امنیتی: از منظر ناظر بازار، کنترل بازار در ۳.۵ساعت به‌مراتب ساده‌تر از ۸ ساعت است و افزایش زمان معاملات مستلزم چندشیفت شدن نیروهای متخصص و افزایش هزینه‌های نظارتی است، ضمن آنکه نگرانی از تبانی بازیگران بزرگ در ساعات خلوت بازار نیز وجود دارد.  

احتمال مقاومت کارگزاری‌ها: افزایش ساعات معاملات هزینه‌های عملیاتی کارگزاری‌ها را بالا می‌برد و بدون اطمینان از پوشش این هزینه‌ها از محل کارمزدها، تمایل چندانی به این تغییر نخواهند داشت؛ هرچند کارگزاری‌هایی که در سال‌های اخیر در زیرساخت‌های خود سرمایه‌گذاری کرده‌اند، به احتمال بیشتری نگاه مثبت‌ به این تحول دارند.

البته این فرض که صرف افزایش زمان معاملات الزاما به بهبود عملکرد بازار منجر می‌شود، قابل مناقشه است. در بازاری که دامنه نوسان محدود وجود دارد و قیمت‌ها در صف‌های خرید و فروش قفل می‌شوند، حتی بازار ۲۴ساعته نیز لزوما کارآیی بیشتری ایجاد نمی‌کند. تا زمانی که دامنه نوسان اصلاح نشود و عمق بازار از طریق ورود شرکت‌های جدید و سرمایه خارجی افزایش نیابد، طولانی‌تر شدن ساعات معاملات ممکن است صرفا به خستگی معامله‌گران و افزایش فرصت برای نوسان‌گیری‌های ناسالم بینجامد. از‌این‌رو، راه‌حل را نباید در تغییرات شتاب‌زده جست‌وجو کرد. یک مسیر تدریجی سه‌مرحله‌ای می‌تواند راهگشا باشد:

۱. راه‌اندازی هسته معاملات بومی که با معماری توزیع‌شده و توان پردازش بالا، امکان فعالیت مداوم و متناسب با ویژگی‌های بازار سرمایه ایران را فراهم کند؛ پروژه‌ای راهبردی که هم‌اکنون توسط مجموعه‌ای از دانشگاهیان و شرکت‌های دانش‌بنیان در حال پیگیری است. 

۲. تفکیک بازارها و آغاز گسترش ساعات معاملات از بازارهایی با عمق بیشتر، مانند بازار درآمد ثابت و صندوق‌های طلا، و سپس انتقال نمادهای شاخص‌ساز به جلسات معاملاتی عصرانه. 

۳. ایجاد معاملات پس از بازار از طریق یک جلسه معاملاتی محدود در عصر که در آن معاملات صرفا با قیمت پایانی انجام شود؛ اقدامی که بدون فشار بر محاسبات لحظه‌ای هسته، می‌تواند نقدشوندگی را افزایش دهد. در این چارچوب، راه‌اندازی بازار TAL در بورس تهران، هرچند با منطق و الزامات متفاوت، می‌تواند در همین راستا تفسیر شود.

* مدیر پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی بورس