نظارت بر بورس در ریسکهای سیاسی
با توجه به آنچه این روزها در منطقه شاهدش هستیم، از تشدید تنشها گرفته تا پررنگشدن سیگنالهای نظامی، طبیعی است که بورس بهعنوان یک دماسنج انتظارات، سریعا واکنش نشان بدهد. در چنین شرایطی بازار وارد فازRisk-off میشود؛ یعنی اولویت اصلی سرمایهگذار «حفظ سرمایه» و نه «کسب بازدهی» است، بههمیندلیل هم هفتهای که گذشت را میتوان یکی از سختترین و پرفشارترین هفتهها برای بازار سهام دانست؛ هفتهای که در آن، حتی خبرهای خوب بنیادی هم زیر سایه ریسکهای سیستماتیک دیده نشد و تصمیمها بیشتر بر مبنای ترس و نااطمینانی گرفته شد تا تحلیل و ارزشگذاری.
در مورد بازار سهام، بهنظرم باید آن را در دو بخش دید. یک بخش، شرکتهایی هستند که حتی اگر سناریوهای سخت مثل تشدید تنش یا حتی جنگ هم رخ بدهد، بازهم در نهایت میتوانند بازدهیهای قابلتوجهی بسازند؛ چون از بنیاد قوی برخوردارند، مدل درآمدیشان روشن است، جریان نقدی دارند و نسبت به شوکها انعطافپذیرترند. اینها معمولا شرکتهایی هستند که یا قدرت قیمتگذاری دارند، یا درآمدشان تا حدی دلاری/صادراتی است، یا داراییهای واقعی و مزیت عملیاتیشان اجازه میدهد در بلندمدت دوباره به مسیر سودآوری برگردند. در چنین نمادهایی، ممکن است بازار در کوتاهمدت واکنش هیجانی نشان بدهد، اما در بلندمدت «ارزش» خودش را پیدا میکند و قیمت به سمت ارزش ذاتی حرکت میکند. در مقابل، یک دسته از شرکتها هم وجود دارند که مسالهشان صرفا ریسک بیرونی نیست؛ مساله این است که ارزشبازار و قیمت تابلو، تناسبی باکیفیت کسبوکار و ظرفیت سودسازیشان ندارد، یعنی یا بازار صرفا با هیجان آنها را بالا آورده، یا رشدشان پشتوانه بنیادی کافی ندارد، یا از منظر ارزشگذاری با واقعیتهای مالی شرکت همخوانی ندارند. در این گروه، حتی اگر فضا آرام هم شود، الزاما نمیتوان انتظار داشت رشد پایدار و منطقی اتفاق بیفتد؛ چون ریشه مشکل، داخل خود شرکت است، نه بیرون آن.
با اینحال، جمعبندی من این است که با توجه به شرایطی که امروز شاهدش هستیم، در هر سناریویی، چه تنشها ادامهدار باشد و چه فضای سیاسی به سمت ثبات حرکت کند، بازار سهام از منظر «افق بلندمدت» یکی از جذابترین گزینهها است. دلیلش هم روشن است: بورس در سالهای گذشته در بسیاری از مقاطع، نسبت به تورم و سایر بازارها عقبمانده و بخشی از شرکتها هنوز با تخفیف ارزشگذاری معامله میشوند، بنابراین اگر سرمایهگذار انتخاب درست انجام بدهد و سراغ سهمهای واقعا بنیادی برود، احتمال اینکه طی سالهای آینده بازدهی بعضی از این نمادها بهقدری چشمگیر باشد که از آن بهعنوان یک دوره درخشان یاد شود، کاملا جدی است
وظایف نهاد ناظر در دوران تنش
به نظرم نهاد ناظر وقتی تنش بالاست باید «حامی کارکرد درست بازار» باشد، نه اینکه با تصمیمهای هیجانی بازار را از کار بیندازد. نقشها را میتوان در چند محور اشاره کرد:
۱. اطمینان از کشف قیمت و نقدشوندگی: اولویت شمارهیک این است که بازار قفل نشود. نقدشوندگی یعنی سرمایهگذار بداند اگر اراده کند که خارج شود، راه خروج دارد. اگر ابزار کنترل لازم است، بهتر است از سازوکارهای هوشمند مثل Circuit Breaker و توقفهای کوتاه مبتنی بر نوسان استفاده شود، نه سیاستهایی که صفسازی را مزمن میکند.
۲. مدیریت ریسک سیستماتیک، نه سرکوب بازار: در تنشهای شدید، ریسک سیستماتیک بالا میرود؛ نهاد ناظر باید با اقدامات ریسکمحور (مثل کنترل اعتبارات، بهروزرسانی Haircut وثایق، مدیریت مارجین) جلوی «فروش اجباری زنجیرهای» و بحران تسویه را بگیرد. به تعبیر دیگر تمرکز روی سلامت زیرساخت باشد، مانند اتاق پایاپای، تسویه، کارگزاریها، صندوقها.
۳. شفافیت و اطلاعرسانی سریع و یکپارچه: در بحرانها شایعه سریعتر از تحلیل حرکت میکند. نهاد ناظر باید کانال رسمی سریع داشتهباشد: چه چیزی درست است، چه چیزی نیست، چه مقرراتی تغییر کرده و چرا این تغییرات اعمالشدهاست. همچنین الزام به افشای بهموقع(خصوصا شرکتهای درگیر زنجیره تامین/صادرات/انرژی/حملونقل) حیاتی است تا بازار بر اساس داده تصمیم بگیرد.
۴. حمایت از سازوکارهای بازارسازی، نه حمایت دستوری از قیمت: اگر قرار است حمایتی انجام شود، بهترین شکل آن تقویت بازارسازی و عمقبخشی به مظنهها و نه دستکاری قیمت یا پیامهای مبهم است. نهاد ناظر باید قواعد بازارگردانی را در بحران فعالتر، شفافتر و قابلاجرا کند (تعهد مظنه، حداقل حجم، اسپرد معقول).
۵. پیشگیری از سوءاستفاده و دستکاری: در تنشها، زمینه معاملهگری مبتنیبر اطلاعات پنهانی، شایعهسازی، افزایش و کاهش سریع قیمتها بیشتر میشود. نهاد ناظر باید نظارت بر معاملات مشکوک را تشدید کند و برخوردها را سریع و علنی (در حد مجاز) اطلاعرسانی کند تا اعتماد حفظ شود.
در مجموع، در زمان تنش، بهتر است که نهاد ناظر بازار را قابلمعامله، قابلفهم و قابلاعتماد نگه دارد؛ یعنی کشف قیمت را تسهیل کند، زیرساخت تسویه را ایمن کند، شفافیت بدهد و اجازه ندهد تصمیمهای عجولانه بازار را به صف و قفل تبدیل کند.
* کارشناس ارشد بازار سرمایه